پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴
اولین عکس راوی را با عکس حرم امام رضا شروع کردم، حالا هم که دوباره شروع کردهام به نوشتن و عکس گذاشتن با امام رضایم شروع می کنم. امسال سه بار رفتم مشهد. یکی از یکی بهتر. دفعه آخر با سجاد رفتم. قبل از اینکه از روسیه بیاید قول گرفته بود که وقتی آمد با هم برویم و رفتیم و خوش گذشت و قرار است که روزی بنویسد دربارهاش. بگذریم. بر خلاف عکس قبلی که شب بود و با دوربین کوچک دیجیتال گرفته بودم، این عکس را از همآنجا و همآن زاویه از فلق مهرماه حرم، بعد از نماز صبح با دوربین موبایل گرفتم. به قول سید، کاش می شد ساعتی دیگر آن حجم طلایی زیبا را دید. سیر نمیشود آدم. نه؟

منتشر شده توسط مجید عزیزی
پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ تک عکس نظرات (19) عناوین دیگر :
یاد باد آن روزگاران یاد باد
گافر. و ما ادراک ماالگافر
دو عمله راوی
دل من گرفت از این شهر...
غروب تهران چه تنهاست! بیا تا برویم...
نظرات
دوشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۸۸ - ساعت :۲:۴۱ بعدازظهر
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا (ع)
دنیای بی ولای رضا وقف مردمش / هرگز بهشت را نفروشم به گندمش / مشهد بدون مرقد آقا جهنم است / حس می کنی محبت او را به مردمش
....
.....
......
هر کس به کسی نازد و ما هم به تو نازیم ..
یکی از رفقای ذاکرم که خیلی به عتبات و مکه و مدینه منوره مشرف می شن اینجوری می فرمود :
می گفت کربلا / نجف / کاظمین / سامرا / دمشق و حتی مدینه و خانه خدا .... و هر جای مذهبی دیگه تو دنیا بری یه چند روز که موندی دلت برا امام رضا خودمون تنگ می شه .
هر سری آقا من و دعوتم می کنه اول از هر کاری اول میرم براش درد دل می کنم عقده های دلم و بهش می گم همون حرفایی که حتی به ّّپدر و مادر و همسرمم روم نمی شه بگم .
دوستش دارم .
جمعه، ۳۰ آذر ۱۳۸۶ - ساعت :۱۰:۰۴ صبح
مصطفی گوشه نشین
به قربان امام رضا دلم مه گرفت با دیدن عکس ضریح طلاش من سالی 1 بار میرم مشهد مصطفی از لامرد شیراز بای
دوشنبه، ۱ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۴۶ بعدازظهر
بنده خدا
سلام.آخرين باري كه رفتم پش امام رضا از عشقش مست مست بودم.هنوز هم عاشقش هستم.آخه خيلي دوستش دارم.ولي ...خودمو كشيدم كنار.مي خوام دوباره برم پيش امام رضا. ميخوام بهش بگم اينه رسم رفاقت.واقعا اين رسمشه؟ازش مي خوام به من عاشق سوخته دل آرامش بده.
جمعه، ۱ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۷:۴۶ بعدازظهر
مهتاب
خيلي قشنگه
پنجشنبه، ۱۰ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۳۸ صبح
قصه گو
سلام
آره كاش مي شد.. كاش مي شد غرق شد در تمام ثانيه هايي كه اورا به نظاره مي نشينند..
آقا مجيد سري به وبلاگ روزهاي عاشقي ..پست امروزش پنجشنبه ..بزن .. مطلبي ست راجع به امام رضا..بيا و توهم مست شو:
http://wooingdays.blogfa.com/
يا حق
دوشنبه، ۲۹ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۳:۴۵ صبح
فاطيما قضاتلو
بد جوري دلبري ميكنه ... با اينكه هنوز يك ماه نشده پيش امام رضا(ع) بودم اما دلم يك ذره شده براش...
بيقرار تو ام و در دل تنگم گله هاست/آه دلتنگ شدن عادت كم حوصله هاست
جمعه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۲۳ بعدازظهر
هدي
سلام
خوشحالم دوباره شروع كردين موفق باشين و پيروز
يا علي
جمعه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۴۴ صبح
ويروس
زندگي زيباست اگر کنار جويباران نيم خفته ، غزالهاي خسته دشت از آغوش وهم و هراس بگريزند و در بال روياهاي شيرين به آن سوي حصارهاي شب سفر کنند ( ؟ )
جمعه، ۲۶ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۴۳ صبح
حوا
برای آدم ها و سیب ها ...
خدای من !...در خیابان ها ...زیر پای نگاه آدمها ..چقدر سیب کال ! و خوش به حال کرم ها که هبوط از سرشان گذشته است ....حال چه یک سیب چه صد سیب ! و اما امروز هوا بارانی است .....لطفا چترها را خط بزنید ....شاید آن مرد در باران آمد ! همه آدم شدیم و سیب ها سرخ !
پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۸:۴۳ بعدازظهر
نيما
سلام... انشالله هميشه پيروز و موفق باشي و امام رضا همرات باش
پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۳:۳۳ صبح
زهرا علوی
براي امام رضايم ...امام رضايت .........
اين آفتاب مشرقي بي كسوف را ...
اي ماه ! سجده آر و بسوزان خسوف را ...
"لا تقربوا صلاه " × مخوان و بهم مزن ...
اين مستي به هم زده نظم صفوف را ...
نقاره ها به رقص كشاند اهل زهد را ...
شاعر نمود وصف تو هر فيلسوف را ...
مي ترسم از فضاي حرم با خبر شود...
حاجي و نيمه كاره گذارد وقوف را ...
اين واژه ها كم اند براي سرودنت ...
بايد خودم بچينم از نو حروف را ...
روح القدس ! بيا نفسي شاعري كنيم ...
خورشيد چشمهاي امام رئوف را ....
پس نگاشت : × لا تقربوا الصلاه و انتم سكري ! ......... نزديك نشويد اگر كه مستيد !
پنجشنبه، ۲۵ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۴۴ صبح
رضوان
سلام. دوباره خوش اومدين :)
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۰۷ بعدازظهر
خاتون
سلام . منم امام رضا ..... هر چي هست زير سر امام رضاس . هممون خوب ميشيم . يا حق .
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۳۶ بعدازظهر
فاطيما
داداش مجيد ببخشيد تا دير نشده اولين كامنت و اين كامنت رو پاك كن...تابيل شد...ببخشيد
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۳۴ بعدازظهر
فاطيما
سلام
نميدوني كه چقدر هواي امام رضا رو كردم من كه امسال يه بار رفتم پا بوسش...بازم اگه رفتي ما رو دعا كن...
راستي داداش مجيد من از بروبچ نسل3 وبلاگ اقاي هادي نيلي رو وقتي در وبلاگ جواد خياباني كامنت گذاشته بود پيدا كردم ...نميدوني چه ماجراهايي پيش نيومد...كه اگه اقا هادي رو ديدي و بگي فاطيما مياد پيشت خودش ميفهمه...
راستي بچه هاي ديگه وبلاگ دارند؟...به من بگو...
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۳۳ بعدازظهر
فاطيما
سلام
نميدوني كه چقدر هواي امام رضا رو كردم من كه امسال يه بار رفتم پا بوسش...بازم اگه رفتي ما رو دعا كن...
راستي داداش مجيد من از بروبچ نسل3 وبلاگ اقاي هادي نيلي رو وقتي در وبلاگ جواد خياباني كامنت گذاشته بود پيدا كردم ...نميدوني چه ماجراهايي پيش نيومد...كه اگه اقا هادي رو ديدي و بگي فاطيما مياد پيشت خودش ميفهمه...
راستي بچه هاي ديگه وبلاگ دارند؟...
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۳۶ صبح
angoshtnama
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام
خوبيد آقا مجيد ؟
خوشحالم دوباره شروع كرديد .
د پناه حق شاد باش و سلامت .
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۴:۰۸ صبح
چشم انتظار يار
به نام حضرت دوست ......
آفتاب، کجا توان آن دارد که خويشتن را به پاي تو افکند و از شرم آب نشود؟
زمين، بدون حضور تو چگونه سر سبزي خواهد يافت؟
ماه، کي مي تواند در برابر رخساره ات دم از تجلي و زيبايي و دلپذيري بر آورد؟
سلام عليكم ......
خوش آمديد خصوصا كه دلمونو به حرم امام رضامون ع اينوايت كردين ........
در پناه حضرت دوست ......