شنبه، ۶ اسفند ۱۳۸۴
یا علیمنتشر شده توسط مجید عزیزی
شنبه، ۶ اسفند ۱۳۸۴ مجید عزیزی نظرات (19) عناوین دیگر :
آقا مرتضی! دستی برآر...
جهت اطلاع
عكسهاي من در نمايشگاه مرداد
الخير في ماوقع انشاءالله
فرشتهها
نظرات
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۷:۱۴ صبح
مهدي
يكم: سلام
دوم: ميداني كه بچه شش ماهه يك جور گير دارد. شايد بايد صبر ميكردي كه نه ماهت تمام شود بعد.
سوم: تازه بچه خيلي بايد اهل استعداد باشد كه بعد از يك سال اين همه كار را بكند. من كه هنوز بعد از 25 سال ميلنگم
چهارم: بعضي موقع ها ننوشتن خيلي هم هنر است.
اين را از زماني كه مينويسم يافتم.
پنجم: خدا تحمل شما را هم زياد كند.
ششم: يك سالي ميگذرد كه نديده ام سقاخانه اسماعيل طلايش را...
هفتم : يا حق
دوشنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۸:۳۰ بعدازظهر
حامد کاربیست
تا اونجایی که من می دونم آقای شریعتمداری مدیر مسئوله نه سردبیر. در ضمن سلام
دوشنبه، ۲۲ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۴۹ صبح
آسمون هفتم
شايد هيچ حرف تازه اي بعد از سلام نباشد كه من و تو تمام دايره المعارف فرياد را در جستجوي مفهوم جديدي براي سكوت ورق زديم ...
یکشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۳۲ صبح
فاطمه قضاتلو
شرمنده مون كردين... بازم ممنون
یکشنبه، ۲۱ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۱۳ صبح
فاطمه قضاتلو
سلام
خيلي وقته منتظريم قلمتون گرم بشه
ببخشيد بخاطر اينكه اون روز من و فاطمه گودرزي خيلي سرتون غر زديم .
ولي ما بازم منتظريم
...
سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۵۷ بعدازظهر
جيران
خوش برگشتي !
سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۰۵ صبح
ويروس
تازه اگه الان وبنگاشت آف نذاشته بود كه شما برگشتين . من نمي فهميدم كه شما آپديت كردين و برگشتين .
خوش باشين.خداحافظ
سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۰۴ صبح
ويروس
حرف درست ممکن است کارساز باشد ، اما هیچ حرفی کارساز تر از یک مکث درست و به موقع نیست . = مارک تواین
سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۵۶ صبح
ويروس
سلام. خوش برگشتين . قرار بود بعد از امتحان ها برگردين به گروه ديگه . نه ؟ ترم جديد هم شروع شده و از شما توو گروه خبري نيس .
سه شنبه، ۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۰۸ صبح
مهدي
كار خوبي ميكني ... اول نرمش بعدا ورزش ..... منتظريم .
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۱۹ بعدازظهر
فاطيما
ببخشيد چون احيانا ممكنه اقاي كامران نجف زاده بيان اينجا ميخوام ازشون بپرسم كه ايا به ميلهايي كه براشون فرستاده ميشه جواب ميدند يانه؟خيلي ممنون
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۱۷ بعدازظهر
چشم براه
اللهمّ احفظ قلم الرواة!
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۰۸ بعدازظهر
فاطيما
سلام به عمو كه نه داداش مجيد گل و گلاب چه عجب ردپايي از شما ديديم...من وبلاگ شما رو هنگام searchكردن اسم اقاي كامران نجف زاده پيدا كردم و وقتي اسم شما رو ديدم كلي حال كردم چون موقعي كه توي نسل3 بوديد هزاربار كه نه اما ده بار نامه نوشتم اما پست نكردم اميدوارم از اين راه بتونم با شما رابطه خوبي داشته باشم ...
داداش گلم دوستت دارم هزارتا...
بازم ميام منتظر باش...ياعلي
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۵۴ صبح
باد صبا
سلام مجيد خان ببخشيد جان! . اينشالا 6 ماه ديگه ميام مطلب بعديتو ميخونم . البته اگه دندوناي اون بچه 6 ماهه در اومده باشه و ... زت زياد!
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۴:۳۰ صبح
11111
عشقبازي كار بازي نيست اي دل سر بباز
ورنه گوي عشق نتوان زد به چوگان هوس
دوشنبه، ۸ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۳۳ صبح
پلاک جنگی
اوه ماي فيبري ي يت ت ...................بنويس............
یکشنبه، ۷ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۱:۳۵ بعدازظهر
مهدي
سلام. من دوباره برگشتم. سر بزن پيام بزار لينك هام پاك شدن. ممنون/. تا بعد
یکشنبه، ۷ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۱۶ صبح
خاتون
فك را كه پلمپ كرده اند اساسي والا خيلي چيز ها بود كه ميشد نوشت ....
اي روز آمدن .... اي مثل روز آمدنت روشن .... اين روزها كه ميگذرد هر روز .... در انتظار آمدنت هستم ... اما ... با من بگو آيا من نيز .... در روز آمدنت هستم ؟
شنبه، ۶ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۳:۴۱ بعدازظهر
روح الله
يعني آخر دو دره هاي دنيايي...........