روایت امروز

...

ما را دليست چون تن لرزان بيدها
اي سرو قد، بيا و بياور نويدها

ما جمعه را به شوق تو تعطيل كرده‌ايم
اي روز بازگشت تو آغاز عيدها

...
افشين علاء










 
دوشنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۴

یادش به خیر! بچه‌تر که بودیم آرزو‌هامان را در گوش قاصدک می‌گفتیم، فوت می‌کردیم برود برساند به گوش آن‌کس که باید! من که هر‌وقت این عکس رو می‌بینم هیپنوتیزم می‌شم. البته ماکرو عکس‌برداری کردم و اندازه واقعی‌ش دو سانتیمتر بود. ضمنا گفتن نداره چون قاصدک همه جا هست، اما اینجا دزفوله!

"قاصدک! هان، چه خبر آوردی؟
از کجا، وز که خبر آوردی؟
خوش‌خبر باشی، اما، اما
گرد بام و در من
بی‌ثمر می‌گردی
انتظار خبری نیست مرا
نه ز یاری، نه ز دیار و دیاری، باری
برو آن‌جا که بود چشمی و گوشی با کس
برو آن‌جا که ترا منتظرند
قاصدک!
در دل من همه کورند و کرند
دست بردار از این در وطن خویش غریب
قاصدک تجربه‌های همه تلخ
با دلم می‌گوید
که دروغی تو، دروغ
که فریبی تو، فریب
قاصدک! هان، ولی... آخر.... ای وای!
راستی آیا رفتی با باد؟
با تو‌ام ، آی! کجا رفتی؟ آی...!
راستی آیا جایی خبری هست هنوز؟
مانده خاکستر گرمی جایی؟
در اجاقی -طمع شعله نمی‌بندم- خردک شرری هست هنوز؟
قاصدک!
ابرهای همه عالم شب و روز
در دل‌ام می گریند..."

مهدی اخوان ثالث (م.امید)



منتشر شده توسط مجید عزیزی
دوشنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۴     تک عکس     نظرات (24)

عناوین دیگر :
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گافر. و ما ادراک ماالگافر
دو عمله راوی
دل من گرفت از این شهر...
غروب تهران چه تنهاست! بیا تا برویم...



نظرات



اطلاعات شما ذخيره شود ؟
دوشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۵۴ بعدازظهر
بنده خدا
سلام.مدت هاست خبري دارم براي او كه دلم در آرزوي ديدار دوباره اش مي سوزد و بي تاب است.مي خواهم به او بگويم كه دلم برايش تنگ است.مي خواهم به پايش افتاده و بگويم كه باز هم مرا به سراي خود بخواند.ولي...ولي افسوس...افسوس كه تمام قاصدك ها در خوابند.
    mn2oo6@yahoo.com    
چهارشنبه، ۳۰ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۱۵ بعدازظهر
محسن
سلام. با اجازتمون من كپي برداشتم مادرم ميگه كه اين اگر از اين قاصدكها ديدي بدون خبر خوبي بهت ميدن .... مرسي از عكستون باي
    mohsen64ps@yahoo.com    
یکشنبه، ۲۰ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۰۳ بعدازظهر
محمد جواد
غایت خلقت جهان پرورش انسانهایی است که در برابر شدائد بر هرچه ترس و شک و تردید و تعلق است غلبه کنند و حسینی شوند . ... سید مرتضی آوینی...
جمعه، ۱۸ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۲۵ بعدازظهر
زهرا علوی
هر قاصدکی یک پیامبر است...
پنجشنبه، ۱۷ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۲۰ صبح
ژلنا
سلام! سال نوي دو هفته پيش مبارك!البته خوب حالا حالا ها قراره نو بمونه!با همه ويژگيهاي يه سال نو!با بهترين خصوصيت هاش.(به من قول داده!سال نو رو ميگم) خيلي منتظر بهارانه اتون شديم اما خبري نبود!نميخواين بهار رو اجازه بدين بياد تو؟ شما هم هنوز باور دارين كه قاصدك ها........؟ من مطمئنم كه قاصدك ها قاصدان خوبي هستن اما آدم بزرگ ها باور ندارن و بهم ميخندن اما من بيخيال خنده هاشون هنوز به پيغامهاي قاصدك ها گوش ميدم و بعد با همون قاصدك خبر آورده , جواب كودك پيغام دهنده رو بهش ميدم. آدم بزرگ ها براي شنيدن حرف هاي قاصدك هنوز به انداره كافي بزرگ نشدن...... براي همينه كه اين روزها ديگه كمتر قاصدكها قاصد خبر ميشن هيچ كس اونها رو باور نداره اما من و كودكان قاصد هميشه پيغام هامون رو ميديم دست قاصدك تا برامون بياره امانت دارترين هستن اين قاصدك ها باورشون كنين.............
چهارشنبه، ۱۶ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۴:۳۴ صبح
حسن ...
سلام . واقعا كلبه ي قشنگي داري . حال كردم . در عين سادگي خيلي داشت بام حرف ميزد . آقا دست ما رم بگير . سرم درد ميكنه برا اين كارا. اگه ما رو هم لايق ميدوني يه سري به ما بزن/ . . التماس دعا .... يا علي مدد
شنبه، ۱۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۲۰ بعدازظهر
عابر
تب داری هنوز ؟ ................شيرين دروغ و دختر ترسا دروغ بود- افسانه های حوری تنها دروغ بود- مجنون ، دو ساله بر اثر آسم در گذشت-! آوازه های حضرت ليلا دروغ بود- چندين هزار حضرت يوسف بياورند- تا شک کنيم عشق زليخا دروغ بود؟- در نقشه ، کوه، دور و بر بيستون نبود-! فرهاد وکوه و تيشه سراپا دروغ بود- العشقُ شـبهُ حادثـةٍ غيــرُ واقعیّ- اول نگاه آدم و حوا دروغ بود- يک بار هم به حرف دلت اعتماد کن- شايد که حرف مردم دنيا دروغ بود-!؟ نزديک صبح از تب کابوس می پرم؛- مثل هميشه قصه رؤيا دروغ بود- سرما که می خورم هذيان پخش می کنم- اين بار هم نتيجه سرما دروغ بود...
    aber@aber.com    
شنبه، ۱۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۰۵ صبح
نيما
سلام.... ممنون از اينكه چلوكباب رو قابل دونستين
جمعه، ۱۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۵۹ صبح
فاطيما
ما منتظر آپ كردن داداش مجيد هستيم/هيچ جا نميريم همين جا هستيم/...بابا كجــــــــــــــايــــــــــــــي؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!
چهارشنبه، ۹ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۴۱ بعدازظهر
ابراهیم
سلام . دوست گرامی . اولین بار خدمت میرسم . ممنون میشم اگر وقت کنی پس از مطالعه نقاط ضعف و نظر کلی خودت رو برام بگی پیرو اعلام دولت و مشارکت 70 میلیونی برای حل مشکلات و ایجاد فصلی نو برای پیشرفت و تعالی کشور توسط ریاست محترم جمهوری اینجانب از باب احساس وظیفه و انجام وظیفه ملی طرحی را بعنوان استراتژی پایه برای مشارکت در حل مسائل کشور مطرح نمودم . که با شماره 269791 مورخه 24/12/1384 تحویل دفتر مراجعات مردمی ریاست جمهوری شد .
سه شنبه، ۸ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۰۹ صبح
جيران
در دل من همه كورند و كرند !!!!!!!!!!!!!
دوشنبه، ۷ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۵۴ بعدازظهر
فاطيما
اپ نمي كني؟...
دوشنبه، ۷ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۵:۱۶ صبح
ليلا
سلام ....ذوق زده شدم .......سال نو مبارك عكس ها خيلي قشنگ بوود از عكاسي خوشم ميومد و مياد. شايد موازي هم كه؟؟؟ راستي اين هتك حرمت شام غريبان چي بوود؟؟؟.... يا علي
    leila_esk777@yahoo.com    
دوشنبه، ۷ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۳۰ صبح
فاطمه
سلام خانم سيب بيشتر از اينكه دلش براي چيده نشدنش بسوزد دلش براي جامعه اي ميسوزد كه جنس مذكرش كم نيست اما مرد ...؟ نميدانم شايد هم در جايي احتكارش كرده اند!!! يا حق
پنجشنبه، ۳ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۴۵ بعدازظهر
فاطيما
آواز خوش هزار تقديم تو باد سر سبز ترين بهار تقديم تو باد گويند كه لحظه ايست روئيدن عشق آن لحظه هزار بار تقديم تو باد... با عرض سلام و تبريك سال نو به داداش مجيد گل... ان شا’الله سالي توام با موفقيت داشته باشي...
چهارشنبه، ۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۵۱ بعدازظهر
محمد مهدي نادري
سلام آقا مجيد عزيز / عيد شما مبارك ./ سال خوب و خوشي روبراي شما وهمه دوستان آرزو ميكنم. شاد وخرم باشي
    mm.naderi@gmail.com    
چهارشنبه، ۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۵۶ صبح
نيما
سلام... زيبا بود... شاد باشي
چهارشنبه، ۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۴۱ صبح
ويروس
فرا رسیدن بهار 85 را به شما و خانواده ی محترمتان تبریک می گویم . // سال خوبی داشته باشی و عید خوش بگذره .
چهارشنبه، ۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۰۹ صبح
آقا طيب.
سلام. عيدت مبارك . سر عاشقان سلامت.
سه شنبه، ۱ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۲۴ بعدازظهر
فاطيما قضاتلو
بهار آمد جوانی را پس از پیری ز سر گیرم /کنار یار بنشینم ز عمر خود ثمر گیرم به گلشن باز گردم با گل و گلبن در آمیزم /به طرف بوستان دلدار مهوش را به بر گیرم خزان و زردی آن را نهم در پشت سر روزی / که در گلزار جان از گلعذار خود خبر گیرم پروبالم که در دِی از غم دلدار پرپر شد / به فروردین به یاد وصل دلبر بال و پر گیرم به هنگام خزان در این خراب آباد بنشینم / بهار آمد که بهر وصل او بار سفر گیرم اگر ساقی از آن جامی که بر عشاق افشاند / بیفشاند به مستی از رخ او پرده برگیرم امام خمینی(ره)
    fatima_gh_20@yahoo.com    
نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.

نقد ورزش مدرن، اغفال و فريب
به بهانه ي برگزاري مجدد جلسه‌ي «نقد فوتبال» در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان استان تهران، گشتي در وبلاگ‌ها مي زدم كه اين مجموعه ي خوب را از برادر صهيون پژوهمان پيدا كردم كه دغدغه‌مندانه به جمع آوري مقالات مرتبط با اين موضوع پرداخته بود.
اميدوارم مطالعه‌ي اين مجموعه مقالات براي همه‌ي‌مان مفيد باشد.

درودنامه
واحد طرح و ارزيابي شبكه محترم معارف، در نوشتار پيش‌رو ضمن برشمردن عناوين و عبارات احترام آميز براي پيشوايان و بزرگان دين، ترجمه و موارد كاربرد آن را نيز ياد آور شده است كه مطالعه و شنيدن آن را به دوستان عزيز توصيه مي كنم.
نردبان کاربران رسانه‌های اجتماعی
در رسانه‌های اجتماعی ما با انواع مختلفی از مخاطبان یا به‌عبارت بهتر کاربران مواجه هستیم که بر حسب سطح و نوع فعالیت‌شان دسته‌بندی شده‌اند.
در این مدل کاربران اینترنتی در نردبانی با شش پله دسته‌بندی شده‌اند که بر اساس سطح فعالیت در رسانه‌های اجتماعی به‌دنبال یکدیگر قرار می‌گیرند. این شش پله از بالاترین سطح به‌ترتیب عبارتند از: تولیدکنندگان (Creators)، منتقدان (Critics)، گردآورندگان (Collectors)، پیوستگان (Joiners)، تماشاگران (Spectators) و غیرفعالان (Inactives).

كتاب خاطرات مادر شهیدبلورچی
لامعه لشکرلو در سن 18 سالگی با انتخاب مذهب شیعه از فرقه بهاییت کناره‌گیری کرد و به تربیت فرزند خود اهمیت بسیاری داد. تا جایی که پسرش، مهران (علی) بلورچی در عملیات کربلای 5 و منطقه شلمچه به شهادت رسید.
کتاب "محله‌های زندگی" نوشته مریم برادران در قطع رقعی و 72 صفحه با شمارگان 2300 نسخه و بهای 8500 ریال توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه