دوشنبه، ۱۴ دی ۱۳۸۸
اي كرمت خستهدلان را شفا / آينهي دل ز تو دارد صفا
اي تو صفاي دل دلدادگان / اي كرمت چارهي بيچارگان
خاك درت سرمهي چشم وجود / روشني عالم غيب و شهود
خسته و درمانده و آوارهام / چارهي من ساز كه بيچارهام
غير تو ام دلبر و دلدار نيست / در دو جهان جز تو مرا يار نيست
اين من و اين سينهي مجروح من / خسته ز عصيان و گنه روح من
خلوت شب نور اميد من است / لطف تو چون صبح سپيد من است
من ز گنه نادم و دلخستهام / دل به اميد كرمت بستهام
دل به اميد كرمت بستهام
اي تو صفاي دل دلدادگان / اي كرمت چارهي بيچارگان
خاك درت سرمهي چشم وجود / روشني عالم غيب و شهود
خسته و درمانده و آوارهام / چارهي من ساز كه بيچارهام
غير تو ام دلبر و دلدار نيست / در دو جهان جز تو مرا يار نيست
اين من و اين سينهي مجروح من / خسته ز عصيان و گنه روح من
خلوت شب نور اميد من است / لطف تو چون صبح سپيد من است
من ز گنه نادم و دلخستهام / دل به اميد كرمت بستهام
دل به اميد كرمت بستهام
دريافت صوت
+ اين هديهي ناقابل را به برادر كوچكم تقديم ميكنم كه خودش خوب ميداند که دوستش دارم.
+ اذ دخلوا عليه فقالوا سلاما قال انا منكم وجلون. قالوا لاتوجل انا نبشرك بغلام عليم.
منتشر شده توسط حسين غفاري
دوشنبه، ۱۴ دی ۱۳۸۸ حسین غفاری نظرات (4) عناوین دیگر :
«سر رسید» داشتن
قصه هاي پيامبران (3)
دلم گفت بگويم بنويسم
صياد دلها
يك شيشه مرباي تمشك
نظرات
یکشنبه، ۲۰ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۰:۰۸ بعدازظهر
حامد عزيزي
سلام.
به ياد رفيقم شهيد امير حسام ذوالعلي بروزم
پنجشنبه، ۱۷ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۸:۵۴ صبح
رضا پذیرایی
سلام دوست بزرگوار و بزرگ اندیش
آمدم برای غزلی دعوتتان کنم که باشد اجابتم کنی
باغ سعادتتان شکوفا باد...
چهارشنبه، ۱۶ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۱:۱۹ بعدازظهر
نجوا
چه زبان دلم بود...
سپاس به خاطر آوردنش اینجا و البته فایل صوتی دلنشین اش.
روزگار شما و برادرتان خوش باشد الهی.
سه شنبه، ۱۵ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۸:۰۲ بعدازظهر
At
سلام !
این شعر آغازی هیئت محبین الرضا ست....