روایت امروز
...
نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اُس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشوراییٍ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه‌جانبه با شیطان آماده کنیم...
سیدمرتضی آوینی رحمه‌الله علیه
آینه‌ی جادو، جلد دوم، مقاله‌ی اول
1367 ه.ش.










 
دوشنبه، ۸ آبان ۱۳۸۵

تهران نو. عصر يکي از آخرين روزهاي ماه مبارک رمضان. بارندگي چند روز پيش تهران، ملت را وادار کرد با زبان روزه از ديوار راست بالا بروند. البته حضور بانوان در صحنه، اين بار هم از رجال پررنگ‌تر است.


سال گذشته در يکي از مجلات معروف خارجي! عکسي چاپ شد. در ژاپن سيل آمده بود و يک دوچرخه‌سوار چتر به دست داشت از خيابان رد مي‌شد که نا‌غافل چرخ جلوي دوچرخه‌اش رفت توي گودالي که آب آن را پر کرده بود و پيدا نبود. عکاس زرنگ دقيقا وقتي اين بنده خدا بين زمين و آسمان بود و داشت با مخ مي‌آمد پايين، عکس را گرفته بود. جنجالي به پا شد. از يک طرف واقعا عکس قشنگي بود و طرفدارنش حق داشتند از عکاس دفاع کنند. از طرف ديگر مخالفان مي‌گفتند که اين آقاي عکاس خيلي بي‌وجدان بوده که رفته جلوي يک گودال که با آب پر شده و پيدا نيست، کمين کرده که يکي بي‌افتد تويش و او عکس بگيرد؛ بايد اين‌جا به جاي اين که عکاس باشد آدم مي‌بود و آن مرد را از وجود چاله مطلع مي‌کرد. عکاس هم مي‌گفت من مي‌خواستم با اين کار عکسي را ثبت کنم که به جاي نجات يک نفر از آسيب‌ديدگي باعث آگاه شدن عموم مردم شود و غيره. البته يادم نيست اين بند آخر را عکاس گفته بود يا هم‌چين توجيهي آن موقع به ذهن خودم رسيده؛ اما آن‌چه که مهم است اين است که وقتي من عکس مي‌گرفتم شکر خدا کسي طوريش نشد تا ما در حيرت ميان عقل و عشق بمانيم که عکسمان را بگيريم، يا پيراهنمان را مشعل کنيم و به مردم اطلاع بدهيم که شست پايشان داخل چشمشان نرود و در همين حال انگشتمان را هم به شيوه‌ي پتروس فداکار داخل سوراخ کنيم که آب کمتر بيايد و هکذا. در هر صورت همان‌طور که در هنگام رانندگي مواظب پيچ‌هاي تند جاده هستيد، در موقع پياده‌روي هم مواظب قلم پا تا کله مبارک باشيد که معمولا به اين سادگي‌ها اينقدر گنده نشده است. بارخدایا رحمت خود را نه یک‌باره، بلکه "یواش یواش" بر ما نازل بفرما، که نه ما ظرفیتش را داریم و نه جوی‌های شهرمان، آمین. باراني باشيد.



منتشر شده توسط
دوشنبه، ۸ آبان ۱۳۸۵     تک عکس     نظرات (8)

عناوین دیگر :
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گافر. و ما ادراک ماالگافر
دو عمله راوی
دل من گرفت از این شهر...
غروب تهران چه تنهاست! بیا تا برویم...



نظرات



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
شنبه، ۱۳ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۴۸ بعدازظهر
شباهنگ
بزن زنگو !
چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۲۵ صبح
مهدي
شما هم چه دل خجسته اي داري برادر. راستي صبح عالي بخير..
چهارشنبه، ۱۰ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۰۵ صبح
فرزانه
تو رو خدا به خدا گير ندين بفرست نفرست!
سه شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۲۲ بعدازظهر
ويروس
این هراس از پدرم به من رسیده، و نمی توانم بپذیرم که او در اشتباه بوده باشد.باید نکات نیک گذشته را نگه داریم، اما هراس های غیر منطقی را کنار بگذاریم. امروز، با هر هراسی که رو به رو می شوم، واژه ی ترس را با واژه ی «آرزو» جایگزین می کنم و می پرسم: چرا آرزوی چنین چیزی را کرده ام؟ و معمولاً آن ترس / آرزو از بین می رود. (دومین مکتوب / پائولو کوئیلو)
سه شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۱۹ بعدازظهر
ويروس
« ترس و آرزو» ترس همان آرزوی نهان است. ناهشیارانه زندگی خود را در تلاش برای اثبات این می گذرانیم که حق با پدران ما بوده چون مهم ترین چیز را به ما بخشیده اند؛ عشق را. اما داغ ترس های راستین شان را هم بر ما گذاشته اند. و ما، برای آن که تصاویر نیرومندی را که از آن ها داشته ایم، نابود نکیم، می گذاریم این ترس ها به ما منتقل شوند. تنها زمانی هراس خود را از هواپیما از دست دادم که در آغاز یک سفر اندیشیدم:
سه شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۱۸ بعدازظهر
ويروس
سلام. عكس باحالي بود. واقعا شكار لحظه ها به اين ميگن ها !
سه شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۰۶ بعدازظهر
قلب مطمئن
سلام بابا شكار لحظه! البته خودم هم يه بار پارسال موقع نزول رحمت يهويي خدا گير افتادم ها!روبروي صدا سيما!تموم آب داخل سازمان با تمام نيرو هدايت ميشد توي پياده روي خيابون وليعصر...ديگه موش آبكشيده كه نوشتن نداره كه!اونجا فقط يه جدول كنار پياده رو بود از اين ديوار ها هم خبري نبود كه!!! در پناه حق
سه شنبه، ۹ آبان ۱۳۸۵ - ساعت :۵:۲۵ بعدازظهر
عماد هنرپرور
سلام! یعنی این پستت خداااااااااا بود! نه اینکه نعوذ بالله خدا بود ها! همچین، کاری بود، در حد خدایی! همون دیگه!
پدیده‌ی «باحجابان بی‌حیا» در تلویزیون ایران
مطلبی بسیار خواندنی درباره‌ی ابعاد پنهان بی‌حیایی باحجابان:
«ارتباطات غیر کلامی» وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد...

لطفا مدیران مدارس نخوانند
... البته مدیری که چنین چیزی از معلم المپیاد می‌خواهد، هرگز به ‌روی خودش هم نمی‌آورد که سرنوشت دانش‌آموزی که به امید فتح افق‌های دور (و البته با اخذ شهریه اضافه به نام کلاس المپیاد) به ‌زور به کلاس المپیاد فرستاده‌ می‌شود، هیچ اهمیتی ندارد...

بازی جدی است!
در ویژه نامه‌ی نوروز 90 هفته نامه‌ی پنجره، پرونده‌ای برای بازی‌های رایانه‌ای کار شده که محمد سیدغراب زحمتش را کشیده. چند تا مصاحبه و مقاله با دیدگاه‌های مختلف جمع کرده‌اند که خواندنی است.
یک چیزی هم خودم نوشته‌ام که مستقلاً در راوی منتشر می‌کنم.

درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
همه چيز از انتشار يك استفتاي فقهي درباره ي ولايت فقيه از آيت‌الله خامنه‌اي شروع شد. جنجال رسانه‌اي و ديگر هيچ.
به اين بهانه پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبري پرونده ي خوبي در رابطه با اين موضوع جمع و جور كرده كه هنوز درحال تكميل است.
اگر حال و حوصله داشته باشيد حتماً مطالب جالبي در آن پيدا مي‌كنيد.

نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه