پنجشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۵

قرار بود آن شب بحث و تبادل نظر شود که در اين موقعيت (جنگ لبنان و اسرائيل) وظيفهي ما چيست و "چه بايد کرد". بر خلاف اينکه به نظر ميرسد اين جمع يک دست و همعقيدهاند، تمام مدت چهار ساعت جلسهاي که تا نيمه شب ادامه داشت به جر و بحث و نظرات مخالف و گاهي متضاد گذشت و در آخر دوستان به اتفاق به اين نتيجه رسيدند که تنها چيزي که از جلسه به دست آمد، اين بود که چقدر با هم اختلاف داريم! يکي از شرکتکنندگان ميگفت ما بدون اذن ولايت نبايد حرکتي کنيم. آن يکي ميگفت اصلا ولايت يعني چه؟ ما اول بايد معناي ولايت را مشخص کنيم! و بعد هم از ولايت حضرت عباس به امام حسين مثال ميآورد، يکي دیگر جوابش را داد که آقا جان اصلا از توحيد و خداشناسي شروع کنيم خوب است؟ يکي هم ميگفت مشکل ما اين است که حزبالله لبنان، امام دارد و ما نداريم و وقتي تعجب همهگان برانگيخته شد، افاضه فرمودند که مشکل ما اين است که به امام خامنهاي توجه نداريم! يکي ديگر گفت اين حرفها چيست آقا! ولي فقيه من الآن سيد حسن نصرالله است! يکي ميگفت بايد فردا جلوي ستاد مشترک سپاه تظاهرات کنيم که به ما اسلحه و آموزش بدهد. يکي به احمدينژاد اعتراض ميکرد که چرا عکسالعملي نشان نميدهد، يکي مخالفت ميکرد که اين خوب نيست و ما بايد امضاي اينترنتي جمع کنيم. دبير جنبش عدالتخواه دانشجويي هم از اعزام پنج اتوبوس شهادتطلب به لب مرز ميگفت و اينکه اجازه خروج نگرفتند و برگشتند. خلاصه که جلسهي جالبي بود.

به هر حال جنگ لبنان و اسرائيل تمام شده است و اين حرفها ديگر موضوعيت ندارد. نکتهي جالب و مورد نظر من چيز ديگري است. در اين جلسه، کساني که قبلا براي روي کار آمدن دولت احمدي نژاد هر کاري از دستشان برميآمد کرده بودند و از بهترين و تابلوترين مدافعان دولت و نظام بودند، حالا داشتند بر عليه او و کل نظام حاکم بر مملکت داد و بيداد ميکردند. اين وسط يک نفر که سردبير نشريهاي است که در حين حمايت از دولت، نقدهاي خوبي هم بر برخي عملکردهاي آن ميکند، يعني وحيد جليلي سردبير سوره، حرفي زد که جوّ جلسه را شکست: " بابا جمهوري اسلامي حکومت خوبيه، شاه رفته به خدا! حکومت اسلامي اونقدرهام بد نيست به قرآن مجيد!" بعد هم با يک صحبت آرام و منطقي جو جلسه را از حالت جرّ و بحث خارج کرد و چند طرح خوب داد. صحبتهاي وحيد جليلي در جلسه را از اينجا بشنويد.
شما را به خدا ببينيد! فکر نميکنم ديگر نيازي به توضيح باشد. امروز انتشار نشريهي سوره يادگار شهيد سيد مرتضي آويني و پرمخاطبترين نشريه فرهنگي انقلاب را متوقف و سردبير و هيئت تحريريهاش را اخراج کردهاند+. به اين بهانه که نقدهاي غير علمي بر عليه مديران دولتي مينوشتهاند.+ به کجا داريم ميرويم؟ به کجا دارند ميبرندمان؟
يَحذَرُ المُنافِقُونَ اَن تُنَزَّلَ عَلَيهِم سُوَرةٌ تُنَبِّئُهُم بِما في قُلُوبِهِم قُلِ استَهزِوُا اِنَّ اللهَ مَخرِجٌ ما تُحذَرُونَ
منافقين از آن بيم دارند که سورهاي بر ضد آنان نازل شود و به آنها از درون قلبشان خبر دهد. بگو: "مسخره کنيد! بيترديد خداوند آنچه را که از آن ميترسيد بر ملا خواهد کرد".
+اعتراض به توقیف ماهنامه سوره
+جوابیه سردبیر سوره به عطاءالله مهاجرانی
+جوابیه سردبیر سوره به مدیرمسئول کیهان
+امیر اسماعیلی عزیز نوشته
+سوره علمی نیست که بر خاک بیافتد
+تعطیلی سوره در گوگل
منتشر شده توسط مجید عزیزی
پنجشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ مجید عزیزی نظرات (17)
عناوین دیگر :آقا مرتضی! دستی برآر...جهت اطلاععكسهاي من در نمايشگاه مردادالخير في ماوقع انشاءاللهفرشتههانظرات
سه شنبه، ۲۱ فروردین ۱۳۸۶ - ساعت :۱۱:۲۳ صبح
bita
چيزي كه نهايت نداره حماقته!
كتابهاي آويني رو خوندم اما فكر نمي كردم يه مشت تروريست زيرزميني خودشونو پيرو اون بيچاره بدونن!
خوشحالم كه هيچ وقت سوره نخوندم و نمي خونم ! چون هنوز درجه حماقتم به شماها نرسيده!
اميدوارم خودتون همديگه رو قلع و قمع كنيد تا از وجود منحوس شما تروريست هاي چماق بدست همه ما ايرانيهاي صلح دوست راحت بشه!
یکشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۱۱ بعدازظهر
آرام
سلام
باز کن پنجره را
فصل بهارست
به کناری بزن اين پرده ی غمگين دل آزار
باز کن پنجره را
تا زند دختر خورشيد ُ بر اين غمکده لبخند
باز کن پنجره را
تا بخوانيم به همراه کبوتر ُ غزل صبح
تا برانيم به آواز قناری غم خود را ز دل تنگ ...
-------------------------
سالتان باد به صد سال فرح بخش قرين
-------------------------
ياس آرام من برای سال نو در فراق ياس جوونه زده
-------------------------
درست مي شه . سوره رو مي گم ...
-------------------------
علی علي
یکشنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۳۷ بعدازظهر
بي نام
سلام
رحلت نبي رحمت و شهادت سبط اكبر را تسليت مي گويم .
. حتما شما را دعوت كرده بودند كه عكس بگيريد !
.
التماس دعا
چهارشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۱۹ بعدازظهر
فرزانه(دخترك كولي)
من از خيلي وقته نبودم................كامل ميخونم ميام.
چهارشنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۲۳ صبح
محمد امين
سلام. امروز عازميم. حلالمون كن. يا علي
سه شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۱۱ بعدازظهر
سيد محمد امين جعفري حسيني
سلام. من هم دوست شما هستم. با مطلبي در مورد سوره به روزم
سه شنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۲۵ صبح
سيد سعيد
جايه احمدي نژاد خالي بوده. اگه اونم بود حتما از خودش انتقاد مي كرد
دوشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۵:۳۸ بعدازظهر
شمرشناسي
فرصت خوبي بود با اين سايت آشنا شدم ... از سوره زياد شنيدم اما مجال خواندن نبود (متاسفانه) ... مغز ها را مجوز ها تعطيل نتوانند كردن !
یکشنبه، ۲۰ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۲۳ صبح
عبداله فاني
سلام مجيد جون
فقط بلديم موازي بازي كنيم بدون اينكه بدونيم چيكار داريم مي كنيم
شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۱۰ بعدازظهر
خودم
سلام. پس چرا سخنان جلیلی نیست؟
شنبه، ۱۹ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۱۳ صبح
عاطفه
جالب بود...!! واسه يكي مثل من كه اصلا روحش هم خبر دار نميشه از اين جور جلسه ها و اينكه چيا گفته ميشه..خيلي جالب بود!
و جالب تر از اين، اينكه وقتي از بالا به اين موضوع نگاه كني، مي بيني همه الان به حدي رسيدن در همه جاي دنيا كه به هيچ نتيجه اي نمي رسن تو هر نوع بحث و گفتگويي..!!....و همه يه جور سرگردنوني را دارن...و احتياج به يك عالم ما فوق اين بشريت دارن تا يه راه حلي پيدا شه....انشالله كه امام زمان(عج) هر چه زودتر ظهور مي كنن و همه از اين سرگردوني نجات پيدا كنيم! :) موفق و مويد باشيد (´´•.¸(´´•.¸« امضاء: عاطفه! » ¸.•´´) ¸.•´´)
جمعه، ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۳۰ بعدازظهر
رضا
من حاج سعيد را نميشناسم « من وشمايي كه سعيد رامي شناسيم مي فهميم چه مي گويد اما آدمهاي مريض و احمق كه نمي فهمند چكار كنند.» پس ....
به اين ميگن يك نگاه جامعه شناسانهي مشتي!!
جمعه، ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۳۴ بعدازظهر
مهدي
بسم الله
سلام
ويدئوي قشنگي بود. كاش لينك دانلود هم مي ذاشتي. ضمنا لينك حرفهاي جليلي كو؟
جمعه، ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۲۹ صبح
مجيد
سلام
به نظر من كه پخش اين قسمت صحبتهاي حاج سعيدبسيار كار بدي است. بنده خدا من وشمايي كه سعيد رامي شناسيم مي فهميم چه مي گويد اما آدمهاي مريض و احمق كه نمي فهمند چكار كنند.
خواهش مي كنيم بيش از اين براي حاج سعيد دردسر درست نكنيد
اسم كليپ هم بسيار زشت و نامتناسب است! خدا وكيلي اعتقاد سردار قاسمي اين است كه : نظام تعطيله!
شما كه سابقه دار هستي اينترنت يعني جلوي چشم دوست و دشمن. باهمه اصولگراييمان بايد قبول كنيم شادكردن دل دشمن و دلسرد كردن دل دوستان به هر شكلي غلط و غيرقابل قبول است
جمعه، ۱۸ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۵۷ صبح
محمد امين
خسته ام. تهران هم هستم. بعد از اينكه كمي استراحت كردم برميگردم. اگر خدا خواست
يا علي
پنجشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۴۵ بعدازظهر
حيدري
سلام
خوشحالم كه بالاخره شماها هم به اين نتيجه رسيدين كه ما نيروهاي به ظاهر ارزشي هيچ نقطه اشتراكي نداريم.چيزي كه ما سال گذشته در دانشگاه فردوسي بهش رسيديم.وقتي بچه هاي نهاد و بيسج و هيئت و جامعه اسلامي دور هم جمع شديم ديديم باباچه خبره؟؟؟!!!ما از چه چيزايي خبر نداشتيم.
در نهايت هم الان كه يك سال ميگذره و نتونستيم تفاهم ايجاد كنيم تصميم گرفتيم كه صبر كنيم.انشاالله امام زمان(عج)ميان درست ميشه؟؟؟!!!!شماهم همين كار رو بكنين.به نفعتونه.وگرنه سال ديگه به اين نتيجه ميرسيبن.
از ما گفتن بود.
پنجشنبه، ۱۷ اسفند ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۳۴ صبح
عماد هنرپرور
آقا مجيد... جلسه بعدي ديگه دعوت نيستي فكر كنم! (البته شديدا از ته قلب آرزو مي كنم جلسه ي بعدي وجود نداشته باشه يا اگر هم بود درباره جنگ نباشه, راستي, گروني و فساد اداري مالي داخلي و مبارزه با طرح هاي اشتغال "زدايي" و "تكفير" ارباب رجوع دولت هم موضوعات خوبي هستند ها!! مطرح بفرماييد!)
ارادتمنديم