پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵
نمایشگاه عکس جنگ، تابستان هشتاد و چهار، گالری شفق، عکس قاب شده روی دیوار (سه سرباز) از سعید صادقی. بدون شرح! اما...

شرح اش با شما!
منتشر شده توسط مجید عزیزی
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ تک عکس نظرات (17) عناوین دیگر :
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گافر. و ما ادراک ماالگافر
دو عمله راوی
دل من گرفت از این شهر...
غروب تهران چه تنهاست! بیا تا برویم...
نظرات
پنجشنبه، ۱۸ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۵۹ بعدازظهر
هیچ! (آبدارچی سابق!) - رسانیک
سلام
آقا نمي خوام اول آشنايي زياد حرف بزنم!
اما تا جايي كه من ديدم اين شكل و شمايل ها (كه البته الان خيلي هم ناجور نيستند! يه جورايي عادي هستند!) خيلي ملاك نيستند .... مي دوني .. اين كم كاري ماهاست .. خيلي از اين ظواهر ژشتشون يه دل صاف و پاك است ... اما خوب كوتاهي شده ... بعضي هاشون از غفلت و بي خبريه .. خوب البته معاند و مريض هم ژيدا ميشه .. اما نبايد همه را با يك چوب بزنيم ....
بگذريم
موفق و مويد باشيد
ياحق
شنبه، ۱۳ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۳۳ بعدازظهر
ذره
بنام خدا
خيلي هم سخت نگير عزيزم يه زموني بود كه دلا بي غل وغش بودند
مردم رو راست بودند مرز بين خوبي و بدي مشخص بود بدها وخوبها مرزها شون معلوم بود ولي الان اينطور نيست بعضي ها دلشون از پرخوري باد كرده بعضي ها از گرسنگي راستي شكم هاي بچه هاي گرسنه آفريقايي را ديدي؟؟؟؟؟؟
اسلام بزعم خود ندارد عيبي هر عيب كه هست از مسلماني ماست
شنبه، ۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۳۶ صبح
آدونيس
چقدر جالب! عكسي بدون شرح و اين همه حاشيه!
جالبتر از اون نگاه دوستان مذهبي مونه به اين قضيه. واقعاً به کدوم سمت داریم می ریم رفقا؟
شماها دیگه چرا؟ کسی نگفت این دختر خانمهای محترم بدکاره هستند که همگی تون دارین از شون دفاع می کنین که!!
آخه تساهل و تسامح تا کجا؟ کسی نگفت که این دخترها دارن سربازها رو مسخره می کنن! کسی نگفت که این دخترها دل ندارن! دل دارن و شاید دلشون از دل من و شما هم پاکتر باشه.
فقط تو رو خدا با این حرفاتون سعی نکنین که قبح و زشتی کار این دخترها رو از بین ببرین!! همین امثال من و شما بودیم که با رأفت اسلامی به این قضیه نگاه کردیم که دیگه داره تو جامعه ما بی حجابی یک ارزش می شه!! و متأسفانه یک ارزش شده!
دخترهای توی این عکس خوبند و باید ازشون تشکر کرد که برای احترام به دفاع مقدس دارن از یک نمایشگاه عکس در این زمینه دیدن می کنن!! ولی باید افسوس خورد که بعد از گذشت 25 سال از انقلاب داره تعریف خوبی و خوب بودن و مسلمون بودن توی جامعه ما عوض می شه.
یکشنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۲۰ بعدازظهر
طاهری
متنی را که با ديدن اين تصوير شما در اولين لحظه در ذهنم نقش بست را آقای هنرپرور بسيار زيباتر از آنچه می خواستم بنويسم نوشته اند. فقط در يک جمله چرا ما فکر می کنيم شهيدان ما جدایی از شهيدان کشته شده در ساير کشورهای دنيا می باشند در حالی که می دانيم همه اينها برای دفاع از مرز و بوم خود يا به خاطر اعتقادات خود به شهادت رسيده اند!
یکشنبه، ۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۴۷ صبح
علا
سلام...كسي چه ميدونه تو دل اين خانمهاي محترم چي ميگذره...پس بهتره زود قضاوت نكنيم .و اجازه بديم تكثر هم به جاي خودش سالم بمونه...اينجوري هم بازار ريا كم ميشه هم بهتر كنار هم مي تونيم زندگي كنيم....ببين ديگه چاره اي نيست جز اينكه قواعد بازي رو رعايت كنيم: ديگران رو جدي بگيريم تا ما رو جدي بگيرين / به عقايد احترمام بذاريم تا به عقايد ما احترام بذارند و ... كلن قواعد بازي انسانيت رو نگه داريم مخصوصن در حق كساني كه مثل ما فكر نمي كنند. شاه بيت كلام اينكه زمان به عقب بر نمي گردد
((نوستالژي بازگشت به دوران جنگ ! خواب پريشاني است))
...
موفق باشيد
دوشنبه، ۴ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۵۳ بعدازظهر
ز.
اينا راضي ان كه عكساشونو تو وبلاگتون گذشتين؟
اصلا راضي ان ازشون عكس گرفتين؟
اما!
درد اينا نيست برادر من!
جمعه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۱۵ بعدازظهر
amiir
baa dorood/
midoonid JAARI BAASHID yani che/
dooste aziz az kodaam dariche zehin in 2 aks raa sharh bedam/
shaad baashid/
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۵:۵۵ بعدازظهر
فاطيما
اگه به ما باشه ما هم اينا رو بدون شرح ميدونيم...مگه اين دخترا دل ندارند؟....يامحمد(يادت رفته بود؟!!!!)
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۰۲ بعدازظهر
مهدي
سلام... راستي خودمون چي ؟ شرح داريم يا بدون شرحيم ؟! موفق باشي عزيز .
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۳۰ صبح
عماد هنرپرور
تفاوت ارزشها قبول, غير قابل انكار, ولي اگر اون سه سرباز, فرانسوي باشن؟ هر سه در جنگ (جهاني) از كشورشون و ملتشون دفاع كردند, با هم كيش خود جنگيدند, يكي شهيد و يكي جانباز و يكي آزاده شدند و آخر سر به كشورشون برگشتند. تا اينجاش كه عين ما بودند. ولي در كشورشون همه دخترها بي روسري (چه بسا بي پاينتر سري!) زندگي ميكنند. آيا اون سربازها ناراحت ميشن؟ آيا اون دخترها رشادت و شهادت اونها رو به سخره گرفتند؟ اگر هنوز ايران در جنگ بود, چه بسا همين دخترهاي عكس شما داشتند در نزديك جبهه كمك ميكردند.
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۵:۱۷ صبح
مهدي
سلام. صد دفعه به آقاي صادقي گفتم بابا جون عكس ميگيري رنگي بنداز كه ديگران خودشون رو به سختي نندازند براي رنگي كردن عكس شما:دي
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۰۶ صبح
kelash
مجيد عزيز...اين عكست يكي از بهترين هايت است.از اين جهت كه شكار لحظه كرده اي ، چيزي كه كمتر در عكسهاي ديگرت ديده ام.كادر بندي و نور و تنظيم هم حرف ندارد...ولي حرف آقا طيب هم قابل تامله ...البته به نظر من مي شه تلقي مثبت هم از عكس داشت، چون نگاه و حركت سربازها و دخترها يك جهت است و دخترها هم تقريبا با صلابت ايستاده اند ...ولي واقعا بايد قبول كرد كه ذائقه هنري جامعه ما آلوده است ، تلقي هاي شديدا سياسي از يك عكس كه مي تواند معمولي هم باشد
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۴۷ صبح
سجاد
سلام قول من رب الرحيم.مجيد جان اين عكس بدون شرح خيلي حرفا داره.اما مطلبي كه مي گم قصه است.قصه سه تا سرباز كه يكي شهيد مي شه. و دو همرزم ديگه باقي مي مونن.كاش مي شد از اين دو پرسيد: بعد از شهدا چه كردين و چه كرديم؟ شعار داديم؟ مرگ بر امريكا گفتيم؟ فرياد زديم؟ خون دل خورديم؟ وا اسلاما سر داديم به خاطر چهار تا زلف از روسري بيرون ريخته؟.
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۳۸ صبح
باد صبا
همون شرح قبلي!
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۲۵ صبح
قصه گو
سلام
.................
نمي دونم ..بدون شرح باشه بهتره ...
يا حق
پنجشنبه، ۳۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۲۰ صبح
آقا طيب.
خوشم نمياد.شرح!!!!!من هميشه با اين سليقه عكس تو مشكل داشتم و دارم.بحث هم زياد كرديم و فايده نداشت و همچنان سوال من براي خودم بي جواب ميمونه كه هدف اين عكس ....؟اهان من يه ادمم كه ارزشهام سه نقطه شده درد هاليم نيست.......بگذريم راوي بگذريم رفيق.