دوشنبه، ۲۵ دی ۱۳۸۵
يک اتفاق خيلي ساده افتاده است: من و دوستانم رفته بوديم شمال. لوله بخاري توي اتاق نشتي گاز داشت و ما وقتي خوابيديم ديگر بلند نشديم. يعني تقريبا مُرديم. به هماين سادگي، به هماين خوشمزگي!ادامه مطلب »دوشنبه، ۲۲ خرداد ۱۳۸۵
یک سال پیش در چوناین شبی! بازی ايران و بحرین و صعود ایران به جام جهانی فوتبال با آخرین شب تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری همزمان شده بود. تعدادی عکس و قطعاتی صدا و فیلم، از آن شب به یاد ماندنی....ادامه مطلب »
یک سال پیش در چوناین شبی! بازی ايران و بحرین و صعود ایران به جام جهانی فوتبال با آخرین شب تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری همزمان شده بود. تعدادی عکس و قطعاتی صدا و فیلم، از آن شب به یاد ماندنی....ادامه مطلب »چهارشنبه، ۳ خرداد ۱۳۸۵
سی و یک مرداد سال شصت و دو هجری شمسی که به این دنیا آمدم، چند روز بعدش پدرم من و مادرم را با کمی از وسایل زندگی از تهران برد سقز. همآنجا که سر بریدن پاسدارها در عروسیهای کوملهها و دموکراتها معروف بود.ادامه مطلب »یکشنبه، ۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۵
نمایشگاه بین المللی کتاب تهران، عصر روز اختتامیه. در ساعات پایانی روز آخر، باد شدید به کمک مسئولان نمایشگاه و غرفه داران آمد تا نمایشگاه به سرعت باد! جمع و تخلیه شود! عکس و فیلم لحظات بحرانی...ادامه مطلب »سه شنبه، ۲۳ اسفند ۱۳۸۴
یک سال پیش در چوناین شبی این عکسها را گرفتم و این متنها را نوشتم و اینجا گذاشتم. روایت یک سال پیش با زبان راوی یک سال پیش! موقعیت: شهرک غرب، خیابان ایران زمین، روبروی پاساژ گلستان!ادامه مطلب »سه شنبه، ۱ شهریور ۱۳۸۴
موقعيت: ظهر يك روز بهاري. از همانجا كه نشسته بودم، بدون جابه جايي و حتي تنظيم شاتر و ديافراگم و يا تغيير زوم لحظاتي از زنگ هاي بيكاري دانشجويان دانشگاه آزاد رودهن را به سرعت شكار كردم. همين!ادامه مطلب »شنبه، ۲۹ مرداد ۱۳۸۴