روایت امروز
...
نه برادران! چیزی عوض نشده‌است و هنوز هم اُس‌الاساس بنای انقلاب اسلامی بر مبارزه است و هنوز هم ما محتاج هستیم که روح حماسه و ایثار را در میان مردم زنده نگاه داریم، بسیج را تقویت کنیم، اسلحه بسازیم، عاشورا را حفظ کنیم، فرهنگ مصفای عاشوراییٍ جبهه‌های جنگ را اشاعه دهیم و خود را برای یک نبرد طولانی و همه‌جانبه با شیطان آماده کنیم...
سیدمرتضی آوینی رحمه‌الله علیه
آینه‌ی جادو، جلد دوم، مقاله‌ی اول
1367 ه.ش.










 
دوشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۵

یک سال پیش در چون‌این شبی! بازی ايران و بحرین و صعود ایران به جام جهانی فوتبال با یکی از آخرین شب‌های تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری هم‌زمان شده بود. حاصل یک شب همراه بودنم با مردم (و نه همگام بودنم با مسئولین!) ثبت تعدادی عکس و ضبط قطعاتی صدا و فیلم، از آن شب به یاد ماندنی شد. راستش تا به حال قصد انتشارشان را نداشتم، ولی امروز که سال‌گرد آن شب است، می‌گذارمشان این‌جا، تا هم به قول کوروش علیانی، از تلخی شکست‌مان از مکزیک کم کند و هم یادمان بی‌آید آن شب‌ها و یادمان بماند که می‌گذرد! و یادمان می‌رود چیزها....

این‌ها حکایت چند ساعت از آن شب است. وقتی هم‌زمان هم عکس بگیری هم صدا ضبط کنی و هم فیلم برداری، به‌تر از این نمی‌شود. به تنهایی یک پا صدا و سیما و خبرگذاری بودم آن شب. اگر کیفیت عکس‌برداری در شب و صداها و فیلم‌ها پایین است، به این خاطر است که دوربین را تازه خریده بودم و جو هم عادی نبود و سرعت عملم هم زیاد بود و زمین هم کج بود!

عصر روز هجده خرداد هشتاد و چهار، بازی ایران و بحرین در ورزشگاه آزادی تهران شروع شد. من و خیلی‌های دیگر بازی را در سالن‌های نمایش فرهنگ‌سراها دیدیم. این‌جا پارک شفق است، فرهنگسرای دانش‌جو...

 

بعد از پیروزی و رفتن ایران به جام جهانی فوتبال، ملت ریختند بیرون، مست و خوش‌حال. این بچه‌ها هم پریدند توی آب استخر کوچک وسط پارک یوسف آباد. البته تمهیداتش را قبلا بر روی بدنشان اندیشیده بودند...

شهرک غرب، میدان صنعت، رقص محلی!

خیابان‌های تهران پر از ماشین و مردم که بوق می زدند و بشکن. این هم فیلمش. ببخشید که کیفیت خوبی ندارد.

من این ازدحام جمعیت و شلوغ پلوغی را فقط در هجده تیر معروف دیده بودم، این همه و سر و صدا.

این خانم با کلاه جشن تولدش و سگش و بنز تشریفاتی شش درش و راننده‌اش آمده بود در خیابان‌ها تا در جشن و شادی مردم کشورش و در این افتخار ملی سهیم باشد.

هم‌این‌طوری هم جلب توجه می‌کرد، دیگر بیرون آمدن از دریچه سقف و جیغ کشیدن و بالا پریدن...  ان‌شاءالله خدا قبول کند.

آن‌ها که از استادیوم برمی‌گشتند، خوش‌حال‌تر بودند.

و چه کسی گفته است فوتبال ورزشی مردانه است؟ تازه‌اش هم این شادی ربطی به فوتبال‌دوست‌ها ندارد، جام جهانی فراتر از این حرف‌ها رفته است، ضمن این‌که به قول یک بنده خدایی این ملت شادی می‌خواهند...

این وسط بچه‌ها خیلی کیف می‌کردند، اما کم کم شادی فوتبال با تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری قاطی پاتی شد و من از این به بعدش را راستش نفهمیدم چی شد...

این پرچم سه رنگ ایران اسلامی است که به احتزاز در آمده یا پرچم "فقط هاشمی" یا هر دو؟ برای مردم فرقی نمی‌کند، مگر چند شب دیگر در سال و یا سال‌ها هم‌چون‌این فرصتی پیدا می‌کنند؟

یک پدر و دخترهایش، بدون شرح...

شهرک غرب، خیابان ایرن زمین، پاساژ گلستان، چه کرده بودند بعضی‌ها. خدا از همه قبول کند ان‌شاءالله...

به قول بنده خدایی: "طبعا اون چه که مهمه حفظ نظامه" و حالا هم آن‌چه برای مردم بالای شهر تهران مهم بود، اجازه این شور و شادی بود که به میمنت روزهای قبل از انتخابات نصیبشان شده بود، این‌که پوستر چه کسی را تبلیغ می‌کنی و بقیه‌اش هم اصلا مهم نیست!

مردم با همه وجود، یعنی همه اعضای خانواده، کوچک و بزرگ و پیر و جوان، به میدان آمده بودند، میدان هم هر کدام از میدا‌ن‌های تهران و ایران.

دوباره می‌سازمت وطن! وسطی: "ما رفتیم وطنو بسازیم تو نمیای؟" سمت چپی: "نمی‌دونم برم، نمی‌دونم نرم،  نمی‌دونم خوبه، نمی‌دونم بده، نمی‌دونم...!" سمت راستی: "بی خیال بابا، صفاتو بکن!"

ماشین‌ها را با سلام و صلوات از زیر پرچم مقدس ایران رد می‌کنند، آدم یاد اعزام‌ به جبهه‌های دهه شصت می‌افتد. جناب سروان: "بیا برو کنار عکاس، بذار ماشین بیاد!"

ماشین‌ها باید صدای ضبطشان را زیاد کنند و چه به‌تر که دقایقی پیاده شوند و با جمعیت برقصند: "هی! بخند! رفتیم جام جهانی! چرا اخم کردی؟ نکنه به فکر خستگی‌های پر پرنده ای؟ بابا تو دیگه کی هستی!"

آن موقع هنوز "اندی" نخوانده بود که: "خوشگلا باید برقصن" و این‌ها... برای هم‌این خوشگل‌ها و زشت‌ها بیشتر بوق می‌زدند و جیغ. نیروی انتظامی هم در همه صحنه‌ها حضور داشت و حتی مانع عکس گرفتن هم نمی‌شد. باورتان می‌شود در این هیاهو بشود با پلیس مصاحبه کرد و دستگیر نشد؟! گفتم: "می‌گند باتوم برقی می‌زنید" گفت: "اگه باتومش برقی بود این‌جوری نمی‌رقصیدید این‌جا!" صدای پخش ماشین هم بلند بود که: "نرو نرو، اگه بری جات خالیه! بمون بمون، یک شب جنجالیه!" صدایش اینجا است. یادش به خیر، چه مبارک انتخاباتی بود و چه فرخنده شبی... "خانم می‌گم رفتیم جام جهانی، آمریکا که نرفتیم! فقط رفتیم خارج، می‌فهمی؟"

بخش دوم، ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید.



منتشر شده توسط مجيد عزيزي
دوشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۵     روایت تصویری     نظرات (13)

عناوین دیگر :
می‌میریم!
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (2)
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (1)
روایت تصویری: نوستالژی یک کوچکتر از کلاش!
روایت تصویری: طوفان کاترینا در نمایشگاه کتاب‌اینا!



نظرات
یکشنبه، ۴ تیر ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۱۹ بعدازظهر
ارمين
اي يعني چه؟
    aemin_ronnie@yahoo.com    
شنبه، ۳ تیر ۱۳۸۵ - ساعت :۱:۴۸ صبح
اس ار ام
براي عكس 22 بايد يك جمله ديگر بنويسيد چون پرايد در حال رفتن است مثلا بنويسيد: تو هم بيا با دوربين از زير پرچم رد شو.
    srm@yahoo.com    
پنجشنبه، ۱ تیر ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۱۱ صبح
فاطمه
سلام. يك تبريك به خودم ميگم!!!با با من ديگه كي هستم!!!عجب پيش بيني هايي!!!ايول به خودم(منظورم كامنت قبليمه كه درست پيش بيني كردم)
سه شنبه، ۳۰ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۰۳ صبح
ياسي
سلام اقای عزیزی خسته نباشید. بسیار جالب بود .البته یه خرده سنگین بود. برای خودتون میگم. اخر اگه همین جوری پیش بر ید میترسم سرتون به باد بره. راستی این مردم ما همه چیز رو به سیاست ختم میکنند. قول میدم همه اون کسائیکه عکس به دست بودن فقط به منافع خودشون فکر میکردند نه مردم دیگه و مملکت؟!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! تشکر خیلی جالب بود.
شنبه، ۲۷ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۲۶ بعدازظهر
سيد
برايت نگرانم. اين شيفتگي تو را به كشتن مي دهد. در مورد لينك هاي كنار صفحه گفتم البته!
جمعه، ۲۶ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۲:۳۴ بعدازظهر
شباهنگ
سلام اين عكي ها رو كجا گرفتيد چرا ما نميبينيم اين جريانات را ! ؟
    sooske_sefid@yahoo.com    
پنجشنبه، ۲۵ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۵۲ صبح
معلمی از بهشت
سلام جناب برادر.حال و احوال؟سال ديگه اين موقع كجاييد ان شاالله؟:)
چهارشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۵۴ صبح
عماد هنرپرور
سلام, ان شالله سر انتخابات مجلس هشتم عكسهاي پيروزي ايران بر پرتقال رو بذاري رو سايتت! فقط يك نكته: ماشين اون خانم و راننده و سگش و ساير مايملكش(!) بنز نيست, پژوي وطني 6 دربه! راستشو بگو ببينم, چي از مايملكش گرفتي كه بنويسي بنز؟!! منظورم مايملك داخل كيفش بودها, بد برداشت نشه ;) به من 2000 تومن بديد از الان ميگم ماشينش بوگاتي بود اصلا!
چهارشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۹:۴۴ صبح
فاطمه
دير بود ولي جالب بود!از حالا حرف ميزديد!از باخت در برابر مكزيك! دير نشده ها!از باخت در برابر پرتغال و مساوي در برابر آنگولا حرف بزنيد! من كه تيم ايران رو به خاطر باخت در برابر مكزيك نميشناسم! از تيم هاي مورد علاقه حرف ميزديد! بعد از ايـــــــــــــــــــران فقط انگليس!
چهارشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۱۵ صبح
عبدالله فاني
مجيد جون سلام خوبي خوشي سلامتي چه حال و خبر اون آقيون ارزشي كه عكسشون هست زيادم ارزشي نبودن بازرس ويژه كشور و در حال جمع آوري مستندات تخلفات انتخاباتي علي......علي.........
    ariflisher@yahoo.com    
چهارشنبه، ۲۴ خرداد ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۲۶ صبح
محمد امين
خیلی باحال بود. مخصوصا اونجا که می گی دنبالت کردن. اگه خودم هم تو همین موقعیت نمونده بودم، می پرسیدم تو که خودت ریش داری، برای چی دنبالت کردن؟ یا علی
پنجشنبه، ۶ مرداد ۱۳۸۴ - ساعت :۲:۵۲ صبح
زمانه
جالب بود! . . .
سه شنبه، ۴ مرداد ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۳۰ صبح
محمد مهدی نادری
سلام آقا مجيد . انشاا... مبارك است . سايت خيلي ساده و زيبايي از آب در آمده . دست طراح واقعا درد نكند. ايده هاي جديد آقاي طراح واقعا آموزنده است . خيلي لذت بردم. اميدوارم مانند قبل مطالب جالبي از شما بخوانم. يا علي/// در ضمن اولين كامنت اين جا به نام من ثبت شد . اميدوارم قدمم براي شما خير باشد.
    mm.naderi@gmail.com    
پدیده‌ی «باحجابان بی‌حیا» در تلویزیون ایران
مطلبی بسیار خواندنی درباره‌ی ابعاد پنهان بی‌حیایی باحجابان:
«ارتباطات غیر کلامی» وجه مهمی از ارتباطات انسانی است. بر خلاف پندار عمومی ارتباط‌گران که در آن وجه کلامی ارتباط از اهمیت و اولویت بالاتری برخوردار است، دانش ارتباط‌شناسی و ذهنیت متخصصین این عرصه، وجه غیرکلامی ارتباط را جدّی‌تر و با اهمیت‌تر از وجه کلامی می‌شناسد...

لطفا مدیران مدارس نخوانند
... البته مدیری که چنین چیزی از معلم المپیاد می‌خواهد، هرگز به ‌روی خودش هم نمی‌آورد که سرنوشت دانش‌آموزی که به امید فتح افق‌های دور (و البته با اخذ شهریه اضافه به نام کلاس المپیاد) به ‌زور به کلاس المپیاد فرستاده‌ می‌شود، هیچ اهمیتی ندارد...

بازی جدی است!
در ویژه نامه‌ی نوروز 90 هفته نامه‌ی پنجره، پرونده‌ای برای بازی‌های رایانه‌ای کار شده که محمد سیدغراب زحمتش را کشیده. چند تا مصاحبه و مقاله با دیدگاه‌های مختلف جمع کرده‌اند که خواندنی است.
یک چیزی هم خودم نوشته‌ام که مستقلاً در راوی منتشر می‌کنم.

درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
همه چيز از انتشار يك استفتاي فقهي درباره ي ولايت فقيه از آيت‌الله خامنه‌اي شروع شد. جنجال رسانه‌اي و ديگر هيچ.
به اين بهانه پايگاه اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار رهبري پرونده ي خوبي در رابطه با اين موضوع جمع و جور كرده كه هنوز درحال تكميل است.
اگر حال و حوصله داشته باشيد حتماً مطالب جالبي در آن پيدا مي‌كنيد.

نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه