روایت امروز
...
نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اُس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشوراییٍ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه‌جانبه با شیطان آماده کنیم...
سیدمرتضی آوینی رحمه‌الله علیه
آینه‌ی جادو، جلد دوم، مقاله‌ی اول
1367 ه.ش.










 
یکشنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۹
در آخرين ساعت‌هاي سال هزار و سيصد و هشتاد و نه هجري شمسي تصميم گرفتم يكي از نوشته‌هاي دوره‌ي نوجواني‌ام را در راوي منتشر كنم.
براي خودم خواندن دوباره‌ي اين داستان طعم عجيبي دارد. خوشبختانه اين طعم از جنس پشيماني و حسرت و افسوس نيست.
الحمدلله من از نوجواني خودم راضي‌ام؛ هر چند كه مهم رضايت خداست! اما در هر صورت يادآوري دوران سپري شده ي نوجواني براي من شرم آور نيست. من حداكثر توانم را در آن سن صرف زندگي معنوي خودم و ديگران كردم. شكر خدا به كسي آسيب جدي نرساندم و از كسي آسيب جدي نديدم.
سال سوم راهنمايي در امتحان ثلث دوم درس انشا، بداهتاً خلاصه ي اين داستان را ذيل موضوع خلاقانه‌ي: «من او را در تاريكي ديدم...» نوشتم و معلم عزيز لابلاي برگه ي صد و بيست نفر ديگر خواند و خوشش آمد و تحويلم گرفت. سال اول دبيرستان همان ايده را پر و بال دادم و يك سال بعد به توصيه‌ي بهترين معلم دوران تحصيلم براي مجله‌ي كيهان بچه‌ها فرستادم. از روز پست كردن اين داستان تا انتشارش در صفحه‌ي تجربه‌هاي كيهان بچه‌ها هر هفته سه‌شنبه‌ها، در راه برگشت از مدرسه، مجله را مي‌خريدم و همان‌جا توي خيابان زير و رو مي‌كردم كه ببينم چاپش كرده‌اند يا نه. زمان ما براي يك دانش‌آموز دوم دبيرستاني چاپ داستانش توي يك مجله‌ي معتبر هفتگي افتخار بزرگي بود. با خودم فكر مي‌كردم كه حتماً خيلي سرشناس و مشهور مي‌شوم و همه‌ي اطرافيانم به وجودم افتخار مي‌كنند. (چيزي شبيه تخيلات شخصيت داستان‌هاي مجيد هوشنگ مرادي!)
روي جلد
بالاخره قصه‌ي من چاپ شد. اما بعد از اين‌همه انتظار، خجالت مي‌كشيدم آن را به عزيز نشان بدهم. الان هم يادم نمي‌آيد كه آخر عزيز داستان چاپ شده را خواند يا نه. شايد برايتان عجيب باشد كه  تا امروز هم فقط يكي دو تا از رفقاي درجه يك و همان معلم نازنين اين داستان را خوانده‌اند. حق مي‌دهم كه خوانندگان جوان‌تر اين سطور كه شبكه‌ي جهاني و وبلاگ و ... جزئي از زندگي روزمره‌شان به‌حساب مي‌آيد، نتوانند روحيه‌ي آدم‌هاي روزگار عدم رايانه و عدم اينترنت را درك كنند. ما خيلي خجالتي و سر به زير بار مي‌آمديم. در اضطراب دائم از ارائه‌ي خودمان به ديگران...
در حقيقت قصه‌ي من از زبان اول شخص بود و مي‌ترسيدم آشنايانم فكر كنند پسرك واكسي داستان، استعاره‌اي از خودم است. از مظلوم‌نمايي خوشم نمي‌آمد. داستان من درباره‌ي «مرد» بود و بيش از آن‌كه با «پسرك» همذات‌پنداري كنم، «مرد» را ستايش مي‌كردم.
اين نوع برخورد با نوشته‌اي عمومي، اولين درس‌ها را درباره‌ي چيستي حريم خصوصي و سطوح امنيتي انتشار محتوا و اطلاعات به من مي‌داد.
اما حالا ديگر مهم نيست. به شما اجازه مي‌دهم اين قصه را بخوانيد. تاريخ انقضاي آن فرا رسيده‌است. اين را به بهانه‌ي گفتگو با يك دوست درباره‌ي نوشتن و انتشار دادن بدانيد. همين كافي است.

مرد-1

مرد -2

مرد - 3
(براي خواندن متن، ابتدا تصاوير را ذخيره و بعد باز كنيد)


منتشر شده توسط حسين غفاري
یکشنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۹     حسین غفاری     نظرات (2)

عناوین دیگر :
آقای دکتر؛ یعنی پسرم خوب میشه؟
داستان يك داستان
پیام بریِ پاره وقت در روال اداری
شیوه ی رندان بلاکش
طواف دوست



نظرات



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
سه شنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ساعت :۱۱:۱۱ صبح
سید احسان
عجب دوستی داشتما! حیف که قدرشو ندونستم. اینجاست که باید اعتراف کرد صنایع یزد می تونه از برق شریف هم بالاتر باشه...!
    ehsannaraghi@yahoo.com    
شنبه، ۱۳ فروردین ۱۳۹۰ - ساعت :۱:۱۵ صبح
سیدعلی
پس صمد غفاری الکی حسین غفاری نشده!
    shakib@isu.ac.ir    
پدیده‌ی «باحجابان بی‌حیا» در تلویزیون ایران
مطلبی بسیار خواندنی درباره‌ی ابعاد پنهان بی‌حیایی باحجابان:
«ارتباطات غیر کلامی» وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد...

لطفا مدیران مدارس نخوانند
... البته مدیری که چنین چیزی از معلم المپیاد می‌خواهد، هرگز به ‌روی خودش هم نمی‌آورد که سرنوشت دانش‌آموزی که به امید فتح افق‌های دور (و البته با اخذ شهریه اضافه به نام کلاس المپیاد) به ‌زور به کلاس المپیاد فرستاده‌ می‌شود، هیچ اهمیتی ندارد...

بازی جدی است!
در ویژه نامه‌ی نوروز 90 هفته نامه‌ی پنجره، پرونده‌ای برای بازی‌های رایانه‌ای کار شده که محمد سیدغراب زحمتش را کشیده. چند تا مصاحبه و مقاله با دیدگاه‌های مختلف جمع کرده‌اند که خواندنی است.
یک چیزی هم خودم نوشته‌ام که مستقلاً در راوی منتشر می‌کنم.

درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
همه چيز از انتشار يك استفتاي فقهي درباره ي ولايت فقيه از آيت‌الله خامنه‌اي شروع شد. جنجال رسانه‌اي و ديگر هيچ.
به اين بهانه پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبري پرونده ي خوبي در رابطه با اين موضوع جمع و جور كرده كه هنوز درحال تكميل است.
اگر حال و حوصله داشته باشيد حتماً مطالب جالبي در آن پيدا مي‌كنيد.

نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه