روایت امروز
...
نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اُس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشوراییٍ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه‌جانبه با شیطان آماده کنیم...
سیدمرتضی آوینی رحمه‌الله علیه
آینه‌ی جادو، جلد دوم، مقاله‌ی اول
1367 ه.ش.










 
چهارشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۸۷
اتاقم را عوض می کنم، خواسته یا ناخواسته؛ و تازه می فهمم که برای عادتی شدن بهانه های زیادی لازم نیست.
همین پنجره ای که پشتِ سَرم به حیاطِ مدرسه باز می شود؛ سوله ی کارگرانِ شهرداریِ پشتِ دیوار حیاط و بوستان المجانین (!) کنارِ بزرگراه. به همه ی شان عادت کرده ام.

حالا همین روز آخر هم باید بچه های چهارم بروند بالای دیوار حیاط که توری مرغی بچسبانند بالای نرده ها. همسایه ی بغلی توپ هایشان را پس نمی داد. از بس که هر روز می افتد آن ور.

پیرمرد دیروز کارگر آورد و خرمالوهای درختش را چید. خودش آمد در زد رفت اتاق مهندس یک سبد خرمالو گذاشت کنارِ ماکتِ آرزوهای بزرگِ شرکتِ ورشکسته ی ما. حالا بچه ها روی دیوارِ خانه ی پیرمرد، روی دیوارِ حیاط، تلاش می کنند توری مرغی بچسبانند بالای نرده ها. نیما، محمدرضا، سیداحمد، محمد و حامد. آقا جواد هم رفته کمکشان.
از توی حیاطِ مدرسه، مدیر سیم مفتولی می بُرَد و حبیب می دهد دست حامد. حاجی حیدری هم از بالکن طبقه ی اول نگاه می کند. من هم از این بالا. چقدر این ها بزرگ شده اند.
قبلاً هم که از این بالا به این ها نگاه کرده بودم، همین را گفته بودم: این ها چقدر بزرگ شده اند!

*
حامد از حیاطِ مدرسه می رود روی دیوار، از نرده بالا می رود و می رود آن طرف روی دیوارِ حیاطِ پیرمرد. دوباره از نرده بالا می رود و همان بالا می ایستد کنارِ آهنی که پارسال جوش داده اند بالای نرده ها. توری مرغی را با یک دست می گیرد و صاف می کند. از دهانش سیم مفتولی در می آورد و توری را به آهن می بندد. محوِ فرزی و چابکی اش شده ام. یکهو به خود می آیم: چه کار خطرناکی می کند! نکند بیافتد. دلم می ریزد پایین. یادم رفته بود که من از  بالا دارم نگاه می کنم، از بالکن طبقه دوم. حواسم نیست که اگر چه حامد به من نزدیک است، شاید کمتر از یک متر، اما از کفِ حیاط خیلی فاصله گرفته است. نکند بیافتد.
داد می زنم: حامد! برو پایین.
صدا توی گلویم گیر می کند. نمی شنود.
- :  برو پایین.
نگاهم می کند و چیزی نمی گوید.
با یک دست توری را گرفته و با دستِ دیگر با انبردست مفتول را سفت می کند. همه ی وزنِ هیکلِ نحیف و کشیده اش از طریقِ نوکِ انبردست به مفتول و از مفتول به آهن و از آهن به نرده و از نرده به دیوار و از دیوار به زمین منتقل می شود و واقعاً به مویی بند است. کافی است نوکِ انبر لحظه ای از مفتول رها شود، یا مفتول کنده شود. مفتول کنده می شود. یک لحظه خودش هم آن بالا می فهمد که چقدر وضعش ناجور است. سریع میله را می چسبد.
نفسم بند آمده. آن قدر که دعا هم نمی توانم بخوانم. اما حامد هنوز اهمیت نمی دهد.

چقدر بزرگ شده است.

...
انگار خودم آن بالا هستم. سرم گیج می رود و توی اتاق روی صندلی ولو می شوم.

کار تمام شده. بچه ها خنده کنان بالا می آیند و از جلوی چشمانم رد می شوند و می روند سرِ درس و مشقشان.

وسایل روی میز را جمع می کنم.
دارم اتاقم را عوض می کنم.
بدجور «عادتی» شده ام.





پ.ن:
کسی می داند چرا هر وقت که این همه کار دارم به نوشتن می افتم؟


منتشر شده توسط حسين غفاري
چهارشنبه، ۲۹ آبان ۱۳۸۷     حسین غفاری     نظرات (1)

عناوین دیگر :
طواف دوست
كنكور گرسنگان
حسرت‌های یزد
راهیان نخلستان - یادداشت های یک سفر غیرمعمولی
كنكور وجدان - وهابيت



نظرات



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
پنجشنبه، ۲۸ آبان ۱۳۸۸ - ساعت :۱۰:۰۳ صبح
محمد امین
عید قربان وبلاگ منو بخون. دلم گرفته بود ...
پدیده‌ی «باحجابان بی‌حیا» در تلویزیون ایران
مطلبی بسیار خواندنی درباره‌ی ابعاد پنهان بی‌حیایی باحجابان:
«ارتباطات غیر کلامی» وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد...

لطفا مدیران مدارس نخوانند
... البته مدیری که چنین چیزی از معلم المپیاد می‌خواهد، هرگز به ‌روی خودش هم نمی‌آورد که سرنوشت دانش‌آموزی که به امید فتح افق‌های دور (و البته با اخذ شهریه اضافه به نام کلاس المپیاد) به ‌زور به کلاس المپیاد فرستاده‌ می‌شود، هیچ اهمیتی ندارد...

بازی جدی است!
در ویژه نامه‌ی نوروز 90 هفته نامه‌ی پنجره، پرونده‌ای برای بازی‌های رایانه‌ای کار شده که محمد سیدغراب زحمتش را کشیده. چند تا مصاحبه و مقاله با دیدگاه‌های مختلف جمع کرده‌اند که خواندنی است.
یک چیزی هم خودم نوشته‌ام که مستقلاً در راوی منتشر می‌کنم.

درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
همه چيز از انتشار يك استفتاي فقهي درباره ي ولايت فقيه از آيت‌الله خامنه‌اي شروع شد. جنجال رسانه‌اي و ديگر هيچ.
به اين بهانه پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبري پرونده ي خوبي در رابطه با اين موضوع جمع و جور كرده كه هنوز درحال تكميل است.
اگر حال و حوصله داشته باشيد حتماً مطالب جالبي در آن پيدا مي‌كنيد.

نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه