دوشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۶
بابا جان! ميبخشي که لحن صحبتم مثل غرغرهاي توي تاکسي است، اما تو که از آن بالا حال و روز ما را ميبيني، پس به من حق ميدهي که همينطور بي هيچ ترتيبي و آدابي ادامه دهم. همين قواي انتظامي قبل از اين، در طرح ضربتي ديگر به زور بر سر مردم حجاب ميکرد. نميدانم شما در اول انقلاب هم با آنکه آنموقع شرايط هرج و مرج و بي قانوني بود همين کارها را ميکرديد يا نه. پس در اين مورد موضعي ندارم. اما واي خداي من! لِاَي الاُمورِ عِلَيکَ اَشکُو؟ از کدام کارها به تو شکايت برم؟ اينجا از هر چيز که شکايت کني متهم ميشوي به مخالفت با وليفقيه. حتي نميتواني به آتشنشاني محل انتقادي داشته باشي. چون زير مجموعهي فلانجاست و فلانجا زير مجموعهي بهمانجا و بهمانجا زير مجموعهي نيروهاي مسلح و نيروهاي مسلح زير نظر مقام معظم رهبري! ميگويند همه چيز با نظر و اجازه رهبر انجام ميشود. و من نميدانم در زمان حکومت پيامبر که اينهمه دستگاه حکومتي و پيچيدگيهايش نبود چه طور ماجراي تنگهي احد اتفاق افتاد؟ تقصير محمد(ص) بود؟ يا در زمان حکومت حضرت علي چه طور ماجراي حکميت صفين اتفاق افتاد؟ تقصير علي(ع) بود؟خميني کبير! بگذار مسائل بزرگتري را مطرح کنم. رئيس جمهور امروز ما کسي است که خيلي سعي ميکند در رفتار و گفتار اداي تو را دربياورد. اداي شعارهاي اول انقلاب را. و براي همين بعد از يکي دو دوره، الآن جوّ جمهوري اسلامي ايران دوباره انقلابي شده. همين رئيس جمهور محبوب ملک فهد عربستان را که تو دربارهاش گفته بودي "ما اگر از صدام بگذريم از او و آل سعود نخواهيم گذشت"، خادم الحرمين الشريفين خطاب کرد، ملک عبدالله اردن را در آغوش گرفت و برادر خطاب کرد، به رئيس جمهور آمريکا نامه نوشت و حالا دقيقا در آستانهي هجدهمين سالگرد ارتحال ملکوتي تو! بعد از بيست و هفت سال قطع رابطه با آمريکا که به دستور شخص شما بود، با آمريکا بر سر ميز مذاکره نشستهاند. البته ما در آن اندازه نيستيم که در اين کارهاي بزرگ چون و چرا بياوريم و سوال کنيم که آمريکاي سال هشتاد و شش با آمريکاي سال پنجاه و هشت چه فرقي کرده و يا چه و چه. آخر آقا روح الله! ما هيچ نميدانيم. ما حتي هنوز از انقلاب و جنگ مقدسمان هم هيچ نميدانيم. بايد منتظر بنشينيم تا اگر خدا بخواهد گاهي بزرگان نظام با هم دعوايشان بشود و نامه و سندي رو کنند و اين وسط ما بفهميم که اي دل غافل! چه خبرها که نبوده! و جريان جام زهر چيست و چرا جنگيديم و چرا نجنگيديم! يا يک پدر آمرزيدهاي از لبنان، "همانجا که همهي انقلاب را به آنجا صادر کرديم و چيزي براي خودمان نماند"، بيايد و مستندي بسازد به اسم تو آقا روح الله! و ما بعد از اين همه سال يکباره بنيصدر را در تلويزيون ببينيم و بدانيم روزگاري شخصي به اسم منتظري قائم مقام رهبري انقلاب بوده و چه و چه. تاريخ انقلاب و جنگ را هر وقت صلاح بدانند و آن هم به صورت قطرهچکاني به ما ميدهند. به ما که نه انقلاب را ديدهايم و نه جنگ را و نه تو را!

