شنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۸
...داشتم با پسرم توی بهشت زهرا، میان قبرها، قدم میزدم، گفتم: «همهی اینهایی که اینجا خوابیدهاند میتوانستند نویسنده بشوند. لااقل یک رمان خواندنی و ماندنی مینوشتند. موضوع نو و جالبی داشتند و آن زندگی خودشان بود که با دیگری فرق میکرد»...روايتي از انگيزهي نوشتن كتاب شما كه غريبه نيستيد از هوشنگ مرادي كرماني
منتشر شده توسط
شنبه، ۲۳ خرداد ۱۳۸۸ لینکدونیعناوین دیگر :
درباره فتواي التزام عملي به ولايت فقيه
نمايشگاه و جشنواره بازيهاي رايانهاي تهران
نقد ورزش مدرن، اغفال و فريب
درودنامه
نردبان کاربران رسانههای اجتماعی
نظرات