روایت امروز

...

ما را دليست چون تن لرزان بيدها
اي سرو قد، بيا و بياور نويدها

ما جمعه را به شوق تو تعطيل كرده‌ايم
اي روز بازگشت تو آغاز عيدها

...
افشين علاء










 
شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۴

40 عكس از اعتكاف مسجد دانشگاه تهران اولين گزارش تصويري راوي است كه مي بينيد. ضمنا چون من به قصد عكاسي نرفته بودم، فقط در حاشيه چند متري محلي كه نشسته بودم زوايا را اتخاب كردم و مثل خبرنگاران ديگر رسانه ها دور مسجد نگشتم، چون جاي راه رفتن ساده هم نبود و قصد من هم اين نبود و همانطور كه گفتم اصل مراسمات باحال اعتكاف عكاسي نشده است و آنچه در اين دو گزارش تصويري مي بينيد فقط گوشه هايي از اين مراسم با حال است!

سخنراني آيت الله امجد

بيستم مرداد هشتادو چهار، مقابل مسجد دانشگاه صنعتي شريف. درب ورودي بسته است و مراجعه كنندگان با يك اطلاعيه چند كلمه اي مواجه مي شوند: ثبت نام اعتكاف تمام شد! در زير آن، اطلاعيه ثبت نام اعتكاف است كه نام سخنرانان و مداحان و زمان ثبت نام براي دانشجويان و پس از آن اگر جا باقي بود براي ديگر اقشار و عموم مردم مشخص شده است. بچه ها نا اميدانه قصد بازگشت دارند كه يكي پيشنهاد مي دهد شايد مسجد دانشگاه تهران هنوز ثبت نام كند...

«اعتكاف در لغت يعني گوشه نشين شدن و در جائي ماندن و معتكف كسي است كه براي عبادت خدا سه روز يا بيشتر را در مسجد بماند و روزه بگيرد. » به همين سادگي! اما قضيه به همين جا ختم نمي شود. مثلا با اينكه اعتكاف يك عمل مستحبي است، اما اگر معتكف به قصد اعتكاف دو روز را در مسجد بماند و روزه بگيرد، اعتكاف (يعني ماندن در مسجد و روزه گرفتن) در روز سوم بر او واجب مي شود و اگر مسجد را ترك كند يا روزه اش را بشكند بايد مثل روزه واجب كفاره بدهد! استفاده از عطريات و گياهان خوشبو، خريد و فروش، مجادله و جرو بحث و مسائل شهواني بر او حرام مي شود. به علاوه بايد از چيزهايي كه روزه را باطل مي كند نيز پرهيز كند. اما با همه اينها از نكات جالب اين است كه براي تشييع جنازه، عيادت مريض و يا بدرقه مسافر مي تواند و حتي مستحب است از مسجد خارج شود! اسلام انصافا دين رومانتيكي است!

دو برادر در حال خواب- تريپ 5 ديقه بعد از شهادت! خوابم ميگن با دهن روزه تو اعتكاف عبادته.

ساعت 2 بعد از ظهر است و دفتر مسجد دانشگاه تهران مملو از دانشجوياني است كه براي ثبت نام اعتكاف صف كشيده اند. بر در و ديوار و تابلو اعلانات مسجد كاغذهاي متحدالشكلي ديده مي شود كه بر روي آنها درشت نوشته شده است: خواهران محترم، ظرفيت تكميل است، لطفا اصرار نكنيد. مسئول ثبت نام مرتب تاكيد مي كند كه مسجد دانشگاه تهران فقط از دانشجويان و اساتيد دانشگاه ها ثبت نام مي كند و بقيه بي خود معطل نشوند! به دقت كارتهاي دانشجويي پسراني كه در صف ايستاده اند را چك مي كند و فرم ثبت نام مي دهد. يكي خوشمزگي مي كند: آقا من «وبا» دارم، اگه ميشه زود كار ما رو راه بنداز بريم تا بقيه نگرفتند! بروبچز مي خندند! مسئول ثبت نام با لبخند جواب مي دهد؛ عيب ندارد.، انشالله توي اعتكاف «شفا» مي گيري! اصل كارت دانشجويي، يك قطعه عكس و مبلغ 3 هزار تومان مدارك لازم براي ثبت نام است. همانجا عكس را بر روي كارتهاي مخصوص اعتكاف مهر مي كند و تاكيد ميكند: راس ساعت 12 پنجشنبه شب در مسجد حاضر باشيد و الّا رزروي ها جايتان را مي گيرند!

يكي از وبلاگنويسان ادبي معروف! در حال خواب در اعتكاف. شاعرانه و رمانتيك است نه؟

اعتکاف، كلاس فشرده(!) خود سازى است، که حداقل سه روز طول مى ‏کشد و انسان را از حاکميت غريزه‏ها، عادتها و اشتغالات معمول زندگى آزاد مي کند. در طول سال، هر زمانى که انسان بتواند، حداقل سه روز در مسجد بماند و روزه بگيرد، اعتکاف صحيح است، ولى بهترين زمان براى انجام اين عمل عبادي، ماه مبارک رمضان و به خصوص دهه آخر آن است. يکي از ايامي که مسلمانان معتکف مي شوند، ايام البيض، يعني 13 تا 15 رجب است که در ايران فراگيري بسياري دارد. بر اساس آماري که از سوي معاونت فرهنگي و تبليغ سازمان تبليغات اسلامي منتشر شده است، امسال 300 هزار نفر در 880 مسجد کشور معتکف شدند. درحاليكه سال گذشته 210 هزار نفر در 680 مسجد کشور معتکف شدند که بيشترين آمار مربوط به بانوان بوده است و البته 70 درصد معتکفين نوجوانان و جوانان بوده اند. هر ساله بدليل محدوديت مکاني که وجود دارد، بسياري از داوطلبان امکان حضور در مکانهاي در نظر گرفته شده براي اعتکاف را نمي يابند و اين فرصت معنوي را از دست مي دهند.

مرسي فضاي معنوي. جاتون خيلي خالي بود انصافا

ساعت 10 پنج شنبه شب است. بچه ها از غروب مقابل درب دانشگاه تهران منتظر باز شدن در هستند. در را باز مي كنند و دانشجويان يكي يكي پس از چك شدن كارتهاي اعتكافشان وارد مي شوند. يكي اسم افراد را با ليست خودش چك مي كند و كارت را پانچ (سوراخ) مي كند. ديگري اعلام مي كند اگر وسايل برقي، راديو و يا تلفن همراه داريد تحويل بدهيد! بايد وسايل و كيفهاي خود را از گِيت (وسيله امنيتي است كه با استفاده از اشعه ايكس محتويات كيفها را بررسي مي كند و اگر حامل اشياء فلزي يا وسايل برقي باشند بوق مي زند!) عبور دهيم. همه تعجب كرده اند! مي پرسيم اين همه ملاحظات امنيتي براي چه؟ جواب مي دهند فردا اقامه نماز جمعه در دانشگاه تهران با امامت رهبري است، بعد از نماز وسايل را مجددا تحويلتان مي دهيم.... كيف من بوق زد! آقا من خبرنگارم بايد براي گزارشم عكس بگيرم. حالا نمي شه... -نه آقا! مگه اعتكاف جاي گزارش گرفتنه! تحويل بده فردا بيا بگير! قبول مي كنم. يك كارت تحويلم مي دهند و دوربينم را بدون جلد مي اندازند وسط يك سبد پر از موبايل. اميدوارم تا فردا سالم بماند! در حاليكه به سمت مسجد حركت مي كنم به 400 نفر رزرو و جمعيتي نگاه مي كنم كه چون موفق به ثبت نام نشده اند، پشت در گريه مي كنند. وضعيت عجيبي است!

اين هم خودمان از خودمان گرفتيم با كمك برادر مسعود!

با اين كه فقط در شهر تهران حدود 200 مسجد مراسم اعتكاف را برگزار مي كنند، اما اكثر معتكفين نسل سومي به خصوص دانشجويان، مصمم به اعتكاف در مسجد دانشگاه تهران و مسجد دانشگاه صنعتي شريف هستند. علت هم كاملا روشن است. جوّ اين دو مسجد كاملا دانشجويي است، برنامه ريزي هاي آن درست و منظم است و سخنرانان و مداحان آن نيز از اساتيد بنام و معروف ايران هستند و به همين خاطر مراسم اعتكاف در اين دو مسجد حال و هوايي ديگر دارد. دليل اينكه صدا و سيما هم معمولا مراسم اين دو مسجد به خصوص مسجد دانشگاه تهران را ضبط و يا پخش مستقيم مي كند همين است.

آقا اين يك عكس هنري است - فردا راه نيوفتيد لينك بديد بگيد

به مسجد كه مي رسم خشكم مي زند! جاي سوزن انداختن نيست. در حاليكه دنبال يك متر جا براي خودم مي گردم به ده ها نفري فكر مي كنم كه در صف بودند و بعد از من قرار است كارت هايشان پانچ شود و بيايند داخل! بالاخره به هر زحمتي هست يكجا مي نشينم. جمعيت قسمت مردانه! حدودا هزار و پانصد نفر است. بخش خواهران هم در سمت چپ مسجد از قسمت آقايان با پارتيشني جدا شده است.

مگر خدا فقط براي ريشدارن و چفيه داران است آيا؟

جمعيت با تيپ هاي جورواجور موج مي زند. چند تا از دانشجوها يك استاد دانشگاه كه ريش پروفوسوري سفيدي دارد را خيلي تحويل مي گيرند! آقاي خوش چهره نماينده مجلس به مسئول مسجد سفارش دخترانش را مي كند و مي رود. آن طرفتر جواني با موهاي بلند كه از پشت بسته است با آرامش خيالي نشسته و بي توجه به هيايوي جابه جايي ديگران قرآن مي خواند. ناگهان نگاه ها به يك سو متمركز مي شود. مي پرسم كيست؟ مي گويند سردار ذوالقدر! محافظش هم با خودش معتكف مي شود. توي اين شلوغي چند نفر "مهدي احمدي نژاد" پسر بزرگ و دانشجوي رئيس جمهور را شناخته اند و دورش حلقه زده اند.

آقا جوانها بي دين شده اند! به قول رئيس دانشگاه ازاد از خدا بي خبرند! عجب!

گوشه مسجد، حجة الاسلام ابوترابي نماينده مجلس ايستاده. بچه ها مي پرسند: مگر شما فردا در مجلس، جلسه بررسي صلاحيت وزيران نداريد؟ مي خندد: چرا، ولي من كه معتكف نيستم، فقط نماز صبح را در خدمت شما هستم. بگذريم كه شب آخر تا ساعت چهار صبح پاسخگوي سوالهاي سياسي معتكفين درباره مسائل هسته اي، قيمت نفت و راي اعتماد به وزرا بود! حدود ساعت 2 بامداد كم كم جمعيت آرام مي گيرد. حاج سعيد حداديان مي آيد و دعاي كميل مي خواند، معتكفين هم همينطور. با اينكه كيپ تا كيپ آدم نشسته است، كسي به كسي كاري ندارد. انگار همه تنهاي تنها با خدا مناجات مي كنند. حال و هواي غير قابل توصيفي است. حاج سعيد مي خواند و بچه ها گريه مي كنند: اِلهي وَ رَبّي مَن لِي غَيرُك: خداي من، پروردگار من! من غير از تو چه كسي را دارم...

از گريه كسي نمي شد عكس گرفت و من هم نخواستم.

گاهي "بيرون"، انسان را از "درون" غافل مي كند؛ گاهي پرداختن به "ديگران و مسائل رنگارنگ زندگي" موجب غفلت از "خود" مي شود؛ گاهي "دنيا" آدم را از صاحب "دنيا" بي خبر مي کند و گاهي "زير و زبرهاي زندگي" انسان را از "خود شناسي" باز مي دارد. مهره هاي تسبيح را مي گرداند و صلوات مي فرستاد. دستهايش را بلند کرده بود و آرام لبانش تکان مي خورد. چشمانش را به هم فشرده بود و ديده اش را به روي دنياي مادي بسته بود. جا نمازش پهن بود و دعا مي خواند. مهره هاي تسبيح را مي گرداند و صلوات مي فرستاد. آمده بود در زلالي ايام الابيض خود را مطهر سازد. اشک امان نمي دهد؛ سرازير مي شود؛ دل رسوا مي شود اما فرياد و ناله در سينه محبوس مي ماند، تنها نام "الله" بر زبان ها جاري است و بيشترين دعايي كه زمزمه مي شود، دعا براي سلامتي و ظهور امام زمان(عج) است...

...

ساعتي تا اذان صبح مانده كه معتكفين آماده خوردن سحري مي شوند. سفره ها پهن مي شود و غذا ها پخش. چند نفري هم چاي شيرين مي ريزند. دقايقي بعد اثري از ظرف غذا و ليوان چاي و سفره نيست. چيزي به اذان نمانده. بچه ها آماده وضو گرفتن مي شوند. صداي الله اکبر الله اکبر موذن خوش صداي معتكف طنين انداز شده است. معتکفين روزه دار به سرعت صفهاي نماز را تشكيل مي دهند و قامت مي بندند. بعد از نماز دقايقي حجت الاسلام ابوترابي از لحظه هاي ناب با خدا بودن مي گويد. از ياد خدا و از توبه در درگاه حق تعالي. حالا ديگر كم كم همه آماده خواب مي شوند. تقريبا همه ديشب را تا صبح بيدار بودند. بعضي ها شروع به صلوات فرستادن مي كنند: نابودي علماي اسرائيل صلوات! به مباركي آزادسازي نوار غزه صلوات! سلامتي آقاي راننده صلوات! همانها كه ديشب تا به صبح در دعاي كميل اشك مي ريختند، حالا با نشاطي مضاعف و دلي پر اميد و لبي خندان استراحت مي كنند. حالا تازه روز اول اعتكاف است!

انصافا از لحاظ پذيرايي خيلي خوب رسيدن! دمشون گرم

با صداي خطبه هاي نماز جمعه از خواب بيدار مي شويم. همه به سمت وضوخانه مي روند. يادم رفت بگويم كه همه مراجع خروج از مسجد براي اقامه نماز جمعه را نيز جايز دانسته اند. هرچند نماز جمعه هم داخل دانشگاه تهران برگزار مي شود و مسجد تا صف نماز فاصله اي ندارد. جالب است! احكام اعتكاف شباهت زيادي به احكام حج دارد! مثلا اگر به دلايلي كه گفته شد از مسجد خارج شوي حتي الامكان نبايد از مكانهايي كه سايه اند عبور كني. يا مثلا نگاه كردن به آينه كراهت دارد. هر چه مي گذرد به شباهت اعتكاف و حج خانه خدا بيشتر پي مي برم. انگار معتكف تمرين مُحرم شدن مي كند! لبيك اللهم لبيك...

الهي و ربي من لي غيرك...

بعد از نماز بر طبق وعده اي كه داده اند به سراغ دوربينم مي روم تا پس اش بگيرم. مي گويند برويد خودمان اعلام مي كنيم. ساعتي بعد كسي در بلنگو مي گويد: معتكفين عزيز براي گرفتن موبايل و وسايل برقي مراجعه نكنند! چون تعداد 700 موبايل تحويل داده شده كه اگر به شما برگردانيم آنوقت خدا مي داند صداي زنگ هفتصد موبايل با فضاي مسجد چه خواهد كرد، بر فرض هم كه بر روي "ويبره" بگذاريد، هفتصد ويبره كم از زلزله ندارد! صداي معتكفين به اعتراض بلند مي شود. آقاي جعفري دوباره بلندگو را روشن مي كند و با زيركي مي گويد: برادرا مواظب باشند سر مسائل مادي جدل نكنند كه اعتكافشان باطل مي شود! جمعيت با خنده اي ساكت مي شود. اما ساعاتي بعد مسئولين يادشان مي افتد كه خلف وعده گناه بزرگي است و موبايل ها و ايضاً دوربين من را به شرط آنكه رعايت فضاي اعتكاف و آسايش ديگران را بكنند به صاحبانشان بر مي گردانند. آدم از ته دل آرزو مي كند اي كاش همه احكام اسلام هميشه در همه جاي جامعه عمل مي شد!

به اين توي عكاسي ميگن بازي با نور. البته اين يكي از موارد عكاسي است كه توي اين عكس نمود داره . بقيه اش اگه گفتي چيه؟

يا من يعطي من سئله...

اللهم الرزقنا حورالعين! كامثال لولو المكنون...

اخم نكن حاجي! بزار عكس بگيرم بقيه هم فيض ببرن...

اي جانم. دو تا دونه بچه هم بيشتر نبودند كه نميدونم چه جوري راشونداده بودن بدون كارت دانشجويي

خوابهاي خوب ببيني...

حاجي التماس دعا!!!

ادامه در گزارش شماره 2...



منتشر شده توسط مجید عزيزي
شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۴     روایت تصویری     نظرات (13)

عناوین دیگر :
می‌میریم!
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (2)
روایت تصويري: ما رفتیم جام جهانی، نامزدها رفتند دور دوم! (1)
روایت تصویری: نوستالژی یک کوچکتر از کلاش!
روایت تصویری: طوفان کاترینا در نمایشگاه کتاب‌اینا!



نظرات
سه شنبه، ۱۹ اردیبهشت ۱۳۸۵ - ساعت :۱۱:۴۱ صبح
فاطمه
سلام و خسته نباشی. داشتم در به در دنبال یه فضای معنوی می گشتم که به اینجا رسیدم. خدا خیرت بده .التماس دعا
    www.souri66@yahoo.com    
پنجشنبه، ۲۴ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۵۹ بعدازظهر
گناهكار
خوشحال ميشم بهم سر بزني. حق نگهدارت .
پنجشنبه، ۲۴ فروردین ۱۳۸۵ - ساعت :۰:۵۸ بعدازظهر
گناهكار
قربون دستت واسه گزارشت. خيلي حال داد . خوش به حالشوووووووووون . دلم گرفت .
پنجشنبه، ۲۱ مهر ۱۳۸۴ - ساعت :۷:۰۷ صبح
حمید داودآبادی
سلام و خسته نباشید تصاویرتان بسیار زیبا و هنرمندانه و معنوی است . خدا خیرت دهد . خوشحال می شوم به وبلاگ بنده هم سری بزنید . از آشنایی تان هم خیلی خوشحال خواهم شد . منتظرتان هستم
یکشنبه، ۲۷ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۲۴ بعدازظهر
امين امامي
سلام خسته نباشيد بسيار جالب بود
    ramin_84@yahoo.com    
سه شنبه، ۱۵ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۱:۱۲ بعدازظهر
نرگس
قيافه اينا كه تو اين مراسم هستند طرز لباس پوشيدنشون حالمو بهم ميزنه اما هر جا ئي كه ببينمشون بهشون احترام ميزارم به خودشون مربوطه مگه نه؟!
پنجشنبه، ۱۰ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۷:۰۱ بعدازظهر
شفق
سلام خسته نباشيد خدا قوت من به طور اتفاقي وبلاگ شما را پيدا كردم .خيلي جالب بود خدا خيرتون بده يا علي.من يك از كساني بودم كه تو اعتكاف دانشگاه تهران بودم و به خاطر همين خيلي با اين چيز هايي كه نوشتين صفا كردم.عكش هاتون هم عالي بود . به اميد اينكه در اعتكاف سال ديگر هم حاضر باشيم. بدرود و التماس دعا
    shafagh_313@yahoo.com    
سه شنبه، ۸ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۶:۳۷ صبح
شيمشيمك
كلي,كلي كيف كردم,بابا استاديد تو اشك دراوردن ها...هم گزارش 1 جامع و كامل و حسابي بود هم 2.
    shimshimak@yahoo.com    
دوشنبه، ۷ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۹:۱۶ بعدازظهر
يه نفر
سلام استفاده از عكساتون هم كپي رايت داره؟ با اجازه من از يكي از عكساتون تو وبلاگم استفاده كردم . راضي هستيد انشاءالله. پيروز باشيد
    margomaleke@yahoo.com    
دوشنبه، ۷ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۱۱:۵۰ صبح
آقا طيب.
عكسو بر دار لينك بدم بهت باقالي.اگه سعيد نبود شيش تا عكس هم نداشتي لجن.مجيد نميشه برداري؟مرسي.
شنبه، ۵ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۵۹ صبح
شيمشيمك
سلام يه عكس 18بار تكرار شده.كلي خورد تو ذوقم.
    modonid@yahoo.com    
پنجشنبه، ۳ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۰:۰۳ بعدازظهر
الكي
ايول تكرار مكررات ايول اعتكاف ايول جيم فنگ
    alaki_palaki@dolaki.com    
چهارشنبه، ۲ شهریور ۱۳۸۴ - ساعت :۲:۵۱ بعدازظهر
مهدي ابراهيمي
سلام حاجي فقط 3عكس وجود دارد كه يكي از آنها تكرار شده بي زحمت چك كن التماس دعا
    tehran19@hotmail.com    
نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران
به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی‌های رایانه‌ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت‌ و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی‌های رایانه‌ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد.

نقد ورزش مدرن، اغفال و فريب
به بهانه ي برگزاري مجدد جلسه‌ي «نقد فوتبال» در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان استان تهران، گشتي در وبلاگ‌ها مي زدم كه اين مجموعه ي خوب را از برادر صهيون پژوهمان پيدا كردم كه دغدغه‌مندانه به جمع آوري مقالات مرتبط با اين موضوع پرداخته بود.
اميدوارم مطالعه‌ي اين مجموعه مقالات براي همه‌ي‌مان مفيد باشد.

درودنامه
واحد طرح و ارزيابي شبكه محترم معارف، در نوشتار پيش‌رو ضمن برشمردن عناوين و عبارات احترام آميز براي پيشوايان و بزرگان دين، ترجمه و موارد كاربرد آن را نيز ياد آور شده است كه مطالعه و شنيدن آن را به دوستان عزيز توصيه مي كنم.
نردبان کاربران رسانه‌های اجتماعی
در رسانه‌های اجتماعی ما با انواع مختلفی از مخاطبان یا به‌عبارت بهتر کاربران مواجه هستیم که بر حسب سطح و نوع فعالیت‌شان دسته‌بندی شده‌اند.
در این مدل کاربران اینترنتی در نردبانی با شش پله دسته‌بندی شده‌اند که بر اساس سطح فعالیت در رسانه‌های اجتماعی به‌دنبال یکدیگر قرار می‌گیرند. این شش پله از بالاترین سطح به‌ترتیب عبارتند از: تولیدکنندگان (Creators)، منتقدان (Critics)، گردآورندگان (Collectors)، پیوستگان (Joiners)، تماشاگران (Spectators) و غیرفعالان (Inactives).

كتاب خاطرات مادر شهیدبلورچی
لامعه لشکرلو در سن 18 سالگی با انتخاب مذهب شیعه از فرقه بهاییت کناره‌گیری کرد و به تربیت فرزند خود اهمیت بسیاری داد. تا جایی که پسرش، مهران (علی) بلورچی در عملیات کربلای 5 و منطقه شلمچه به شهادت رسید.
کتاب "محله‌های زندگی" نوشته مریم برادران در قطع رقعی و 72 صفحه با شمارگان 2300 نسخه و بهای 8500 ریال توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.



صفحه اصلي  :   آرشيو    :   وبلاگ تصويري  :   لينکهاي تازه  :   ارتباط با ما  :   درباره ما  :   English  :   العربيه