اينجا روزگار غريبي است نازنين! آقا روحالله! ما که نه انقلاب را ديدهايم و نه جنگ را و نه تو را، همانها که بهمان ميگويند آرمانگرا، خيلي بدبختيم! نسلمان رو به انقراض است. چوب دو سر طلائيم. از هر دو طرف فحشمان ميدهند. آنان که معناي "ولايت" را نميدانند در کار ما سخت درماندهاند. دوستي دارم که متهمم ميکند به خمينيسم و ميگويد دورانش که دههي شصت باشد، گذشته است. ميگويد اين انقلاب و اين جمهوري اسلامي از اول مشکل داشت. تناقض داشت. ميگويد پادشاه از اول لخت بود و تازه دارد معلوم ميشود. ميگويد اسلام دارد پيشرفت ميکند و دنيا را فتح مي کند اما در ايران دارد پسرفت مي کند و مردم را بيدين ميکند. و من ميدانم که به قول سيد آويني؛ دههي شصت دههي تو بود و از اين پس دههها هر چه بيايند، به جز تو انتساب نخواهند داشت. دوست ديگري دارم که ميگويد من و امثال من استحاله شدهايم، غربزده شدهايم، ديگر خودي نيستيم و حتي ضد ولايت فقيه هستيم. و من ميدانم که تو نيز از متحجّران بيش از ديگران رنج بردهاي. اي پدر خوب ما که در آسمانهايي، ما به تو پناه آوردهايم....
کجايي اي امام و رهبر ما، که چون دوست دشمن است شکايت کجا بريم؟
درد دلها از بس نگفته و ننوشته شدهاند از ياد رفتهاند. صادقانه بگويم، در ذهنم گنگاند و مبهم. سید حسنات ماشاءلله بزرگ شده، ما را یاد تو میاندازد و سید احمد. دنیا به سرعت در حال بدتر شدن است. دل خوش داريم به وصي تو که در همهي اين سالها تنها اميدمان بوده و هست. خدا ميداند که چقدر دوستش داريم و چقدر دلمان ميخواهد مثل اين جوان که در آغوش تو آرام گرفته در نبود تو، سر در بغل او پنهان کنيم و بگرييم. دست ما اگر بر نخل بلند وجود قائم آل محمد نميرسد، دست تو که مي رسيد، دست او که ميرسد.
و علم تو بر زمين نميماند، مگر ما مردهايم؟
برايمان دعا کن.
يکي از پسران يتيم و دلتنگ تو
منتشر شده توسط مجید عزیزی
دوشنبه، ۱۴ خرداد ۱۳۸۶ مجید عزیزی نظرات (33) عناوین دیگر :
آقا مرتضی! دستی برآر...
جهت اطلاع
عكسهاي من در نمايشگاه مرداد
الخير في ماوقع انشاءالله
فرشتهها
نظرات
2 « 1
سه شنبه، ۲۶ تیر ۱۳۸۶ - ساعت :۹:۴۹ صبح
انجمن مبارزه با تهاجم فرهنگی
خوب ما هم می خواهیم جز راویان باشیم
چه اشکالی دارد..........
چهارشنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۲:۱۷ بعدازظهر
سيد
دوست دارم . دوست دارم
قده تمومه آدما
قده تمومه عاشقا
دل بردي و پنهون شدي
از من چرا اي بي وفا
از من چرا... از من چرا....
عاشق شدم عاشق شدم
از چشم من پنهون نشو
تنها شدم تنها شدم
تنها نرو... تنهام نرو...
پر مي كشي تا آسمون
من خسته ي بي بال و پر
روزي كه برگردي دگر
از من نمي بيني اثر
دوست دارم . دوست دارم
قده تمومه آدما
قده تمومه عاشقا
یکشنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۰:۴۰ بعدازظهر
نادر
سرخوش زصبوي غم تنهائي خويشم
چون زلف تو سرگرم پريشاني خويشم
در بزم وصال تو نگويم ز كم و بيش
چون آينه خو كرده به حيراني خويشم
لب باز نكردم به خروشي و فغاني
من محرم راز دل طوفاني خويشم
يك چند پشيمان شدم از رندي و مستي
عمريست پشيمان ز پشيماني خويشم.
جمعه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱۱:۰۳ بعدازظهر
S.AMINI
" ويل لكل معتد اثيم "
" ويل لكل افاك اثيم "
نظر شما در مورد قطع يد در اسلام چيه؟ با حقوق بشر مخالفه؟
نظر شما در مورد كشته شدن يك جوان سرباز يك انسان كه مثل من و شما حق زندگي داره به دست همين اراذل مظلوم !! چيه؟
امثال سعيد امين و جلايي پور و اون 68 نفر در نظام اسلامي زندگي نميكردن ولي ديديم چه كردن
ثانيا شما كه اينقدر دم از ولايت ميزنيد اگر آقاي خامنه اي رو قبول داريد خود ايشون هم گفتن من به اين جوونا ( به قول شما بي دين) اعتماد دارم
در آخر كسي زن و بچه مردم رو ... چه عرض كنم بگذريم و كسي كه از انسانيت فقط غريزه تناسل رو شناخته لايق اين عقوبته
جمعه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱۰:۵۳ صبح
ترازو
آقا جان! چرا XML سايت كار نميكنه؟
چهارشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۶:۳۱ صبح
سهيل كريمي
آقا مجيد ! درد اين فنتي زياده ، احساسات خوشگل تو هم مثل خودت كه مجيد عزيزي ، عزيزه ! ولي اولويت ها رو فراموش نكن . اگه فكر مي كني با گذاشتن عكس حنانه هم تو سايت تون پوز امثال من مي خوره ، سخت در اشتباهي! يه هو ديدي عكس سيد محسن رو زدم رو پيشوني وبلاگم و افشاگري كلون راه انداختم ها !
در ضمن ، نادر تركه هم يه وبلاگ جديد راه انداخته كه آدرسش خيلي سخته و تو پارتيزان لينكش كردم . اُسگل رفته تو ياهو ، بلاگ راه انداخته كه خودش هم سر در نمي ياره چي به چيه ! آخرين كلام : دوستت دارم هزار تا ...
چهارشنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۶:۳۰ صبح
سهيل كريمي
سلام مجيد جان ! اوهوي دزد بد ! ما تو اين مملكت و تو اين دنياي سر تا پا وارونه اين قدر داد براي زدن داريم و اون قدر داد براي ستاندن كه ديگه حق و داد جماعت اوباش مي ره اون ته ته ها . نه اين كه اين ها حقي براي كتك نخوردن نداشته باشن ، چرا ، اين ها هم طبق قانون خدا كه افضل همه ي قوانينه ، حق كتك نخوردن و بي محاكمه حد نخوردن و به ناحق تعزير نشدن رو دارن ولي تو اين همه نامردي و نامرادي و حقيقت رو زير پا گذاشتن و ظالمانه بر مظلوم تاختن و به اسم تشخيص مصلحت نظام ، همه رقم تشخيص حقيقت نظام رو ذبح شرعي كردن و مملكت رو قلمبه به اجانب فروختن و ... چه جاي بي نوبت دفاع از اراذل و فواحش مي مونه ؟ امروزه روز ، حنجره ت رو براي اون هايي زخم و زيلي كن كه همه چي مون رو تو توبره ي دين فروشي ريختن و عدل و داد ، پسته ي تو جيب شونه ! اون هم از نوع خندان اكبري مزارع رفسنجان !
مجيد جان ! بشاگرد رفتي و ديدي باقيات صالحات حاج عبد الله والي رو . حالا مي شه فهميد چه فرقيه بين اون خدا بيامرز و جماعت بي ناموسِ وطن فروش كه 16 سال چه ها با اين مرز و بوم نكردن . و حالا مي شه فهميد كه بله مي شه براي اين مملكت با دست خالي از دنيا و انبان پر از اُخری كار كرد و نتيجه ش رو هم نصيب آدماي صاحب حق كرد ولي ... اين ها همه ، دردهاي الويت داره . از ديگر دردهاي از اين دست ، غريب موندن آرمان حضرت صاحبه كه دو تا برنامه ي درست براي پيش واز رفتنش نداريم . حالا هي خودمون رو بكشيم كه اللهم كن لوليك الحجت ابن الحسن ...
سه شنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۰:۵۲ بعدازظهر
عقيق
این آدم بدها فوقش از پلیس و افتابه ونهایتش از مسئولین مملکت متنفر میشه اما
درد بزرگتر هین دست برخورد های پلیسی با بد حجابیه که باعث تنفر بیشتر از حجاب وباحجاب و دین وخدا وپیغمبر می شه بیدار شو عزیز
بیدار شو عزیز
کین درد مشترک هرگز جدا جدا درمان نمی شود
یکشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۹:۲۶ بعدازظهر
Ali
سلام
میدونی یکی از خصوصیات کشورهای جهان سوم چیه؟
مقدس کردن رهبرها..
یعنی کاری که ما هم در کشورمان انجام میدیم!
قلعه حیوانات رو مطالعه کنید تا آسیب های این کار رو ببینید!
خمینی، خامنه ای، و یا هر کسی دیگر که رهبر این کشور میشه، دلیلی بر مقدس بودنش نداره.. افرادی رو می بینم که هنگام سخنرانی اینها چنان گریه میکنن که اگر یک غریبه ببینه فکر های عجیب غریب میکنه..
با مقدس کردن افراد، حتی اگر بدونیم که فلان کار اونها اشتباه هست، نمیتونیم چیزی بگیم، چون مقدس هستن..
این انقلاب، با همه خوبی ها و بدی هایی که داره نتیجه رهبری خمینی هست.. درسته؟ همونطور که خوبی ها را به اون نسبت میدیم، بدی ها هم باید نسبت بدیم.. درسته؟
ولی دیدی یکبار این کار رو بکنن؟
همون روزی که شما این رو نوشتی، در بارگاه ایشون پولهایی خرج میشد نا گفتنی.. خرج های گزاف.. حالا چقدرش توی جیب بعضی از آقایون رفته خدا میدونه..
فکر میکنی چندین سال دیگه چی میشه؟ 22 بهمن تبدیل میشه به یه جشنی مثل جشن های شاهنشاهی.. غیر از اینه؟
ولی به کی بگی؟
مگه جرات داری دهنت رو باز کنی؟ مگه توی همدان نبود که یک قاضی بدون محاکمه افراد رو به اعدام محکوم میکرد و در کمال پر رویی میگفت: این ها یا مجرم هستن یا بیگناه، اگر مجرم باشن نتیجه تعمالشون رو دیدین و اگر هم بیگناه باشن که میرن بهشت..
وقاحت رو می بینی؟ در روزنامه همشهری هم به چاپ میرسه..
یکشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۴:۰۷ بعدازظهر
haman ghabli
yadam raft begooyam . yadat naravad haman emame azizat bud ke hezarha nafar ra baad az aenghelbash be dar keshid o kosht o koshtare daste jami kordha ra be samar avard,... fek nakon ke ali goo ha ali joo ham hastand .. ali ali
یکشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۴:۰۲ بعدازظهر
yek afghan
be hadese oftadam tooye blogat .. khoshalam . neveshtanat be delam neshast .. khodam tooye iran bozog shodam ,.. to agr nemidani bedan ke ba afghanha badtar az arazel o obash barkhord mishavad .. ba kasi gheir az khoda harf nazan .. chera vaghti khoda hast dast basteii be damane akhoondhayee ke iran ra be lajan keshideand
یکشنبه، ۲۰ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱:۰۵ بعدازظهر
باران محسني
(:
شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۲:۴۰ بعدازظهر
محمد
بسم الله القاصم الجبارین
تا دوست همه بال گشودند و رسیدند
ما همت خود بیشتر از هیچ نراندیم
یا حق مدد!
التماس دعا
شنبه، ۱۹ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱:۰۲ صبح
At
آدرس ايميل شخصي لطفا !!
جمعه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱۱:۳۲ بعدازظهر
حسين شيرالي
امام شاهد باش كه اين گفت و آنها نشنيدند........و باز هم شاهد باش كه مسخره هم كردند......يا علي
جمعه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۵:۰۰ بعدازظهر
آرام
سلام
خسته نباشي مرد انقلابي ...
علي علي
جمعه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱:۲۸ صبح
امید محدث
خيلي خوب بود ... خيلي صميمي و دردناك ..
دل تنگيت بدجور اذيتم كرد جوون ...
مدت ها بود تحت تاثير نوشته اي قرار نگرفته بودم ... خيلي عالي بود ...
چقدر حرف داشت ..چقدر صادق بود .. !!
جمعه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۱:۱۹ صبح
امید محدث
مدت ها بود كه اين طور تحت تاثير قرار نگرفته بودم ... واقعيتش اينه كه گريستم از سر دلتنگي ، نه براي امام براي نسل خودم كه نتوانست هويت دار شود !
بعضي جاهاش اتيش ميزنه :
"اينجا از هر چيز که شکايت کني متهم ميشوي به مخالفت با وليفقيه"
چوب دو سر طلائيم. از هر دو طرف فحشمان ميدهند
..................
به دلم نشست ... خيلي ... دلتنگيت بد جور اذيتم كرد
پنجشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۷:۰۵ بعدازظهر
مهدي شيخ
سلام داش مجيد!
داش مجيد 75 سي سي!
از آفتابه و اينها كه بگذريم به نظر من اگر بقيه متن هم نبود همين يك تيكه كفايت مي كرد:
آخر آقا روح الله! ما هيچ نميدانيم. ما حتي هنوز از انقلاب و جنگ مقدسمان هم هيچ نميدانيم. بايد منتظر بنشينيم تا اگر خدا بخواهد گاهي بزرگان نظام با هم دعوايشان بشود و نامه و سندي رو کنند و اين وسط ما بفهميم که اي دل غافل! چه خبرها که نبوده! و جريان جام زهر چيست و چرا جنگيديم و چرا نجنگيديم! يا يک پدر آمرزيدهاي از لبنان، "همانجا که همهي انقلاب را به آنجا صادر کرديم و چيزي براي خودمان نماند"، بيايد و مستندي بسازد به اسم تو آقا روح الله! و ما بعد از اين همه سال يکباره بنيصدر را در تلويزيون ببينيم و بدانيم روزگاري شخصي به اسم منتظري قائم مقام رهبري انقلاب بوده و چه و چه. تاريخ انقلاب و جنگ را هر وقت صلاح بدانند و آن هم به صورت قطرهچکاني به ما ميدهند. به ما که نه انقلاب را ديدهايم و نه جنگ را و نه تو را!
(كپي پيست كردم كه هم خودت و هم بقيه و هم حودم محض تاكيد يك بار ديگر بخوانيمش. مرض نداشتم!)
يا علي مددي
پنجشنبه، ۱۷ خرداد ۱۳۸۶ - ساعت :۷:۰۵ بعدازظهر
مهدي شيخ
سلام داش مجيد!
داش مجيد 75 سي سي!
از آفتابه و اينها كه بگذريم به نظر من اگر بقيه متن هم نبود همين يك تيكه كفايت مي كرد:
آخر آقا روح الله! ما هيچ نميدانيم. ما حتي هنوز از انقلاب و جنگ مقدسمان هم هيچ نميدانيم. بايد منتظر بنشينيم تا اگر خدا بخواهد گاهي بزرگان نظام با هم دعوايشان بشود و نامه و سندي رو کنند و اين وسط ما بفهميم که اي دل غافل! چه خبرها که نبوده! و جريان جام زهر چيست و چرا جنگيديم و چرا نجنگيديم! يا يک پدر آمرزيدهاي از لبنان، "همانجا که همهي انقلاب را به آنجا صادر کرديم و چيزي براي خودمان نماند"، بيايد و مستندي بسازد به اسم تو آقا روح الله! و ما بعد از اين همه سال يکباره بنيصدر را در تلويزيون ببينيم و بدانيم روزگاري شخصي به اسم منتظري قائم مقام رهبري انقلاب بوده و چه و چه. تاريخ انقلاب و جنگ را هر وقت صلاح بدانند و آن هم به صورت قطرهچکاني به ما ميدهند. به ما که نه انقلاب را ديدهايم و نه جنگ را و نه تو را!
(كپي پيست كردم كه هم خودت و هم بقيه و هم حودم محض تاكيد يك بار ديگر بخوانيمش. مرض نداشتم!)
يا علي مددي
2 « 1