روایت امروز

...

ما را دليست چون تن لرزان بيدها
اي سرو قد، بيا و بياور نويدها

ما جمعه را به شوق تو تعطيل كرده‌ايم
اي روز بازگشت تو آغاز عيدها

...
افشين علاء










 
سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴

یک سال پیش در چون‌این شبی این عکس‌ها را گرفتم و این متن‌ها را نوشتم و این‌جا گذاشتم:4shanbesoori/ حالا یک سال گذشته و من بزرگ‌تر شده‌ام و نگاه که می‌کنم می‌بینم الان این عکس ها را نمیگیرم و این چیزها را نمی‌نویسم! حتما این‌ها هم که در عکس هستند بزرگ شده‌اند. به هر حال بدون هیچ تغییری می‌گذارم‌شان اینجا. روایت است دیگر! روایت یک سال پیش با زبان راوی یک سال پیش! چه کنیم؟:

تذکر: از آنجا که ممکن است از طرف بعضی دوستان به عکاسی مخفی از حریم خصوصی افراد متهم شویم همین جا خاطر نشان می سازیم که عکسها نه با موبایل و مخفیانه که با دوربین حرفه ای و علنی و همگی از معابر عمومی و خیابان ها گرفته شده است. احتمالا از طرف دوستان دیگر نیز به اشاعه فحشا متهم می شویم. این دسته از دوستان لطف بفرمایند به خبرگزاریهای رسمی مملکت گیر بدهند. حداقل اینکه مخاطب آنها بیشتر است و اشاعه فحشاء آنها هم وسیعتر! با تشکر!

سر و صدای ترقه و دیدن آتش بازی و انفجارات مربوطه را همه دیده ایم و نکته چندان جالبی به نظر نمی رسد:

پس، از این عکسها صرف نظر نموده! به باقی ماجرا می پردازیم!

ماجرا از ساعات آغازین شب شروع شد، وقتی که ملت همیشه در صحنه بار دیگر به میدان آمدند! این بار میدان صنعت!

ارتفاع انفجار نارنجکهای دست ساز، گاهی از بلندترین برج خاورمیانه! (برج میلاد) هم فراتر می رفت و باید به عکاس آفرین گفت که در این شدت انفجار دستش فقط کمی لرزیده است!

جمعیت متراکم شده، شروع به حرکات موزون فرهنگی همراه با صدای سیستم صندوق عقب پژو 206 می کند و همانطور که مشاهده می کنید یکی از شرکت کنندگان برای جلوگیری از صدمات ناشی از انفجارات مهیب که به ناگاه از زیر پا سر در می آورد و به هوا می رود، کلاه ایمنی بر سر دارد! شایان ذکر است نامبرده دقایقی مورد تمسخر حضار خوش حال! قرار گرفت!

از قدیم گفته اند کسی را که جو گرفته باشد، متوجه سوختن پیراهنش نخواهد شد! مخصوصا که روی دوش رفقا باشد و اوپ تیس اوپ تیس هم براه!

جمعیت یک صدا می خواندند: چقدر بگم خطر داره ترقه! هزار تا دردسر داره ترقه! و در اقدامی خودجوش با متخلفین به شدت برخورد می کردند! تا در فضایی سالم و به دور از هیجانات کاذب ساخته و پرداخته معاندین، به وظیفه خطیر انسانی خود عمل نمایند!

از نکات قابل توجه این نشست این لنگ و پاچه ای است که مشاهده می کنید! دختر خانم معرکه گرفته است و break می زند! از شما تقاضا می شود که در حین دیدن عکسهای بعدی تعادل خود را حفظ کنید و با در نظر گرفتن زیر ساخت های معنوی جامعه، بیایید با هم مهربان باشیم!

در همان زمان که این خانم داشت به هنر و چیزهای دیگر نمایی ادامه می داد و کماکان مورد تشویق حضار بود متوجه یک جوان آلمانی شدیم که دوست ایرانیش داشت برایش توضیح می داد که:  !this is fact of iran : این حقیقت ایران است! و وقتی من از او سوال کردم که آیا در آلمان هم شما اینطور مراسمی دارید در حالی که به شدت هیجان زده بود گفت: !not so hot : نه به این داغی (همون خفن خودمون!)

 

 داشتم سوال می کردم که برخورد پلیس آلمان با اینگونه جشنهای خیابانی چیست که ناگهان یک چیز عجیبی زیر پایمان ترکید و جوان آلمانی در حالی که چند ثانیه ساکت مانده بود (به علت سقوت ناگهانی قلبش درتمبانش احتمالا!) سپس گفن : !it is ok البته شایان ذکر است که منظورش نارنجکی که ترکیده بود وگرنه هر چه سعی کردیم معنی کلمه عکس العمل: reaction  و  reflex  رو براش توضیج بدیم نشد که نشد. انگلیسی زیاد خوب بلد نبود و برای ساعت 5 صبح به مقصد فرانکفورت بلیط داشت! این گزارش حاکی است دخترک کماکان لنگ در هوا روی زمین می چرخید!

این دختر وقتی از شدت سرگیجه خسته شد! مورد استقبال و تشویق شدید دوست پسرش واقع و لحظاتی در آغوش وی آرام گرفت! جمعیت مرتب فریاد می زدند: اینه!

البته پسرها هم کم نمی آورند و می شود گفت خیلی هم زیاد می آوردند!

جمعیت توسط نیروی مخصوص ضد شورش متفرق شد و همگی به سمت خیابان اصلی و بزرگ شهرک به راه افتادند در حالی که هر از چندگاهی راه ماشینها را صد می کردند و مجددا شروع به اجرای زنده حرکات موزون و ناموزون می نمودند.

این آلاچیق در مسیر حرکت کارناوال قرار داشت و شاید در این تصویر که موقعیتش با برج میلاد نمایش داده شده است مشخص نباشد که داخلش چه خبر است و حتما اینگونه است آیا!؟!

اشتباه نکنید! این یک پارتی شبانه در زیرزمین یک ویلا در شمال کشور نیست! این همان آلاچیق کنار خیابان است واقع در پیاده رو! چه می کنه این استعداد ایرانی! در عرض چند ثانیه طراحی صحنه به نحوی شد که انگار تلویزیونهای ماهواره ای و بی ادب لس آنجلسی دارند خدای نکرده شو پخش می کنند! خوشبختانه اون نارنجک دست ساز سبز رنگ، در دست این آقا نترکید وگرنه...

کارگران مشغول کارند!

ان شالله همه با هم...!

با جوانان خوش حال و خوش تیپ بالای شهر خداحافظی می کنیم، حالا همه می خواهند عکس تکی و جفتی بگیرند! اما چون دقایقی است وارد روز چهارشنبه شده ایم باید برویم! بعضی ها فریاد می زنند نیروی انتظامی تشکر، تشکر! در همین حین یک نفر دستگیر می شود! همه کپ می کنن! اما درعرض سیم ثانیه ازاد می شود! مجددا همه کپ می کنند!

از شوخی که بگذریم نظر شما چیست؟ به نظر شما این رفتارها نادرست است؟ آیا باید با آنها برخورد بشود یا نه؟ اینها بخش بزرگی از جوانان این مملکت هستند. اگر خوب است چرا برخورد؟ اگر بد است راه اصلاحش چیست؟ مرسی!

از سایت بازتاب تقاضا می شود اینبار عکسها را مانند عکسهای شام غریبان میدان محسنی بدون نام عکاس دو در نفرمایند!



منتشر شده توسط مجید عزیزی
سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴     روایت تصویری     نظرات (12)

عناوین دیگر :
می‌میریم!
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (2)
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (1)
روایت تصویری: نوستالژی یک کوچکتر از کلاش!
روایت تصویری: طوفان کاترینا در نمایشگاه کتاب‌اینا!



نظرات
چهارشنبه، ۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۸:۰۴ صبح
تارا
سلام اول از همه يه خسته نباشيد ذاغ بهتون ميگم عكسهاي واقعا باحا لي بوذند
    oxygen_1990@yahoo.com    
پنجشنبه، ۷ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۳:۰۰ صبح
گيسو
خيلي دلم سوخت و متاسفم كه جوان ايراني اينطوري از زندگي لذت مي بره . لياقت جوان ايراني بيش از اينهاست.
    gisoo1982@yahoo.com    
سه شنبه، ۲۲ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۰۴ بعدازظهر
آهو
in aksa male esfande 83 bood na 84!
سه شنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۰۷ بعدازظهر
لي لي عقاب
خلاصه يه 1.5 ساعتي گير بوديم تا بالاخره دست از سر كچلمون بر دارن خوش به حال اين پسرا خيلي ازادن ما هميه بيچاره اييم ولي خداييش به منم خيلي فاز داد ولي امسال خيليييييييييي كنترل كردن نميدونم چه مرگشون بود بايد از خداشون باشه اخه به درد كنترل جمعيت ميخوره ولي سياست ندارن فقط بلدن سالي 2.3 تا هواپيما بندازن پايين اينجوري جمعيتو كنترل ميكنن بيخيال زيادي مستفيض شدي يه سري هم به من بزني ضرر نميكني يا حق
سه شنبه، ۱۵ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۰۴ بعدازظهر
لي لي عقاب
سلام خوبيييييييييي؟ سال نو مبارك بابا ايول اين بروبچز تهرون چه شانسي دارن هر گندي بزنن هيچ كاريشون ندارن بعد اونوقت منه بدبختو شب 4 شنبه سوري اونم به خاطر اينكه يه شوخي كوچولو با يه مامور كردن بردن پاسگاه و حيثيت برام نذاشتن ميدوني چي گفتن؟ دختر و چه به اين مسخره بازيها سنگين باش منم گفتم ااااااااااااااا بابا تلويزيون هر روز ميگه رژيم بگيرين بعد تو ميگي سنگين باش جاتون خالي اينجا بود مخ جناب سرهنگ سوت كشيد اخه همه ملت به نيشش خنديدن
سه شنبه، ۸ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۱۰:۱۸ صبح
جيران
آقا دستت طلاااااااااااااااا ... سر صبحي كلي ما رو شارژ نمودي ... خيلي با حال بوددددددددددددددددددد توپ ! مخصوصا توضيحاتش !:دي
دوشنبه، ۷ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۶:۳۳ صبح
مهدی
بابا خیلی باحالی. من یکی کف کردم . آخه من چارشنبه سوری قرنتینه بودم...
شنبه، ۲۷ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۱:۰۴ بعدازظهر
یک دوست غریبه
سلام. مجید جان از تصاویرت یکه خوردم. هرچند گفته بودی که و از خود سلب مسئولیت کرده بودی، به حرفت توجهی نکردم.فکر میکنم که کارت برای جلب توجه است. چرا که خودت هم می دانی که از لحاظ شرع اسلامی و نیز از لحاظ قانونی کارت اشکال دارد. پس شما با این کارتان شرع و قانون را نادیه انگاشته و به اعتقادات جمعی از ایرانیان مسلمان بی توجهی کرده ای. چرایش را خود جواب بده. اما در بخش دوم در پاسخ به سئوالت این را می دانم که از لحاظ روش برخورد با این پدیده ها خشونت بدترین راه است. این کارها جزئی از فرهنگ شده است. جز کار فرهنگی چیز دیگر جواب نمی دهد. خشونت فقط مرهم است و نه درمان.
    rahpouyan_3000@yahoo.com    
چهارشنبه، ۲۴ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۲۶ بعدازظهر
فاطيما
سلام چه عكسهاي جالبي شما اونجا چه كار ميكرديد؟....
سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۱:۵۰ بعدازظهر
خاتون
عالي .... خسته نباشين
سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۱۰:۳۱ بعدازظهر
جواد
خداییش با این گزارشت تصویریت حال کردم. عکس هات یکی از یکی جالبتر هستند. خسته نباشی به امید روزی که راهی برای صرف این انرژی جوانان پیدا شود.
سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۱۳ بعدازظهر
درسا
خيلي خوب بود
    dorsamalos@yahoo.com    
نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.

نقد ورزش مدرن، اغفال و فريب
به بهانه ي برگزاري مجدد جلسه‌ي «نقد فوتبال» در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان استان تهران، گشتي در وبلاگ‌ها مي زدم كه اين مجموعه ي خوب را از برادر صهيون پژوهمان پيدا كردم كه دغدغه‌مندانه به جمع آوري مقالات مرتبط با اين موضوع پرداخته بود.
اميدوارم مطالعه‌ي اين مجموعه مقالات براي همه‌ي‌مان مفيد باشد.

درودنامه
واحد طرح و ارزيابي شبكه محترم معارف، در نوشتار پيش‌رو ضمن برشمردن عناوين و عبارات احترام آميز براي پيشوايان و بزرگان دين، ترجمه و موارد كاربرد آن را نيز ياد آور شده است كه مطالعه و شنيدن آن را به دوستان عزيز توصيه مي كنم.
نردبان کاربران رسانه‌های اجتماعی
در رسانه‌های اجتماعی ما با انواع مختلفی از مخاطبان یا به‌عبارت بهتر کاربران مواجه هستیم که بر حسب سطح و نوع فعالیت‌شان دسته‌بندی شده‌اند.
در این مدل کاربران اینترنتی در نردبانی با شش پله دسته‌بندی شده‌اند که بر اساس سطح فعالیت در رسانه‌های اجتماعی به‌دنبال یکدیگر قرار می‌گیرند. این شش پله از بالاترین سطح به‌ترتیب عبارتند از: تولیدکنندگان (Creators)، منتقدان (Critics)، گردآورندگان (Collectors)، پیوستگان (Joiners)، تماشاگران (Spectators) و غیرفعالان (Inactives).

كتاب خاطرات مادر شهیدبلورچی
لامعه لشکرلو در سن 18 سالگی با انتخاب مذهب شیعه از فرقه بهاییت کناره‌گیری کرد و به تربیت فرزند خود اهمیت بسیاری داد. تا جایی که پسرش، مهران (علی) بلورچی در عملیات کربلای 5 و منطقه شلمچه به شهادت رسید.
کتاب "محله‌های زندگی" نوشته مریم برادران در قطع رقعی و 72 صفحه با شمارگان 2300 نسخه و بهای 8500 ریال توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه