روایت امروز
...
نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اُس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشوراییٍ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه‌جانبه با شیطان آماده کنیم...
سیدمرتضی آوینی رحمه‌الله علیه
آینه‌ی جادو، جلد دوم، مقاله‌ی اول
1367 ه.ش.










 
جمعه، ۲۷ آذر ۱۳۸۸


اين جا چيزي نوشته بودم كه جهت عمل به احتياط مستحب برداشته‌ام.
اما پي‌نوشته‌ها و نظرات دوستان هنوز خواندني است.


پ.ن. آفاقي:

*
يَا أَيُّهَا النَّاسُ
اتَّقُوا رَبَّكُمْ
إِنَّ زَلْزَلَةَ السَّاعَةِ شَيْءٌ عَظِيمٌ  (حج-1)

*
 هُنَالِكَ ابْتُلِيَ الْمُؤْمِنُونَ
وَزُلْزِلُوا زِلْزَالا شَدِيدًا (احزاب-11)

*
أمْ حَسِبْتُمْ أنْ تَدْخُلُوا الجَنَّةَ
وَلَمَّا يَأتِكُمْ مَثَلُ الَّذِينَ خَلَوْا مِنْ قَبْلِكُمْ
مَسَّتْهُمُ البأساءُ والضَّرَّاءُ
وَزُلْزِلُوا
حَتَّى يَقُولَ الرَّسُولُ وَالَّذِينَ آمَنُوا مَعَهُ
مَتَى نَصْرُ اللَّهِ
ألا إنَّ نَصْرَ اللَّهِ قَرِيبٌ (بقره-214)

*
قُل
لَن يُصِيبَنَا إِلَّا مَاكَتَبَ اللّهُ لَنَا
هُوَ مَوْلاَنَا
وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ (توبه-51)


پ.ن انفسي:

*
اگر از نوشتنِ اين ذكرِ مختصر هر آينه ثوابي قرار است نصيب نويسنده گردد، تاماً و تماماً تقديم مي‌گردد به روح پرفتوحِ حيببِ صديق و وفيِ شفيق، «شيخ صادق گرامي» كه آتش اين واقعه را در آن شبِ خاطره‌انگيز به جانمان افكند.

*
و حالا كه بحث آن شبِ خاطره‌انگيز شد بگويم كه پي‌نوشت‌هاي آفاقي فوق هم مرحمتي «اميرحسين‌خان ميزبان» است از آن شب تا امروز.

*
در بازسازي ذهني داستان عيداضحي همواره خود را به جاي حضرت خليل گذاشته‌ايم و عزيزترينانمان را قرباني كرده‌ايم؛ و هيچ نشده به اين بيانديشيم كه شايد نقش ما در اين داستان نقش ذبيح باشد. ذبيحي كه بايد برود تا آيندگان بيايند و بمانند و خوش باشند. از حالا به اسماعيل فكر كن برادر!

*
گزاره‌هايي كه نوشتم گمانه‌زنيِ جدي و قريب به واقعيتي است براي تعجيل در فرج. يك آينده‌پژوهي سياه كه سر از سپيدي در خواهد آورد؛ ان‌شاءالله.
لذا بي‌خود و بي‌جهت به وقايع اخير و آقا بهجت و 2012 و نوستراداموس و ... ربطش ندهيد؛ لطفاً.

*
تو چه مي‌كني اي دل؟ مي‌ماني يا مي‌روي؟


پ.ن بعد از انتشار:

*
هدف من از اين نوشته واقعاً دميدن روح اميد است در كالبد جسم بي‌روح زمانه.
شايد بايد جايي تصريح مي‌كردم كه به نظر من بقاي جمهوري اسلامي رابطه‌ي تام و تمامي با حفظ وضعيت موجود كشور ايران ندارد. كما اين كه حضور معنوي اباعبدالله الحسين در جان ايرانيان ارتباط تنگاتنگي با سلسله‌هاي پادشاهي و تماميت ارضي‌مان نداشته و ندارد.
در ثاني اگر قرار است وضع بهتري پيش بيايد چرا نبايد وضع موجود به هم بريزد؟
البته خدا سايه‌ي شما را از سر ما كم نكند و ايضاً ان‌شاءالله!

*
بخش نظرات را از دست ندهيد. خيلي اتفاقات خوبي آن پايين دارد مي‌افتد!


نظرات برخي از دوستان:

*
سيدمحمدعلي گفت:
سلامی تلخ!
 عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
 مَنْ تَخَوَّفَ بَلَاءً يُصِيبُهُ فَتَقَدَّمَ فِيهِ بِالدُّعَاءِ لَمْ يُرِهِ اللَّهُ ذَلِكَ الْبَلَاءَ أَبَداً
این حدیث را شبی حضرت مستطاب شیخ گرام برایمان زد و در ادامه فرمودند که آغازی باشد برای بازسازی و امیدبخشی...

حسین عزیز
فعلا که نفسی می آید و میرود
با کمال تاسف باید این نکته و حقیقت حقیقتا تلخ را متذکر شوم که مطلب شما بیشتر بازدارنده است تا امید بخش! مسکن است تا محرک!
عمر دست اوست
مگر شما از دو دقیقه بعد خود خبر داری؟ ولی در عین حال امید نیز داری ! به فعالیت روزمره خود "در جهت پیش برد آرمان ها" ادامه میدهی.
فکر نمیکنی با این یادداشت مخاطبت را از هر چه ایمان و امید و آرزوست ناامید میکنی؟ مگر دشمن جز ناامیدی و القای یاس را میخواهد؟

ایام محرم است ... صدای زنگ کاروان میرسد و رحیل ما نزدیک است...
اینگونه قرار است خود را برای رحیل آماده کنیم!!؟

راه تو خون میطلبد  مرد کیست؟ لبک یا حسین

 دهه محرم سبب شور و جنبشی در مومنین و محبین است
"ان لقتل حسین بن علی علیه السلام حرار فی قلوب المومنین"
به نظرت این یادداشت جنابعالی در آستانه عزای سید و سالار شهیدان موجب سردی این حرارت نمی شود؟

به عنوان یک کارشناس خرده پای تازه کار عاجزانه از جنابعالی خواهشمندم هر چه سریع تر در جهت اصلاح مطلب فوق اقدام نمایی
راوی فضایی است عمومی
اقتضائات خاص خود را نیز دارد و ظرفیت هایی برای انتقال پیام
اگر بیش از ظرفش در آن بریزی کارکرد خود را از دست میدهد...!

در آخر:
مگر صحبت های ولی امر مسلمین جهان در جمع طلاب را نشنیدی:
"بدانيد جوانان عزيز! طلاب عزيز! فضلاى جوان! بدانيد كه اين آيه‌ى مباركه: «فامّا الزّبد فيذهب جفاء و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»، امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و اين را شما خواهيد ديد. به فضل الهى خواهيد ديد كه «و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»، اين بناى استوار كه هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست يك مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى اين ملت عظيم و با ايمان اين ملت عظيم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه اين درخت روزبه‌روز ريشه‌دارتر خواهد شد و خواهيد ديد كه اين مخالفان، اين كسانى كه با اين بنا، با اين حق و حقيقت مخالفت ميكنند، «فيذهب جفاء»؛ اينها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود."

و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین

*
بعد از او اميرحسين گفت:

سلام. اول یه پیش بینی:
شبکه جهانی زرد دات کام در گزارشی از وجود وبلاگی با نام راوی خبرداد که چند ماه قبل از این پیش بینی و گزارشی از این واقعه هولناک ارائه کرده بود. با توجه به اینکه سرور این سایت هم اکنون به دلیل کثرت فراوان مراجعان پکیده است و به حالت بعد از انتخابات درآمده جست و جو برای یافتن عوامل آن توسط نیروهای امنیتی رژیم! و هم چنین دستگاه های اطلاعاتی خارجی و حتی صادق فوق الذکر هم چنان ادامه دارد. گفته می شود از سرنوشت یکی از عوامل سایت و صادق اطلاعی در دست نیست ولی از قرار اطلاع مطلعین محلی! نگارنده از مدتی قبل در یکی از شهرهای اطراف سکنی گزیده که این خود ولع جست و جوگران را مزید گشته است! گزارش فرت

به نظر بنده اگر تشکری لازم نباشد, اعتراض که محلی ندارد. بحث امید و آینده و... سر جای خود ولی خوانندگان این سطور آنقدر نخبه هستند که با جملاتی مشکلات ناامیدی بر آنان مترتب باشد (البته این جملات بیشتر برای سید علی عزیزم بود که با تلفن و هیجان خود مرا واداشت به خواندن این متن و پس از آن هم شکایت و جمله آخر نیز مراجعه شود به پناهیان دانشگاه امام صادق شب دوم که او حضور داشت و غایبین هم بنده در خدمتم جهت توضیح مکمل!)
بنده پس از آن شب رویایی فقط با نزدیک ترین دوستم جرات مطرح کردن داشتم که به چشمان خود تاثیر مثبت را دیدم و دریغ از اندکی تاثیر منفی و این دلیلی نداشت جز بینش و بصیرت او. و البته اکثر دوستان نیز از رفتار او متعجب و جویای علت و من در شگفت از تاثیر یک دوست. و البته با علم به اینکه مقلب القلوب دیگری است و اگر در ما تاثیری نکرده جز از طریق دعای شب و توسل تاثیری پدید نمی آید (به ادبیات علامه جوادی آملی خوانده شود!) بالاخره باید قبول کرد که نقش عنصر مرگ در زندگی ما آنقدر کم است که نمی دانیم چرا گفته اند کفی بالموت واعظا! و به قول همون دوست چه تضمینی است تا آن زمان؟! پس روشن می شود معنای کلام آن صدیق مصدق که: صل صلاه مودع
و معناهای بسیار دیگر که در ذهنم هست و به امید دم و شب دیگری که آن جمع دور هم باشیم و این بار آسیب شناسی کنیم تفکرات خود را پس از آن شب در محیطی دورتر از هیجان.
در عمومی سازی این سطور خود جناب حسین مختار است تنها درخواست من به عنوان مولف رسیدن به گوش سیدمحمدعلی بزرگوار است.
من این حروف نوشتم چنان که غیر نداند/ تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی.
و لا حول و لا قوه الا بالله

*
سيدمحمدعلي جواب داد:

سلامی دوباره
از همه تشکر میکنم!!!
اولا با فرض اینکه مخاطبان این وبلاگ تماما افراد فرهیخته و بابصیرتی باشند ذکر این نکته(نزدیکی مرگی اینچنین برای خود و بقیه) بسیار بسیار اثر بخش در پیش برد خط سیر آدمی در مسیر تقوا است. ولی باید این نکته را در نظر گرفت که اینجا فضایی است کاملا عمومی
بنابر این چه تضمینی وجود دارد که همه افراد مخاطب از حیث سطح فکری آن گونه باشند که مورد پسند ماست و اگر تنها یک نفر با خواندن این مطلب از ادامه این زندگی زیبا ناامید گردد مسئولش کیست؟
ضمنا قطعا و قطعا تاثیری که صحبت رودررو آن هم با نفسی گرم به طوری که گرمای این نفس یخ قلبمان را ذوب کند کجا و این کجا؟ امیرحسین عزیز!!
ثانیا آن شب خیلی هم رویایی نبود زیرا ما اثرات منفیش را داریم میبینیم ! (این جمله به هیچ وجه نافی اثرات مثبتش نیست البته!!)
البته یاد مرگ بسیار خوب است و ما هم به عنوان میهمان منتظر دعوت امیرحسین عزیز هستیم
و در آخر جمله ای خطاب به همه به نقل از عالمی بزرگوار:
"گناه نکنید تا بلا نیاید"
رسول اعظم صلی الله علیه و آله می فرمایند:
اذا کثر الزنا کثرت الزلازل
بنابراین مخاطبین مجرد هر چه سریع تر به فکر ازدواج بیفتند و دیگران را نیز تشویق به انجام این سنت الهی بنمایند
ما از فردای خود با خبر نیستیم. از کجا معلوم خود من و شما عامل محرکی برای نزول این بلا نباشیم؟
بنابراین گناه نکنیم و دیگران را نیز دعوت به ترک گناه کنیم.
اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه...
شب سوم محرم الحرام است
دعا کنیم...

*
آخر از همه محمدصادق نوشت:

بسم الله الرحمن الرحیم
«قال یا قوم لم تستعجلون بالسیئه قبل الحسنه؛ لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون»
معنای استعجال به سیئه قبل از حسنه این است که قبل از رحمت الهی که سببش ایمان و استغفار است به درخواست عذاب مبادرت کنند. (ترجمه تفسیر شریف المیزان، ذیل آیه 46 سوره مبارکه نمل)
سلام، و تقدیم برترین تحیات
شاید از چنین شروعی استغراب کرده و بیانگارید که پیام مترقی کلامتان را درنیافته باشم. اما غرض از این تعلیق، بیان نکته ای بس شایان است.
گویند، یار زندان یوسف-علی نبینا و آله و علیه السلام- که انجام کارش، چوبه دار شد و کاسه سرش، خوراک پرندگان؛ از بن، چونان خوابی ندیده بود و فقط برای آزمودن یوسف، از خود داستانی بافت.
پس از شنیدن تأویل مفتریات خویش، دیر شده بود که از آنچه بافته اعراض کند؛ او ناخواسته با چند واژه، آینده ی خویش را رقم زد...
پر بیراه نیست که چنین روایتی از داستان تأویل خواب یوسف، صحیح باشد. چه آنکه ما بی شمار، به تجربه یافته ایم که واژه ها در حیات ما تصرف می کنند و اصلا، مجرای تحقق آینده هر بشری، همین واژه هایی هستند که بر زبان می آورد. چند نمونه، برای تقریب و تطبیق مقصود:
اگر واژه ها را از زندگی بشر بگیریم، نسل انسان حلال زاده منقرض می شود. چون فقط با واژه هاست که دو حرام، بر یکدیگر حلال می شود.  و نیز اگر واژه ها را از زندگی بشر حذف کنیم، نسل حلال خورها از بین می رود. چون انسان برای رفع احتیاجات بی شمار خود، ناچار به تصرف در اموال دیگران است و این شایسته نیست مگر از مجرای واژه ها. این واژه ها هستند که او را مالک عین و یا منفعت اموال دیگران می کنند.
اگر احکامی همچون نذر و عهد و یمین و ظهار و وقف و هبه و مانند آن را نگاهی بیافکنیم، عمق فعل و انفعالاتی که واژه ها در زندگی روزمره ی ما می توانند به وجود بیاورند را به خوبی می فهمیم. اصلا چرا راه دور برویم؟ دعا، مصداق اتمّ تصرف واژه ها در زندگی تکوینی و تشریعی بشر است.
این همه را گفتم که گفته باشم، واژه ها را خنثی نپنداریم. به ویژه آنگاه که کلمات خویش را به «جزمیت» و «حتمیت» آغشته می کنیم. به یاد بیاوریم که نزد عرب، حکایت از سخت ترین اسلوب های جزمیت، به صیغه ماضی ممکن می باشد. اسلوبی که حسین عزیز در «انشاء اخبار» خود، بدان ملتزم بوده.
مطول خود را با چند نکته و یک خواهش پایان می دهم:
1. متکلم هر چند که ژورنالیست متبحری باشد –که انصافا هم هست-، نهایتا «دلالت معنایی» واژه ها را مسخر اهداف خود می سازد. «بار معنایی» کلمات، گستاخ تر از آنند که در کالبد اغراض نویسنده محدود شوند. خاصه آنکه چنین واژه هایی، محفوف به قرائن بی شمار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن باشند.
2. خطیب امشب بزم عاشوراییمان، یادمان داد که صلاح امر خویش را به خدا واگذاریم. شقی ترین موجود عالم، یعنی ابلیس، به استجابت دعایش «شیطان» شد. «قال رب انظرنی...»
بهتر نیست برای مولای حکیم خویش در اصلاح امورمان، نسخه ای نپیچیم؟
3. به آیه ابتدایی که اشاره کردم، مراجعت می کنم. این نوشته الکترونیکی، مصداق تام استعجال بالسیئه است. هرچند مراد حسین عزیز، از آنچه نگاشته، فرسنگ ها دورتر از اثر ناگزیری است که واژه هایش می گذارند.
4. امیدوارم حبیب بی بدیلم، همچون حسنات نگاشته خویش، عقوبات عمل خود را تقدیممان نکرده باشد. هر چند، «صادق» در عاقبت آنچه به جان خود و دوستانش افکنده، به هر حال سهیم است.
***
اما خواهشم از حسین بزرگوار، که بی ادبی برادر کوچکتر خود را در آختن شمشیر جسارتها، بی شک خواهد بخشید، آن است که این نوشته را از «راوی» بردارد!
اگر ادله صریح و بعضا کنایی تعلیق حقیر در متقاعد شدن شما، کافی نیست؛ باید چاره ای دیگر بیاندیشم.
و العاقبة للمتقین

*
در اين رابطه‌، نوشته ي ديگري از راوي را هم بخوانيد: ناگزيرها


منتشر شده توسط حسین غفاری
جمعه، ۲۷ آذر ۱۳۸۸     حسین غفاری     نظرات (11)

عناوین دیگر :
طواف دوست
كنكور گرسنگان
حسرت‌های یزد
راهیان نخلستان - یادداشت های یک سفر غیرمعمولی
كنكور وجدان - وهابيت



نظرات



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
سه شنبه، ۲۲ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۴:۲۲ بعدازظهر
رضا مقدم
http://www.moghaddam.ir/nahan/?p=108
    r_mansoory@yahoo.com    
سه شنبه، ۱ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۳:۳۳ بعدازظهر
مهاجر
س ل ا م ما زیر آوار موندیم اگر سگ زنده یاب دارین بیارین. اگر ندارین سگ معمولی بیارین. اگر ندارین گربه ای, خرسی و ..... دارین بیارین اگر هم هیچ کدوم موجود نیست یه فاتحه برای ما بخونین. امضا : م ه ا ج ر ( مهاجر تکه تکه شده)
    mohajer_hamid@yahoo.com    
سه شنبه، ۱ دی ۱۳۸۸ - ساعت :۰:۲۴ بعدازظهر
علیرضا
بسم ذی السلام حقش است که مثل استاد نویسندگی ام مو به مو ایرادها و نواقص متنتان را بگیرم .اما حیف که زیره به کرمان بردن است
دوشنبه، ۳۰ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۱:۲۹ صبح
محمد
بسم الله الرحمن الرحیم «قال یا قوم لم تستعجلون بالسیئة قبل الحسنة؛ لولا تستغفرون الله لعلکم ترحمون» معنای استعجال به سیئه قبل از حسنه این است که قبل از رحمت الهی که سببش ایمان و استغفار است به درخواست عذاب مبادرت کنند. (ترجمه تفسیر شریف المیزان، ذیل آیه 46 سوره مبارکه نمل) سلام، و تقدیم برترین تحیات شاید از چنین شروعی استغراب کرده و بیانگارید که پیام مترقی کلامتان را درنیافته باشم. اما غرض از این تعلیق، بیان نکته ای بس شایان است. گویند، یار زندان یوسف-علی نبینا و آله و علیه السلام- که انجام کارش، چوبه دار شد و کاسه سرش، خوراک پرندگان؛ از بن، چونان خوابی ندیده بود و فقط برای آزمودن یوسف، از خود داستانی بافت. پس از شنیدن تأویل مفتریات خویش، دیر شده بود که از آنچه بافته اعراض کند؛ او ناخواسته با چند واژه، آینده ی خویش را رقم زد... پر بیراه نیست که چنین روایتی از داستان تأویل خواب یوسف، صحیح باشد. چه آنکه ما بی شمار، به تجربه یافته ایم که واژه ها در حیات ما تصرف می کنند و اصلا، مجرای تحقق آینده هر بشری، همین واژه هایی هستند که بر زبان می آورد. چند نمونه، برای تقریب و تطبیق مقصود: اگر واژه ها را از زندگی بشر بگیریم، نسل انسان حلال زاده منقرض می شود. چون فقط با واژه هاست که دو حرام، بر یکدیگر حلال می شود. و نیز اگر واژه ها را از زندگی بشر حذف کنیم، نسل حلال خورها از بین می رود. چون انسان برای رفع احتیاجات بی شمار خود، ناچار به تصرف در اموال دیگران است و این شایسته نیست مگر از مجرای واژه ها. این واژه ها هستند که او را مالک عین و یا منفعت اموال دیگران می کنند. اگر احکامی همچون نذر و عهد و یمین و ظهار و وقف و هبه و مانند آن را نگاهی بیافکنیم، عمق فعل و انفعالاتی که واژه ها در زندگی روزمره ی ما می توانند به وجود بیاورند را به خوبی می فهمیم. اصلا چرا راه دور برویم؟ دعا، مصداق اتمّ تصرف واژه ها در زندگی تکوینی و تشریعی بشر است. این همه را گفتم که گفته باشم، واژه ها را خنثی نپنداریم. به ویژه آنگاه که کلمات خویش را به «جزمیت» و «حتمیت» آغشته می کنیم. به یاد بیاوریم که نزد عرب، حکایت از سخت ترین اسلوب های جزمیت، به صیغه ماضی ممکن می باشد. اسلوبی که حسین عزیز در «انشاء اخبار» خود، بدان ملتزم بوده. مطول خود را با چند نکته و یک خواهش پایان می دهم: 1. متکلم هر چند که ژورنالیست متبحری باشد –که انصافا هم هست-، نهایتا «دلالت معنایی» واژه ها را مسخر اهداف خود می سازد. «بار معنایی» کلمات، گستاخ تر از آنند که در کالبد اغراض نویسنده محدود شوند. خاصه آنکه چنین واژه هایی، محفوف به قرائن بی شمار اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و مانند آن باشند. 2. خطیب امشب بزم عاشوراییمان، یادمان داد که صلاح امر خویش را به خدا واگذاریم. شقی ترین موجود عالم، یعنی ابلیس، به استجابت دعایش «شیطان» شد. «قال رب انظرنی...» بهتر نیست برای مولای حکیم خویش در اصلاح امورمان، نسخه ای نپیچیم؟ 3. به آیه ابتدایی که اشاره کردم، مراجعت می کنم. این نوشته الکترونیکی، مصداق تام استعجال بالسیئه است. هرچند مراد حسین عزیز، از آنچه نگاشته، فرسنگ ها دورتر از اثر ناگزیری است که واژه هایش می گذارند. 4. امیدوارم حبیب بی بدیلم، همچون حسنات نگاشته خویش، عقوبات عمل خود را تقدیممان نکرده باشد. هر چند، «صادق» در عاقبت آنچه به جان خود و دوستانش افکنده، به هر حال سهیم است. *** اما خواهشم از حسین بزرگوار، که بی ادبی برادر کوچکتر خود را در آختن شمشیر جسارتها، بی شک خواهد بخشید، آن است که این نوشته را از «راوی» بردارد! اگر ادله صریح و بعضا کنایی تعلیق حقیر در متقاعد شدن شما، کافی نیست؛ باید چاره ای دیگر بیاندیشم. و العاقبة للمتقین
    sadeq.isu@gmail.com    
یکشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۹:۴۵ بعدازظهر
الهام
میخواستم بگم تا حدی با نظر آقای سید محمد علی موافقم,خواننده های این نوشته ها ممکنه از هر سن و با هر دانش و علمی باشن. در نتیجه ما باید نگاه کنیم ببینیم این مطلبی که مینویسیم چه تاثیری روی مخاطبمون داره و آیا اون تاثیری که ما میخواهیم رو روی مخاطبمون می ذاره یا نه. هدف شما ممکنه واقعا خوب باشه ولی برداشتی که ازش میشه مهمه. من به شخصه بعد از خوندن این مطلب یه ذره گیج و سردرگم شدم, حتی میشه گفت ترسیدم ولی از زندگی ناامید نشدم بلکه سعی میکنم زندگیم رو بهتر کنم تا حتی اگه در این شرایط (که بعید نیست هر لحظه پیش بیاد)از دنیا رفتم, از خودم راضی باشم. کسی رو هم دیدم که از این نوشته برداشت کاملا سیاسی کرد.بالاخره برداشت ها متفاوته دیگه!!
    ninipaizi@yahoo.com    
یکشنبه، ۲۹ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۰:۳۰ صبح
سید محمدعلی
سلامی دوباره از همه تشکر میکنم!!! اولا با فرض اینکه مخاطبان این وبلاگ تماما افراد فرهیخته و بابصیرتی باشند ذکر این نکته(نزدیکی مرگی اینچنین برای خود و بقیه) بسیار بسیار اثر بخش در پیش برد خط سیر آدمی در مسیر تقوا است ولی باید این نکته را در نظر گرفت که اینجا فضایی است کاملا عمومی بنابر این چه تضمینی وجود دارد که همه افراد مخاطب از حیث سطح فکری آن گونه باشند که مورد پسند ماست و اگر تنها یک نفر با خواندن این مطلب از ادامه این زندگی زیبا ناامید گردد مسئولش کیست؟ ضمنا قطعا و قطعا تاثیری که صحبت رودررو آن هم با نفسی گرم به طوری که گرمای این نفس یخ قلبمان را ذوب کند کجا و این کجا؟ امیرحسین عزیز!! ثانیا آن شب خیلی هم رویایی نبود زیرا ما اثرات منفیش را داریم میبینیم !(این جمله به هیچ وجه نافی اثرات مثبتش نیست البته!!) البته یاد مرگ بسیار خوب است و ما هم به عنوان میهمان منتظر دعوت امیرحسین عزیز هستیم و در آخر جمله ای خطاب به همه به نقل از عالمی بزرگوار: "گناه نکنید تا بلا نیاید" رسول اعظم صلی الله علیه و آله میفرمایند: اذا کثر الزنا کثرت الزلازل بنابراین مخاطبین مجرد هر چه سریع تر به فکر ازدواج بیفتند و دیگران را نیز تشویق به انجام این سنت الهی بنمایند ما از فردای خود با خبر نیستیم از کجا معلوم خود من و شما عامل محرکی برای نزول این بلا نباشیم!!! بنابراین گناه نکنیم و دیگران را نیز دعوت به ترک گناه کنیم. اللهم الرزقنا توفیق الطاعه و بعد المعصیه... شب سوم محرم الحرام است دعا کنیم...
        
شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۱:۲۹ بعدازظهر
امیرحسین میزبان! ادامه!
سلام مجدد. به نظر بنده اگر تشکری لازم نباشد, اعتراض که محلی ندارد. بحث امید و آینده و... سر جای خود ولی خوانندگان این سطور آنقدر نخبه هستند که با جملاتی مشکلات ناامیدی بر آنان مترتب باشد (البته این جملات بیشتر برای سید علی عزیزم بود که با تلفن و هیجان خود مرا واداشت به خواندن این متن و پس از آن هم شکایت و جمله آخر نیز مراجعه شود به پناهیان دانشگاه امام صادق شب دوم که او حضور داشت و غایبین هم بنده در خدمتم جهت توضیح مکمل!) بنده پس از آن شب رویایی فقط با نزدیک ترین دوستم جرات مطرح کردن داشتم که به چشمان خود تاثیر مثبت را دیدم و دریغ از اندکی تاثیر منفی و این دلیلی نداشت جز بینش و بصیرت او. و البته اکثر دوستان نیز از رفتار او متعجب و جویای علت و من در شگفت از تاثیر یک دوست. و البته با علم به اینکه مقلب القلوب دیگری است و اگر در ما تاثیری نکرده جز از طریق دعای شب و توسل تاثیری پدید نمی آید (به ادبیات علامه جوادی آملی خوانده شود!) بالاخره باید قبول کرد که نقش عنصر مرگ در زندگی ما آنقدر کم است که نمی دانیم چرا گفته اند کفی بالموت واعظا! و به قول همون دوست چه تضمینی است تا آن زمان؟! پس روشن می شود معنای کلام آن صدیق مصدق که: صل صلاه مودع. و معناهای بسیار دیگر که در ذهنم هست و به امید دم و شب دیگری که آن جمع دور هم باشیم و این بار آسیب شناسی کنیم تفکرات خود را پس از آن شب در محیطی دورتر از هیجان. در عمومی سازی این سطور خود جناب حسین مختار است تنها درخواست من به عنوان مولف رسیدن به گوش سیدمحمدعلی بزرگوار است. من این حروف نوشتم چنان که غیر نداند/ تو هم ز روی کرامت چنان بخوان که تو دانی. و لا حول و لا قوه الا "بالله"
        
شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۱:۱۴ بعدازظهر
امیرحسین میزبان!
سلام. اول یه پیش بینی: شبکه جهانی زرد دات کام در گزارشی از وجود وبلاگی با نام راوی خبرداد که چند ماه قبل از این پیش بینی و گزارشی از این واقعه هولناک ارائه کرده بود. با توجه به اینکه سرور این سایت هم اکنون به دلیل کثرت فراوان مراجعان پکیده است و به حالت بعد از انتخابات درآمده جست و جو برای یافتن عوامل آن توسط نیروهای امنیتی رژیم! و هم چنین دستگاه های اطلاعاتی خارجی و حتی صادق فوق الذکر هم چنان ادامه دارد. گفته می شود از سرنوشت یکی از عوامل سایت و صادق اطلاعی در دست نیست ولی از قرار اطلاع مطلعین محلی! نگارنده از مدتی قبل در یکی از شهرهای اطراف سکنی گزیده که این خود ولع جست و جوگران را مزید گشته است! گزارش فرت! و اما بعد ترجیح میدم جدی تر ها رو تو نظر بعد بنویسم که خوانندگان احتمالی بعدی اذیت نشوند از طول نظر و خرابی سیستم وبلاگ که اینتر سر خط ندارد!
        
شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۱:۳۷ صبح
سید محمدعلی
سلامی تلخ! عَنْ عَلِيِّ بْنِ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسَى عَنِ ابْنِ سِنَانٍ عَنْ عَنْبَسَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ مَنْ تَخَوَّفَ بَلَاءً يُصِيبُهُ فَتَقَدَّمَ فِيهِ بِالدُّعَاءِ لَمْ يُرِهِ اللَّهُ ذَلِكَ الْبَلَاءَ أَبَداً این حدیث را شبی حضرت مستطاب شیخ گرام برایمان زد و در ادامه فرمودند که آغازی باشد برای بازسازی و امیدبخشی... حسین عزیز فعلا که نفسی می آید و میرود با کمال تاسف باید این نکته و حقیقت حقیقتا تلخ را متذکر شوم که مطلب شما بیشتر بازدارنده است تا امید بخش! مسکن است تا محرک! عمر دست اوست مگر شما از دو دقیقه بعد خود خبر داری؟ ولی در عین حال امید نیز داری ! به فعالیت روزمره خود "در جهت پیش برد آرمان ها" ادامه میدهی. فکر نمیکنی با این یادداشت مخاطبت را از هر چه ایمان و امید و آرزوست ناامید میکنی؟ مگر دشمن جز ناامیدی و القای یاس را میخواهد؟ ایام محرم است ... صدای زنگ کاروان میرسد و رحیل ما نزدیک است... اینگونه قرار است خود را برای رحیل آماده کنیم!!؟ راه تو خون میطلبد مرد کیست؟ لبک یا حسین دهه محرم سبب شور و جنبشی در مومنین و محبین است "ان لقتل حسین بن علی علیه السلام حرار فی قلوب المومنین" به نظرت این یادداشت جنابعالی در آستانه عزای سید و سالار شهیدان موجب سردی این حرارت نمی شود؟ به عنوان یک کارشناس خرده پای تازه کار عاجزانه از جنابعالی خواهشمندم هر چه سریع تر در جهت اصلاح مطلب فوق اقدام نمایی راوی فضایی است عمومی اقتضائات خاص خود را نیز دارد و ظرفیت هایی برای انتقال پیام اگر بیش از ظرفش در آن بریزی کارکرد خود را از دست میدهد...! در آخر: مگر صحبت های ولی امر مسلمین جهان در جمع طلاب را نشنیدی: "بدانيد جوانان عزيز! طلاب عزيز! فضلاى جوان! بدانيد كه اين آيه‌ى مباركه: «فامّا الزّبد فيذهب جفاء و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»، امروز مصداق تام و تمامى در زمان شما دارد و اين را شما خواهيد ديد. به فضل الهى خواهيد ديد كه «و امّا ما ينفع النّاس فيمكث فى الارض»، اين بناى استوار كه هندسه‌ى آن الهى است، بناى آن هم با دست يك مرد الهى است، بقاء آن هم با اراده‌ى اين ملت عظيم و با ايمان اين ملت عظيم است، استوار خواهد ماند و ان‌شاءاللَّه اين درخت روزبه‌روز ريشه‌دارتر خواهد شد و خواهيد ديد كه اين مخالفان، اين كسانى كه با اين بنا، با اين حق و حقيقت مخالفت ميكنند، «فيذهب جفاء»؛ اينها در مقابل چشم شما ان‌شاءاللَّه نابود خواهند بود." "و آخر دعوانا ان الحمد لله رب العالمین"
        
شنبه، ۲۸ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۰:۱۰ صبح
الهام
عجب!!!!!!!!!!!!!!!
    ninipaizi@yahoo.com    
جمعه، ۲۷ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۶:۵۳ بعدازظهر
مجتبی
اولا ایشالا که هیچوقت این اخبار مخابره نشود دوما ربط آن را به ظهور نفهمیدم سوما معمولا در این شرایط سپاه بیشتر وارد می شود نه ارتش چهارما ظاهرا در بعضی خبرها ردپای هالیوود هم دیده می شود! پنجما شلوغ شدن مشهد را هم نفهمیدیم! راستی سلام!
پدیده‌ی «باحجابان بی‌حیا» در تلویزیون ایران
مطلبی بسیار خواندنی درباره‌ی ابعاد پنهان بی‌حیایی باحجابان:
«ارتباطات غیر کلامی» وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد...

لطفا مدیران مدارس نخوانند
... البته مدیری که چنین چیزی از معلم المپیاد می‌خواهد، هرگز به ‌روی خودش هم نمی‌آورد که سرنوشت دانش‌آموزی که به امید فتح افق‌های دور (و البته با اخذ شهریه اضافه به نام کلاس المپیاد) به ‌زور به کلاس المپیاد فرستاده‌ می‌شود، هیچ اهمیتی ندارد...

بازی جدی است!
در ویژه نامه‌ی نوروز 90 هفته نامه‌ی پنجره، پرونده‌ای برای بازی‌های رایانه‌ای کار شده که محمد سیدغراب زحمتش را کشیده. چند تا مصاحبه و مقاله با دیدگاه‌های مختلف جمع کرده‌اند که خواندنی است.
یک چیزی هم خودم نوشته‌ام که مستقلاً در راوی منتشر می‌کنم.

درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
همه چيز از انتشار يك استفتاي فقهي درباره ي ولايت فقيه از آيت‌الله خامنه‌اي شروع شد. جنجال رسانه‌اي و ديگر هيچ.
به اين بهانه پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبري پرونده ي خوبي در رابطه با اين موضوع جمع و جور كرده كه هنوز درحال تكميل است.
اگر حال و حوصله داشته باشيد حتماً مطالب جالبي در آن پيدا مي‌كنيد.

نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه