دوشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۵
آشپزخانه منزل یکی از دوستان خوبم که اتفاقا احمدینژاد همسایهاشان بود، در زمان شهرداریاش در تهران. میگفت مادرم این روزنامه را اینجا زده و تاکید دارد که عوض نشود...

به همین زودی دارد یک سال میشود! خرداد هشتاد و چهار، خرداد هشتاد و پنج. فعلا سکوتیم! و منتظر. اینکه در این یک سال فقط تئوری پردازی شد یا فقط کار، را فعلا به ما ربطی نیست و صلاح در آن است که زمان مشخص کند.
اما روزنامه کیهان چند دهه است که منتشر میشود و حداقل سالهاست که حسین شریعتمداری و تیمی نسبتا ثابت آن را میگردانند و الحمدلله که بهانهای برای منع انتقاد از آن، از این حیث وجود ندارد! تیتر اول روزنامه با علامتگذاری غلطاش کاملا معنای عکس صحبت احمدینژاد را گرفته است و حاشا که این نکته ریز از چشمان تیز ما مستور بماند! نوشته است: "فقط کار ِتئوریپردازی، نه!". انگار رئیس جمهوری گفته است که باید فقط تئوریپردازی کنیم! در صورتی که باید مینوشت: "فقط کار، تئوریپردازی نه!". احتمالا سهوا این اتفاق افتاده و احتمالا کسی متوجه این خطای حروفچینی نمیشود، اما از یک روزنامه معتبر و قدیمی که حتی در گذاشتن "نیمفاصله"های تیتر هم دقت کرده است، بعیید است این قبیل سوتیها. خلاصه اینکه از دست ما فقط دعا بر میآید، که نامردیم اگر دریغ کنیم!
منتشر شده توسط
دوشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۵ تک عکس نظرات (11)
عناوین دیگر :یاد باد آن روزگاران یاد بادگافر. و ما ادراک ماالگافردو عمله راویدل من گرفت از این شهر...غروب تهران چه تنهاست! بیا تا برویم...نظرات
شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۳۲ بعدازظهر
سالاري مهدي
انبليبغبللسيلبلثقغل
شنبه، ۱۸ آذر ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۳۱ بعدازظهر
سالاري مهدي
با سلام جيگرتو جك قشنگ
یکشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۴۳ بعدازظهر
محمد شیردل
با سلام خدمت رئیس جمهور محبوب جناب اقای احمدی نژاد ،
من محمد شیردل دهیار روستای چوپلانی از توابع بخش بهاران شهرستان گرگان استان گلستان می باشم که در سفر ریاست جمهوری به استان گلستان طی نامه ای از حضرتعالی تقاضا نمودم از انجایی که اعتبارات تخصیص یافته در سالهای گذشته وجاری کفایت تعمیرغسالخانه روستا را نمی دهد واهالی روستا عمدتا از طبقه مستضعف جامعه میبا شند
مبلغی را جهت ساخت غسالخانه به این دهیاری عنایت فرمائید . لذا عکس وضعیت موجود
غسالخانه روستا را برایتان می فرستم ، و تقاضا دارم که به ادارات مسئول دستور فرمائید
تا اعتبارات را به صورت عادلانه بین دهیاریها تقسیم نمایند . دیگر وقت گرانبهایتا ن را
نمی گیرم و شما را به خدا می سپارم .
درپناه حق
محمّد شیردل
دهیار روستای چوپلانی
یکشنبه، ۲۲ مرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۴۰ بعدازظهر
محمد شیردل
با سلام خدمت رئیس جمهور محبوب جناب اقای احمدی نژاد ،
من محمد شیردل دهیار روستای چوپلانی از توابع بخش بهاران شهرستان گرگان استان گلستان می باشم که در سفر ریاست جمهوری به استان گلستان طی نامه ای از حضرتعالی تقاضا نمودم از انجایی که اعتبارات تخصیص یافته در سالهای گذشته وجاری کفایت تعمیرغسالخانه روستا را نمی دهد واهالی روستا عمدتا از طبقه مستضعف جامعه میبا شند
مبلغی را جهت ساخت غسالخانه به این دهیاری عنایت فرمائید . لذا عکس وضعیت موجود
غسالخانه روستا را برایتان می فرستم ، و تقاضا دارم که به ادارات مسئول دستور فرمائید
تا اعتبارات را به صورت عادلانه بین دهیاریها تقسیم نمایند . دیگر وقت گرانبهایتا ن را
نمی گیرم و شما را به خدا می سپارم .
درپناه حق
محمّد شیردل
دهیار روستای چوپلانی
دوشنبه، ۲۹ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۲۳ بعدازظهر
بماند!
خيلي نامردي بود...
شنبه، ۶ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۵۷ صبح
ويروس
اسطوره ، رویای عمومی ، و رویا ، استوره ی خصوصی است = جوزف کمبل
پنجشنبه، ۴ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۳۲ بعدازظهر
فاطمه
دیشب تشریف آورده بودین دوربین نداشتین ، بی صلاح اومده بودین ؟ دونقطه دی . از اون آقا خواننده لبنانیه عکسای قشنگی میشد انداختا....
سه شنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۳۳ صبح
محمد امين
عجب نظري بود اين نظر بالا!!! كم آوردم.
آقا چرا تبليغ مي كني؟ خوبه منم مارك گاز خونه مون رو بزنم توي وبلاگ؟
ولي عجب نظري بود ها. فكر كنم بلند ترين كامنت توي دنياي مجازي بود. ركورد داري آقا مجيد!
سه شنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۲۰ صبح
......
متن كامل پاسخ بوش به احمدى نژاد؛
محمود فرجامي
ين نشانه حسن نيت شماست و من از طرف ملت و دولت امريكا از شما سپاسگزارم كه حتي در اين شرايط بحراني و در اين مجال و موقعيت تكرار ناشدني نيز، آنقدر مهربان و از خودگذشتهايد كه به جاي كشور و ملت خودتان به فكر ايالات متحده و ساكنان آن هستيد. مطمئن باشيد هيچ رييسجمهوری در طول تاريخ مانند شما عمل نخواهد كرد!
متن كامل نامه بوش به احمدى نژاد را اندكي پيش روزنامه ايچنا- چاپ شانگهاي- مخابره كرد. در اين نامه آمده است:
«آقاي محمود احمدي نژاد
رييس جمهور جمهوري اسلامي ايران؛
نامه ارسالي شما از طريق سفارت سوييس، حافظ منافع ايالات متحذه امريكا در ايران، دريافت شد. بسيار خوشحال هستم كه سرانجام باب تعامل و گفتگو بين دو كشور بزرگ و اثرگذار جهان يعني جمهوري اسلامي ايران و ايالات متحده امريكا با اين نامه باز شده است. همچنين درايت شمار را در تنظيم آن متن مصلحانه ميستايم كه به جاي پرداختن به مسايل بي اهميتي نظير نفت به ذغدغههاي بزرگتر بشري پرداخته بوديد. اين نشان ميدهد كه ما و شما در يك چيز با هم اتفاق نظر داريم و آن همان است كه شما ايراني ها به آن "كار را به كاردان بسپار" ميگوييد. به عبارت بهتر شما قبول داريد كه دخالت در كارهاي كم اهميت مربوط به زمين بر عهده ما باشد و تعيين تكليف در مورد امور آسماني به عهده شما. كاملا موافقم به شرط آنكه به كاهش بهاي نفت كمك كند!
آقاي رييس جمهور
گمان ميكنم – فارغ از اوضاع و افكار عمومي حاكم بر تهران و واشينگتن- من و شما در بسياري از مسايل مثل هم فكر ميكنيم.
مثلا شما از اين نگران هستيد كه ما عراق را 50 سال به عقب برگردانيم و ما هم از اين نگران هستيم كه شما ايران را 50 سال به عقب برگردانيد! شما نگران اين هستيد كه ما صدها ميليارد دلار از خرانه چند كشور بيگانه برداريم و صرف هزينههاي خودمان غيرضروري كنيم و ما هم نگران اين هستيم كه شما صدها ميليارد دلار از خزانه كشور خودتان برداريد و صرف هزينههاي نامربوطِ ديگران كنيد!
يا مثلا شما از من ميپرسيد: " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " و من هم از شما ميپرسم " چرا چنين مخالفت گسترده اى با برگزارى همه پرسى انجام مى شود؟ " منتها شما از رييس جمهور امريكا در مورد همهپرسي در "فلسطين" ميپرسيد و من از رييس جهمور ايران در مورد همهپرسي در "ايران"!
در حقيقت حتي من فكر ميكنم كه ما حتي در مورد مساله اسراييل هم يكسان عمل ميكنيم: من طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخيِ آن صحبت ميكنم كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد و شما هم طوري در مورد اسراييل و هويت تاريخي آن حرف مي زنيد كه در نهايت به سود منافع امريكا باشد!
آقاي رييس جمهور احمدي نژاد
قطعا ميدانيد كه من نه آموزگارم و نه مانند شما سواد آكادميك و دانشجو دارم. اما تا آنجا كه آقاي سازگارا به من گفتهاند شما در رشته مهندسي عمران كه يك رشته فني است تحصيل كردهايد و در دانشكدهاي فني از دانشگاه علم و صنعت نيز تدريس كردهايد. بنابراين من نميفهمم كه چطور دانشجويان مهندسي، در كلاسهاي فني با شما كه معلمشان بودهايد در مواردي نظير سياستهاي امريكا، صلح جهاني، آمورههاي مسيح(ع) و ليبراليسم بحث مي كردهاند و شما نيز تاريخ جنگهاي جهاني و هولوكاست را به آنها آموزش ميدادهايد!
آيا مفهوم "رشتههاي مهندسي" در ايران به معناي همان چيزي است كه در ساير جاهاي دنيا به آن "علوم انساني" ميگويند ؟ يا واقعا شما به كسي كه قرار است سد و جاده و ساختمان بسازد در مورد تاريخ و فلسفه و دين و سياست آموزش ميدهيد؟! اگر اينگونه است پس بي جهت نيست كه چند برابر تلفات كلِ ارتشهاي خاورميانه و آسيا، هر سال تلفات جادهاي داريد و با هر زلزلهي متوسطي، دهها هزار نفر در ايران كشته ميشوند!
آقاي احمدينژاد عزيز
البته نميخواهم با اين نامه در امور داخلي كشور شما دخالت كنم و اصولا گزينه نظامي را ترجيح ميدهم ولي به آن دسته از مردم و يا دانشجويان كه به نوشته شما دايما "نقشه 60 سال پيش جهان را نگاه ميكنند و دنبال اسراييل ميگردند و نميتوانند آنرا پيدا كنند" توصيه مي كنم تعداد كشورهاي جهان در آن تاريخ را از روي نقشهها و كرههاي قديمي بشمارند و با تعداد كشورهاي جهان در حال حاضر مقايسه كنند، تا آرام بگيرند و بگذارند ما هم آرام باشيم.
گذشته از اينها من گمان ميكنم بهتر است اگر برايتان مقدور نيست تا به دانشجويان رشتههاي مهندسيتان درسهاي فني بياموزيد، دست كم تعدادي نقشه و كره جغراقيايي جديد براي آنها تهيه كنيد تا اينقدر مجبور نباشند اسراييل را بر روي نقشهها و كرههاي 60 سال پيش پيدا كنند! (ايالات متحده امريكا حاضر است تحريمهاي ايران را در خصوص فروش تعداد معدودي نقشه و كره جديد توسط شركتهاي امريكايي به موسسات ايراني را لغو كند به شرط آنكه ايران هم كليه فعاليتهاي غنيسازي خود را فورا به حالت تعليق درآورد!)
آقاي محمود احمدينژاد
شما در نامهي طولانيتان يك سطر را به مسايلي كه بايد براي ايرانيها خيلي مهم باشد مثل " كودتاى ۱۳۳۲ و به تبع آن سرنگونى رژيم مشروع وقت، مخالفت با انقلاب اسلامى، تبديل سفارت به مقر حمايت از فعاليت هاى مخالفان جمهورى اسلامي، حمايت از صدام در جنگى كه عليه ايران به راه انداخت، مورد اصابت قرار دادن هواپيماى مسافربرى ايرانى و مسدود كردن دارايى هاى ملت ايران " اختصاص دادهايد و در مقابل 12 صفحه در مورد مسايلي كه براي شهروندان امريكايي مهم است مثل وضعيت روحي سربازان امريكايي در عراق، هرينههاي سرسام آور جنگ عراق و دفاع از اسراييل براي مالياتدهندگان امريكايي، يازده سپتامبر و عوامل آن، كودتاها در امريكاي لاتين، بيخانمانهاي ايالات متحده و دستورات عيسي مسيح(ع) نوشتهايد.
اين نشانه حسن نيت شماست و من از طرف ملت و دولت امريكا از شما سپاسگزارم كه حتي در اين شرايط بحراني و در اين مجال و موقعيت تكرار ناشدني نيز، آنقدر مهربان و از خودگذشتهايد كه به جاي كشور و ملت خودتان به فكر ايالات متحده و ساكنان آن هستيد. مطمئن باشيد هيچ رييسجمهور در طول تاريخ مانند شما عمل نخواهد كرد!
همكار عزيز
متاسفانه بيش از اين وقتي براي پاسخ به نامه شما ندارم وبايد براي گروهي از نيروي دريايي كه ذر قالب سه ناو هواپيمابر عازم خليجِ هميشه فارس ايران هستند، عازم يكي از بنادر شوم. به هرحال صميمانهترين تشكرات خود و همكارانم به ويژه خانم رايس را از اينكه با درك موقعيت ما، نامهتان را طوري تنظيم كرديد كه كوچكترين خللي در تلاشهاي ما در خصوص اجماع جهاني بر عليه ايران وارد نساخت، تقديم دارم.
با سپاس و احترام
جورج بوش كوچك
رئيس جمهور ايالات متحده امريكا
پي نوشت: راستي دوست عزيز
چون نه در امريكا و در هيچ كجاي جهان، هيچ سفارتخانه و حتي شخصي حافظ منافع ايران نيست؛ مجبورم اين نامه را با يك كبوتر ارزان قيمت چيني بفرستم يا اينكه وقتي خودم آمدم ايران آنرا بهت تحويل بدهم. اميدوارم راه اول كمتر طول بكشذ!
جورج
سه شنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۳۰ صبح
عماد هنرپرور
سلام. البته براي قضاوت زود است, پس من هم مثل شما صبر ميكنم نه قضاوت! ولي فكر ميكنم براي كار هم تيوري نياز باشه نه؟! شايد منظورشون اين بوده: فقط تيوري پردازي نه! كار هم...! :)
سه شنبه، ۲ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۴۰ صبح
نيما
سلام.... كار كار كار.... عكس زيبايي بود... ممنون