<?xml version="1.0" encoding="utf-8"?>
<rss version="2.0">
   <channel>
      <title>راوی</title>
      <link>http://www.raavy.ir/</link>
      <description></description>
      <language>en</language>
      <copyright>Copyright 2010</copyright>
      <lastBuildDate>Fri, 20 Aug 2010 19:02:40 +0330</lastBuildDate>
      <generator>http://www.sixapart.com/movabletype/</generator>
      <docs>http://blogs.law.harvard.edu/tech/rss</docs> 

            <item>
         <title>روایت امروز</title>
         <description><![CDATA[<br />
<div align="center"> ...<br />
<br />
ما را دليست چون تن لرزان بيدها<br />
اي سرو قد، بيا و بياور نويدها<br />
<br />
ما جمعه را به شوق تو تعطيل كرده&zwnj;ايم<br />
اي روز بازگشت تو آغاز عيدها<br />
</div>
<font color="#808080"><font color="#808080"><br />
</font></font>
<div align="center"><font color="#808080"><font color="#808080"> ...</font></font><br />
</div>
<div align="center"><font color="#808080"><font color="#808080"><font color="#808080">افشين علاء</font></font></font></div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir//000180.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir//000180.php</guid>
        
        
         <pubDate>Fri, 20 Aug 2010 19:02:40 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نمايشگاه و جشنواره بازي‌هاي رايانه‌اي تهران</title>
         <description><![CDATA[<div align="justify"><span style="direction: rtl;" class="feature-desc">به گزارش معاونت ارتباطات و بین الملل بنیاد ملی بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای، دکتر بهروز مینایی مدیر عامل این بنیاد با اعلام این خبر گفت: با توجه به افزایش کمی و کیفی تولیدات داخلی و نیز جایگاه بین المللی ایران در عرصه بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای و همچنین با هدف شناخت و حمایت از ظرفیت&zwnj; و استعدادهای موجود این صنعت در کشور، نخستین جشنواره و نمایشگاه بین المللی بازی&zwnj;های رایانه&zwnj;ای تابستان امسال در شهر تهران برگزار خواهد شد. </span></div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000322.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000322.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 28 Jul 2010 13:35:52 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نقد ورزش مدرن، اغفال و فريب</title>
         <description><![CDATA[<div align="justify">به بهانه ي برگزاري مجدد جلسه&zwnj;ي &laquo;نقد فوتبال&raquo; در اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانش آموزان استان تهران، گشتي در وبلاگ&zwnj;ها مي زدم كه اين مجموعه ي خوب را از برادر صهيون پژوهمان پيدا كردم كه دغدغه&zwnj;مندانه به جمع آوري مقالات مرتبط با اين موضوع پرداخته بود.<br />
اميدوارم مطالعه&zwnj;ي اين مجموعه مقالات براي همه&zwnj;ي&zwnj;مان مفيد باشد.</div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000321.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000321.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 29 Jun 2010 08:29:12 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>راهیان نخلستان - یادداشت های یک سفر غیرمعمولی</title>
         <description><![CDATA[<p align="justify"><font face="Tahoma">بی زمانِ بی مکانم. الان کِی است؟ ما کجاییم؟ کیِ می رسیم؟ از کدام سمت می رویم؟<br />
نمی دانم؛ و کاری به این کارها ندارم. همه چیز در عوامانه ترین حالت ممکن اتفاق می افتد؛ دور از پُز و پرستیژ معمول و مرسوم جوانانه. با یک مشت پیرمرد و پیرزن و زن و مردِ گرفتار همراه شده ایم و حال می کنیم.<br />
*<br />
صبح از تهران می رویم و ناهار در همدان و شب از نیمه گذشته مهران. یک جایی جا می شویم و می خوابیم. غروب هم بین راه برای نماز توقف داشتیم.<br />
*<br />
صبح با پسرک گاری دار در &laquo;مهران&raquo; قدمی می زنم. شهر یک طبقه ی خلوت. روستایی است که چون جای مهمی بوده، شهر شده. احتمالاً تا مرز راهی نیست. نقطه ی صفر مرزی.<br />
*<br />
هر چه در این چند ماه تاریخ تشیع خوانده ام از جلوی چشمم عبور می کند:<br />
از &laquo;قم&raquo; عازم &laquo;ری&raquo; می شوم و از آن جا به جانب &laquo;عراق&raquo; می تازم؛ &laquo;نجف&raquo;، &laquo;کوفه&raquo;، &laquo;بغداد&raquo;، &laquo;کربلا&raquo;.<br />
دلم اما در &laquo;خراسان&raquo; است.<br />
*<br />
در اتاق انگشت نگاری سربازان آمریکایی خیلی تلاش می کنند بخندند و خوش باشند. هر سه تایشان سیاهند و بقیه که بیرون هستند سفید.<br />
به نظرم تنظیم دمای اتاقشان اشکال دارد. چون سردتر از حد متعارف است. یخ کردم.<br />
*<br />
دوربین عکاسی و اسکنر چشم و لپ تاپ.&nbsp; یه چیزی هم توی گوشش است و ادامه اش از گردنش آویزان. <br />
سیاه سوخته!<br />
*<br />
پیرمرد توی اتوبوس کنار پیرزن، زیرلبی، خدا را شکر می کند که آخرِ عمری &laquo;نجف&raquo; را می بیند و &laquo;کربلا&raquo; را می بیند و خبر ندارد که آیا عمری دارد که &laquo;سامرا&raquo; را ببیند یا نه.<br />
خجالت می کشم که در بیست سالگی همه اش را گشته ام.<br />
*<br />
دَم سفر، حاجی عظیمی، توصیه کرده بود که:<br />
&laquo;قال رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: انا و علی ابوا هذه الامه&raquo;<br />
-: <br />
یا ابانا! <br />
استغفرلنا ذنوبنا؛<br />
انا کنا خاطئین.<br />
*<br />
نجف: <br />
سلام &laquo;آدم&raquo;؛ چطوری &laquo;نوح&raquo;؟</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">یار مردان خدا باش که در کشتی &laquo;نوح&raquo;<br />
هست &laquo;خاکی&raquo; که به آبی نخرد طوفان را</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*<br />
در پشت به قبله ی ضریح، نقره کاری است؛ پر از میخ.<br />
ورقه ی نقره را فلزکاری کرده اند و بعد سانت به سانت میخ زده اند که نقره به چوبِ در بچسبد.<br />
گویی نجارش همین پیرمرد بوده باشد:<br />
... و حملنه علی ذات الواح و دسر ... <br />
*<br />
جای زیارت نامه، آواز می خوانم:</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">حافظ ار سیل فنا بنیاد هستی برکند<br />
تا تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*<br />
ضریح مولا از کنار مثل کشتی می ماند. کشتی متناسب و باشکوهی است:</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">حافظ از دست مده دولت این &laquo;کشتی نوح&raquo;<br />
ورنه طوفان حوادث ببرد بنیادت</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*<br />
تزیینات ضریح مولا &laquo;گل و مرغ&raquo; اسلیمی نیست. به &laquo;نقش قالی&raquo; هم نمی ماند. &laquo;گل و بته&raquo; و &laquo;بته جقه&raquo; هم نیست.<br />
اصلاً به ظاهر نامربوط است. معلوم نیست کدام رند این طرح را کشیده است:<br />
همه اش برگ مو است و خوشه های انگور.<br />
انگار پنجره های ضریح لابلای یک تاکستان انگور گم و گور شده است. در پنجره ها که چنگ می زنی، بوسه بر انگور می زنی:</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">باده از ما مست شد، نی ما از او<br />
هستی از ما هست شد، نی ما از او</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*<br />
امشب کنار این ضریح اما ذکرمان چیز دیگری است:</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">ای عاشقان! ای عاشقان! دل را چراغانی کنید<br />
ای می فروشان! شهر را &laquo;انگور&raquo; مهمانی کنید</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شب میلاد &laquo;بانو&raquo; ست.<br />
*<br />
&laquo;نوح&raquo; را همین جا دفن کردند. همین جا که فرزندش سوار کشتی نشد. همین جا که کنعان گفت به کوه پناه می برم. همین جا که به امر خدا کوه فرو ریخت. همین جا که شد نجف.<br />
&laquo;نوح&raquo; را همین جا دفن کرده اند. همین جا که پسر نا اهلش غرق شد.<br />
از بس که پدر خوبی است.<br />
*<br />
رفتیم ملاقات &laquo;میثم تمار&raquo;<br />
-: سلام با صفا!<br />
*<br />
مولای یا مولای، چه مسجد کوفه آباد شده!<br />
*<br />
نجف شهر پدرهاست؛ شهر پدر:<br />
&laquo;آدمِ ابوالبشر&raquo;<br />
&laquo;نوحِ ابوالبشر الثانی&raquo;<br />
&laquo;علیِ ابوالائمه&raquo;<br />
این وسط فقط جای &laquo;ابراهیمِ ابوالانبیا&raquo; خالی است.<br />
پدرهای نمونه ی تاریخ علیهم السلام.<br />
*<br />
و گویی &laquo;ابراهیم&raquo; پنجاه کیلومتر آن طرف تر با &laquo;اسماعیل&raquo;ش در &laquo;کربلا&raquo; خفته است؛ و &laquo;اسحاق&raquo; هم؛ &laquo;هاجر&raquo; هم؛ &laquo;ساره&raquo; هم.<br />
&laquo;یعقوب&raquo; هم و زائر &laquo;اباعبدالله الحسین&raquo; یقین دارد که &laquo;یوسف&raquo; گم گشته روزی باز خواهد آمد و انتقام آن &laquo;ذبح عظیم&raquo; را خواهد ستاند؛ و آن پرچم سرخ، سبز خواهد شد.<br />
*<br />
می آیم از رهی که خطرها در او گم است...</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">صلی الله علیک یا اباعبدالله</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">*<br />
صحن حرم اباعبدالله را سقف زده اند.<br />
ناخودآگاه ذهنم به &laquo;تکیه ی بزرگ دربند&raquo; می رود و همه ی محرم های کودکی ام.<br />
همان سقف رفیع و ایوان دو طبقه و نخل گردانی عصر عاشورا. ردیف به ردیف سفره های بزرگ و اطعام قیمه؛ ده شب و ده روز.<br />
*<br />
دارند دو مناره ی حرم ابوالفضل العباس را که -قبل از این- آجرکاری بود، طلاکاری می کنند.<br />
با دست های بریده اش چه می کنند؟<br />
*<br />
السلام علیکم یا انصار ابی عبدالله الحسین علیه السلام</font></p>
<p align="center"><font face="Tahoma">کجایید ای شهیدان خدایی / بلاجویان دشت کربلایی<br />
کجایید ای سبکروحان عاشق / پرنده تر ز مرغان هوایی</font></p>
<p align="justify"><font face="Tahoma">شأن نزول این ابیات، همین جاست.<br />
*<br />
پیشانی ایوان بزرگ اباعبدالله چه نوشته باشد خوب است؟ تو بودی چه می نوشتی؟<br />
... ولقد کتبنا فی الزبور من بعد الذکر ان الارض یرثها عبادی الصالحون ...<br />
*<br />
مکان قرارگیری ضریح حبیب، مکانی جادویی است. هنگام ورود به قصد زیارت شش گوشه اصلاً نمی بینی اش. اما از بالاسر که خارج می شوی همه ی چهارچوبِ در را پُر کرده است.<br />
حتماً در این سرّی هست.<br />
*<br />
در این سفر بار دیگر وجدان کردم که &laquo;معماری&raquo; جدی ترین و مؤثرترین رسانه در شکل دهی سبک زندگی است.<br />
معمار هوشمند هر بلایی بخواهد سرت می آورد و تو آخ هم نمی توانی بگویید.<br />
ایوان طلای امیرالمومنین نود درجه نسبت به همه ی ایوان طلاهای دیگر زاویه دارد تا مجبور باشی فقط و فقط از پایین پا وارد شوی.<br />
در ورودی به گنبدخانه ی اباعبدالله و مضجع شریف بر خلاف معمول چهار لتی است و ستون پهنی زوج درها را از هم جدا می کند. روی این ستون چه نوشته باشند خوب است؟ واللیل اذا یغشی... تا آخر.<br />
همین ستون باعث می شود هنگام ورود، ضریح شش گوشه را در دو قاب ببینی. قاب سمت چپ حسین بن علی و قاب سمت راست علی بن الحسین علیهم السلام.<br />
ضریح ابالفضل العباس هم یک متر بلندتر از حد معمول است و به هیچ وجه دستت به بالای پنجره ها نمی رسد. کتیبه های آبی دورتادور ضریح هم عریض تر است و هم بالاتر نصب شده. یعنی در مقایسه با پیش فرض های ذهنی ات از سایر بقاع متبرکه، انگار می کنی که کوچک تر شده ای. نه فقط به ظاهر، بلکه به باطن.<br />
من از مفصل این نکته مجملی گفتم...<br />
*<br />
ختم گروهی قرآن در نجف و کربلا. جزء 19 و 20 به من افتاده؛ و ظاهراً همه ی قصه ی های قرآن در همین دو جزء جمع شده است: یک دوره ی فشرده ی تاریخ قرآنی انبیا.<br />
*<br />
اگر پس فردا خدا این بنگلادشی ها را وارثین زمین قرار داد، من تعجب نخواهم کرد؛ از بس که مظلوم و مستضعف اند.<br />
در هتل های مکه و مدینه دیده بودمشان. این جا در کربلا هم با همان حال: با ادب، سر به زیر و کاری.<br />
*<br />
سه تا رفیق اصفهانی توی بازارچه ی کنار علقمه مغازه زده اند و مقیم کربلا شده اند.<br />
اکسترمم دو دنیا بدون شرح!<br />
*<br />
دو تا جوان کاشانی توی صف نماز جماعت حرم اباعبدالله رفته بودند توی بحر کاشی کاری های مدرن و گنبدهای متحرک صحن جدید و تلفیق تکنولوژی و علم روز با مصالح قدیمی و سنتی. <br />
همان جا خمش و پیچش و تاب ستون های سقف را هم سرانگشتی حساب می کردند و کِیفش را می بردند.<br />
*<br />
پایان نامه ی کارشناسی ارشد تاریخ تشیع را باید توی کاظمین نوشت. از بنای حرم توسط آل بویه گرفته تا تجدید بنای هلاکوخانی و شاه عباسی و هنرنمایی ناصرالدین شاه و فرهاد میرزا!<br />
شیخ مفید و محله ی کرخ و سیدرضی و سیدمرتضی. خواجه نصیرالدین توسی هم که &laquo;باسط ذراعیه بالوصید&raquo; است.<br />
*<br />
امنیتی های عراق یه چیز بامزه ای دارند که باهاش بمب کشف می کنند. فقط مشکلش این است که باید با سرعت ثابت از کنار شیء مشکوکِ بی حرکت عبور کند.<br />
یارو وسط بازار کاظمین می زد توی سرش که به پیرزن های ایرانی حالی کند به یک صف پشت سر هم بایستند و تکان نخورند که چک و خنثی شوند. مردیم از خنده.<br />
*<br />
توی جاده های مختلفی که به کربلا می رسد کیلومتر به کیلومتر &laquo;موکب&raquo; هست. بیش از صد تایش را خودم دیدم. استراحتگاه های بین راهی برای زایرین پیاده. هر موکب متعلق به قبیله ای و شهر و محله ای است و بانی و متولی معلوم دارد. یک سایبان یا شاید اتاق و حسینیه ی کوچک با توالیت للرجال و للنساء و اتاقکی و یا سکویی برای توزیع آب یا شربت. بعضی مجلل و بعضی محقّر. تعداد زیادی هم در حال ساخت است. این ها همه مال بعد از صدام است.<br />
*<br />
کاش همه ی صندلی های اتوبوس را جمع می کردند و به جایش فرش می انداختند. دور تا دور هم پشتی می چیدند. ولو می شدیم روی زمین. بهتر نبود؟<br />
*<br />
نمی دانم چرا برای مهر زدن گذرنامه و ورود خروج در مرز عراق این قدر معطل می کنند. کاری که در مرز ایران نهایتاً ده دقیقه طول می کشد بیش از پنج ساعت در مرز عراق معطلی دارد. قاعدتاً اگر کار را زودتر راه بیاندازند به نفع خودشان است. حتماً عمدی در کار است. یکی می گفت این ها بازمانده های بعث هستند و دل خوشی از ایران ندارند. والله اعلم.<br />
*<br />
سفر به عتبات فقط سفر به مکان نیست. سفر به زمان هم هست. (این را مجید راجع به افغانستان هم می گفت) <br />
علاوه بر زنده شدن همه ی ماجراهای تاریخی شیعه در ذهن، وضعیت زندگی مردم در شهرهای مختلف عراق که ما دیدیم بسیار تأسف بار و عبرت آموز است. اللهم عجل لولیک الفرج.<br />
*<br />
امیرالمؤمنین محور وفاق همه ی فرق شیعه است. زیدیه و اسماعیلیه و اثنی عشریه مرید مولا هستند. اهل تسنن هم مرید علی هستند و جهانِ آگاه او را می ستاید.<br />
و در مظلومیتش همین بس که در حرمش نماز جماعت اقامه نمی شود. نجف، کانون سنتی فقه شیعه، به شدت مشطط است و علما برای تعیین امام جماعت اختلاف دارند. از این رو امام جماعت ندارد و نمازجماعت را ایرانی ها دو رکعتی و شکسته می خوانند. <br />
شب جمعه در صحن مولا خودم شمردم و کمتر از پنجاه نفر نماز کامل به نماز جماعت شکسته ی ما اقتدا کرده بودند و در رکعت سوم قیام کردند. زبانم در دهان باز، بسته است.<br />
*<br />
این نوشته را همین جوری تمام می کنم. همان جوری که شروع کرده بودم.</font></p>
<p align="left"><font face="Tahoma">والسلام<br />
دهم تا هفدهم خردادماه هشتاد و نه</font></p>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000320.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000320.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حسین غفاری</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 11 Jun 2010 18:31:22 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>كنكور وجدان - وهابيت</title>
         <description><![CDATA[سال گذشته، در كشاكش تهاجم صهيونيست&zwnj;ها به غزه، <a href="http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000254.php">همين&zwnj;جا</a> مجموعه&zwnj;اي از سؤالات شوخي و جدي چند گزينه&zwnj;اي را منتشر كردم كه با هدف جلب توجه و حساس كردن ذهن دانش&zwnj;آموزان مدرسه تهيه شده بود.<br />
امسال هم صابر عزيز از من خواست تا با موضوع &laquo;وهابيت&raquo; كاري شبيه همان كار را آماده كنم تا در حاشيه&zwnj;ي سمينار دانش&zwnj;آموزي&zwnj;شان استفاده كنند. تفاوت اين كار با كار قبلي، در جدي و تخصصي بودن سؤالات و گزينه هاست. هر چند سعي كردم تا آن&zwnj;جا كه مي&zwnj;توانم از طنز بهره بگيرم. البته اين&zwnj;بار براي كامل بودن فرايند آموزشي، جواب&zwnj;هاي تشريحي سؤالات هم ارايه شد.<br />
در ادامه مجموعه&zwnj;ي اين سؤال و جواب&zwnj;ها را بي&zwnj;كم و كاست مشاهده مي&zwnj;كنيد. بد نيست معلومات خودمان در زمينه&zwnj;ي وهابيت را اندكي بسنجيم.<br />
فايل صفحه&zwnj;آرايي&zwnj; شده&zwnj;ي اين مجموعه هم در انتها قابل دريافت است.<br />
<br />
<div align="center">****<br />
<font color="#800000"><strong>سوالات چندگزينه&zwnj;اي</strong></font><br />
</div>
<br />
<div align="justify"><br />
<strong>1- سلفی گری به چه معنی است؟</strong><br />
* بازنگری در دین و پیراستن آن از بدعت&zwnj;ها و حاکم کردن توحید واقعی<br />
* بازگشت به شیوه علمای سلف (قدیم)<br />
* رد هر گونه تغییر و تحول در احکام اصلی و فرعی دین<br />
<br />
<strong>2- ریشه ی اصلی تفکر فرقه وهابیت از چه کسی است؟</strong><br />
* احمد حنبل (م 241 ه.ق.)<br />
* ابن تیمیه حنبلی (728-661 ه.ق.)<br />
* محمدبن عبدالوهاب نجدی (1207-1111 ه.ق.)<br />
<br />
<strong>3- فقه وهابیت به کدام یک از شاخه های فقهی اهل سنت نزدیک تر است؟</strong><br />
* شافعی<br />
* حنفی<br />
* مالکی<br />
* حنبلی<br />
<br />
<strong>4- بیشترین کتاب در رد وهابیت را چه کسانی نوشته اند؟</strong><br />
* یهودیان<br />
* مسیحیان<br />
* اهل تسنن <br />
* شیعیان<br />
<br />
<strong>5- نزد وهابیون چه کسی کافرتر است؟</strong><br />
* بت پرستان<br />
* یهودیان<br />
* مسیحیان<br />
* اهل تسنن<br />
* شیعیان<br />
<br />
<strong>6- اگر یک وهابی یک شیعه را بکشد چه می شود؟</strong><br />
* هیچی نمی شود<br />
* وارد بهشت می شود<br />
* دستگیر می شود<br />
* با خدا ملاقات می کند<br />
* با عبدالمالک ریگی محشور می شود<br />
<br />
<strong>7- کدام یک از اعمال زیر از نظر وهابیون شرک نیست؟</strong><br />
* بوسیدن حجرالاسود<br />
* سجده کردن بر مهر تربت<br />
* رفتن به زیارت قبور مؤمنین<br />
* توسل به پیامبر و اولیای الهی<br />
<br />
<strong>8- نسب طایفه ی آل سعود به چه کسی می رسد؟</strong><br />
* محمد بن مِقْرِن بن مَرْخان بن ابراهیم نجدی<br />
* سعود بن محمد بن مِقْرِن بن مَرْدخای بن ابراهیم <br />
* مردخاي بن ابراهيم بن موسي از يهوديان بصره <br />
* کسی چه می داند؟<br />
<br />
<strong>9- پدربزرگ محمد بن عبدالوهاب که بود؟</strong><br />
* یزید بن معاویه بن ابی سفیان<br />
* عبدالرحمن بن ملجم مرادی<br />
* &laquo;سعود بن محمد&raquo; اهل نجد<br />
* &laquo;سليمان قرقوزي&raquo; يهودي مخفی که از ترکيه به حجاز مهاجرت کرد<br />
<br />
<strong>10- چه چیزی به انتشار دعوت &laquo;محمد بن عبدالوهاب&raquo; در ميان اعراب باديه&zwnj;نشين نجد کمک کرد؟</strong><br />
* اخلاص او در دعوت خویش به توحید<br />
* پیام انسان دوستانه ی مکتب او<br />
* قیافه ی جذاب و هیکل تنومندش<br />
* حمايت سياسي و نظامي آل سعود<br />
* دوري مردم نجد از تمدن و معارف و حقايق اسلامي<br />
<br />
<strong>11- &laquo;مستر همفر&raquo; که بود؟</strong><br />
* کارمند عالی رتبه وزارت مستعمرات بریتانیا.<br />
* دوست صمیمی محمد بن عبدالوهاب که او را به قم و اصفهان برد.<br />
* کسی که محمد بن عبدالوهاب را برای دعوت رسمی و تبلیغ آیین منحرفش تشویق می کرد.<br />
* مجری طرح استعماری ائتلاف &laquo;محمدبن عبدالوهاب&raquo; و &laquo;محمدبن سعود&raquo; برای تضعیف امپراطوری عثمانی<br />
<br />
<strong>12- انگلستان، در آغاز جنگ جهانی اول برای استفاده از خانواده ی آل سعود علیه عثمانیان، چه کسی را نزد آن ها فرستاد؟</strong><br />
* سر الکس فرگوسن<br />
* دیوید بکام<br />
* ویلیام شکسپیر<br />
* وینسون چرچیل<br />
<br />
<strong>13- لارنس عربستان کیست؟</strong><br />
* همان پرنس عربستان است که صاحب همه ی چاه های نفت است.<br />
* مالک باشگاه الهلال و حاکم ریاض که پولش از پارو بالا می رود.<br />
* همان اسامه بن لادن شاهزاده متواری سعودی است.<br />
* افسر جاسوس انگلستان (1935-1888 م.) که با تحریک اعراب، جنگ&zwnj;های متعددی بر علیه عثمانی به راه انداخت.<br />
<br />
<strong>14- در 1928 م. در گردهمایی ریاض، علمای وهابی از &laquo;ابن سعود&raquo; چه تقاضایی کردند؟</strong><br />
* کاهش مالیات ها<br />
* اعلام جهاد در برابر عراق<br />
* تخریب ساختمان رادیوی شهر مکه<br />
* استفاده نکردن از اتومبیل در حکومت سعودی<br />
<br />
<strong>15- وهابیون و آل سعود کجا را هنوز ویران نکرده اند؟</strong><br />
* خانه حضرت خدیجه (س) در مکه<br />
* خانه&zwnj;ای که حضرت صدیقه طاهره (س) در آن به دنیا آمد در مکه<br />
* آرامگاه چهار امام معصوم شیعه در مدینه<br />
* آرامگاه دو امام معصوم شیعه در سامرای عراق<br />
* آرامگاه بزرگان و علمای اسلام در&nbsp; قبرستان بقیع<br />
* آرامگاه حمزه سیدالشهداء و شهیدان جنگ احد<br />
* آرامگاه شهیدان جنگ بدر <br />
<br />
<strong>16- آل سعود در صد سال گذشته به کدام شهر حمله نکرده و درآن قتل عام به راه نیانداخته است؟</strong><br />
* طائف<br />
* مکه<br />
* کربلا<br />
* تل آویو<br />
<br />
<strong>17- خادم الحرمین الشریفین چه نمی کند؟</strong><br />
* حمایت از اسراییل<br />
* شرب خمر<br />
* چاپ قرآن<br />
* اقامه نماز جماعت<br />
* شیعه کشی در یمن<br />
<br />
<strong>18- مقابله ی وهابیون با نظام شیعی جمهوری اسلامی ایران در چه فازی قرار دارد؟</strong><br />
* فعالیت فرهنگی<br />
* فعالیت اقتصادی<br />
* فعالیت سیاسی<br />
* فعالیت نظامی<br />
<br />
<strong>19- در واقعه ی جمعه ی سیاه (1366 ه.ش.) چرا آل سعود 400 نفر از حاجیان ایرانی و غیرایرانی را در مکه کشت؟</strong><br />
* چون ایرانی ها می خواستند کعبه را بدزدند و به قم ببرند.<br />
* چون امام پیام داده بود که هر چه فریاد دارید بر سر آمریکا بکشید.<br />
* چون ایرانی ها داشتند علیه آمریکا و اسراییل شعار می دادند.<br />
* اشتباهی شد. ما که معذرت خواهی کردیم!<br />
<br />
<strong>20- جمله ی معروف &laquo;المال لنا و العیال لکم&raquo; از چه کسی و خطاب به چه کسی است؟</strong><br />
* &laquo;سوباسا&raquo; به &laquo;کاکه رو&raquo; هنگام حمله به دروازه ی تیم حریف<br />
* &laquo;نوک طلا&raquo; به &laquo;نوک حنا&raquo; هنگام عبور از حیاط خونه ی مادربزرگه<br />
* &laquo;ملک فهد&raquo; به &laquo;صدام یزید&raquo; هنگام حمله به جمهوری اسلامی ایران<br />
* &laquo;جری فالول&raquo; خطاب به &laquo;ایهود اولمرت&raquo; هنگام حمله به غزه<br />
<br />
<strong>21- علمای وهابی حکم تکفیر کدام یک را صادر نکرده اند؟</strong><br />
* سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان<br />
* صدام یزید، دیکتاتور سرنگون شده ی عراق<br />
* عبدالمالک ریگی، رییس گروهک سپاه شیطان<br />
* حسنی مبارک، رییس جمهور مادام العمر مصر<br />
* معمر قذافی، پادشاه مجنون لیبی و رباینده امام موسی صدر<br />
<br />
<strong>22- آیا کشورهای شیخ نشین حوزه خلیج فارس وهابی اند؟</strong><br />
* خیر<br />
* Ouch! ...Just Business<br />
* الا یا ایها الساقی ادر کأساً و ناولها<br />
<br />
<strong>23- کدام کشور در جنگ با اقلیت شیعیان یمن شرکت نکرد؟</strong><br />
* یمن<br />
* اردن<br />
* آمریکا<br />
* عربستان<br />
<br />
<strong>24- وهابیون در کدام کشور عملیات تروریستی انجام نداده اند؟</strong><br />
* ایران<br />
* عراق<br />
* روسیه<br />
* پاکستان<br />
* افغانستان<br />
* هندوستان<br />
* اسراییل<br />
<br />
<strong>25- شاخه های نظامی وهابیون در کدام منطقه شیعه ی بیشتری کشته اند؟</strong><br />
* صعده یمن<br />
* پل کاظمیه بغداد<br />
* پاراچنار پاکستان<br />
* مزار شریف افغانستان<br />
* بین الحرمین کربلای معلی<br />
<br />
<strong>26- در بیست سال اخیر آمریکا به کدام کشور لشکرکشی نکرده است؟</strong><br />
* یمن<br />
* کویت<br />
* عراق<br />
* سومالی<br />
* پاکستان<br />
* افغانستان<br />
* یوگسلاوی<br />
* عربستان سعودی<br />
<br />
<strong>27- کدام شبکه ماهواره ای با دکتر عبدالمالک ریگی به عنوان رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران مصاحبه ی تلویزیونی انجام داده بود؟</strong><br />
* العربیه<br />
* الجزیره<br />
* البی بی سی<br />
* الوی او ای<br />
<br />
<strong>28- در دنیای غرب چه کسی همتای اسامه بن لادن است؟</strong><br />
* بیل گیتس<br />
* جرج بوش<br />
* شیمون پرز<br />
* استیون سیگال<br />
<br />
<strong>29- عبدالمالک ریگی مسلمان بود؟</strong><br />
* بله و در مظلومیت برای آزادی مبارزه می کرد.<br />
* بله و یک مجاهد شجاع و فداکار است.<br />
* بله و شما رافضی، کافر و واجب القتل هستید.<br />
* بله؛&nbsp; بی بی سی گفته. <br />
<br />
<strong>30- ریگی چرا آدم می کشت؟</strong><br />
* چون پیروِ محمدبن عبدالوهاب بود.<br />
* چون بلوچستان را دوست داشت.<br />
* چون آزادیخواه بود.<br />
* چون از بچگی می&not;خواست قصاب بشود.<br />
* چون آمریکا گفته بود.<br />
<br />
<strong>31- ریگی کجا دستگیر شد؟</strong><br />
* در راه بازگشت از سفر حج<br />
* در راه بازگشت از &laquo;تاسوکی&raquo;<br />
* در راه زیارت &laquo;ریچارد هالبروک&raquo; نماینده آمریکا در منطقه<br />
* روی هوا<br />
<br />
<strong>32- چه کسی به بازماندگان حزب بعث در عراق کمک مالی می کند تا عملیات های خرابکارانه علیه دولت مردمی انجام دهند؟</strong><br />
* آل فهد<br />
* آل یهود<br />
* آل سعود<br />
* آل صدام<br />
<br />
<br />
</div>
<div align="center">****<br />
</div>
<div align="justify"> </div>
<div align="center"><font color="#800000"><strong>پاسخ هاي تشريحي</strong></font><br />
</div>
<div align="justify"> <br />
<br />
1- سلفی گری به چه معنی است؟<br />
در حقيقت گزينه ي نخست يعني &laquo;بازنگری در دین و پیراستن آن از بدعت&not;ها و حاکم کردن توحید واقعی&raquo; شعار اوليه&zwnj;ي محمد بن عبدالوهاب و پيروانش بود و گزينه هاي ديگر مانند: &laquo;بازگشت به شیوه علمای سلف (قدیم)&raquo; و &laquo;رد هر گونه تغییر و تحول در احکام اصلی و فرعی دین&raquo; هم در ذيل آن مطرح مي گشت.<br />
<br />
2- ریشه ی اصلی تفکر فرقه وهابیت از چه کسی است؟<br />
هر چند كه مذهب وهابيت در ميان مذاهب چهارگانه اهل تسنن به مذهب &laquo;احمد حنبل (م 241 ه.ق.)&raquo; نزديك تر است،&zwnj; اما آرا و نظرات &laquo;ابن تیمیه حنبلی (728-661 ه.ق.)&raquo; كه از بدعت گذاران معروف و داراي عقايد تكفيري است،&zwnj; در شكل گيري نظرات &laquo;محمدبن عبدالوهاب نجدی (1207-1111 ه.ق.)&raquo; به عنوان پيشواي وهابيت بي تأثير نبوده است.<br />
<br />
3- فقه وهابیت به کدام یک از شاخه های فقهی اهل سنت نزدیک تر است؟<br />
علي رغم وجود اختلافات فراوان ميان فقه اهل سنت و فقه وهابيت، با اين حال آن ها به &laquo;حنبلی&raquo; نزديك&zwnj;ترند.<br />
<br />
4- بیشترین کتاب در رد وهابیت را چه کسانی نوشته اند؟<br />
از آن جا كه خاستگاه پديده ي انحرافي وهابيت در ميان اهل سنت بوده است، به طور طبيعي حجم بسيار زيادي از كتاب&zwnj;هاي رديه بر افكار محمدبن عبدلوهاب توسط علماي اهل سنت از جمله برادر او،&nbsp; سليمان بن عبدالوهاب نوشته شده است.<br />
<br />
5- نزد وهابیون چه کسی کافرتر است؟<br />
در عقايد وهابيون از آنجا كه بت پرستان و مشركان و مسيحيان و يهوديان در گمراهي اوليه به سر مي برند، چندان سرزنشي بر آنان روا نمي&zwnj;شود. اما &laquo;شيعيان&raquo; كه به زعم وهابيت بعد از هدايت اوليه گمراه شدند و اكنون در گمراهي ثانويه قرار دارند، از كفار هم بدترند!<br />
<br />
6- اگر یک وهابی یک شیعه را بکشد چه می شود؟<br />
طبق بعضي فتاواي علماي وهابيت كشتن شيعيان (بين يك شيعه تا هفت شيعه) جواز ورود به بهشت است. هرچند كه آدم&zwnj;كشي طبق قوانين كشورها جرم است، اما تا به حال در هيچ كشوري بجز ايران آدم كشان وهابيِ القاعده و طالبان به معناي واقعي محاكمه و مجازات نشده اند.<br />
<br />
7- کدام یک از اعمال زیر از نظر وهابیون شرک نیست؟<br />
هر چند كه در عقايد بي منطق وهابيون &laquo;سجده کردن بر مهر تربت&raquo; ، &laquo;رفتن به زیارت قبور مؤمنین&raquo; و &laquo;توسل به پیامبر و اولیای الهی&raquo; شرك محسوب مي&zwnj;شود، اما آن ها به ناچار و تحت فشار افكار عمومي مسلمانان جهان &laquo;بوسیدن حجرالاسود&raquo; را از اين قاعده مثتثني كرده&zwnj;اند.<br />
<br />
8- نسب طایفه ی آل سعود به چه کسی می رسد؟<br />
&laquo;سعود بن محمد بن مِقْرِن بن مَرْدخای بن ابراهیم بن موسي از يهوديان بصره&raquo; به عنوان جد اعلاي خاندان آل سعود شناخته مي شود.<br />
هر چند كه بخاطر پنهان كاري&zwnj;هاي آل سعود، ترديدهايي در اين موضوع&nbsp; وجود دارد.<br />
<br />
9- پدربزرگ محمد بن عبدالوهاب که بود؟<br />
&laquo;سليمان قرقوزي&raquo; يهودي مخفی که از ترکيه به حجاز مهاجرت کرد. <br />
قابل ذكر است كه يهوديان مخفي كه به &laquo;دونمه&zwnj;ها&raquo; مشهورند، در دولت عثماني قدرت زيادي به دست آورده بودند و مسببات فروپاشي اين دولت قدرتمند مسلمان را فراهم كردند.<br />
<br />
10- چه چیزی به انتشار دعوت &laquo;محمد بن عبدالوهاب&raquo; در ميان اعراب باديه&zwnj;نشين نجد کمک کرد؟<br />
&laquo;دوري مردم نجد از تمدن و معارف و حقايق اسلامي&raquo; از يك سو باعث شد كه مردم بدوي و ساده انديش بيابان هاي نجد حرف&zwnj;هاي بي&zwnj;منطق محمدبن عبدالوهاب را بپذيرند. از سوي ديگر پيمان وفاداري كه ميان &laquo;محمدبن عبدالوهاب&raquo; و &laquo;محمد بن سعود&raquo; بسته شد تا حاكميت مذهبي با خاندان عبدالوهاب و حكومت سياسي با خاندان سعود باشد، باعث همه گيري دعوت وهابيت شد.<br />
<br />
11- &laquo;مستر همفر&raquo; که بود؟<br />
تمام گزينه ها درست است. مستر همفر (كه كتاب خاطرات او در ايران نيز ترجمه چاپ شده است) کارمند عالی رتبه وزارت مستعمرات بریتانیا و دوست صمیمی محمد بن عبدالوهاب بود که حتي او را به قم و اصفهان برد و با القائات خويش وي را برای دعوت رسمی و تبلیغ آیین منحرفش تشویق می کرد. &laquo;مستر همفر&raquo; عامل نفوذي انگليس و مجری طرح استعماری ائتلاف &laquo;محمدبن عبدالوهاب&raquo; و &laquo;محمدبن سعود&raquo; برای تضعیف امپراطوری عثمانی به حساب مي&zwnj;آيد.<br />
البته برخي مورخين در هويت واقعي او تشكيك كرده اند.<br />
<br />
12- انگلستان، در آغاز جنگ جهانی اول برای استفاده از خانواده ی آل سعود علیه عثمانیان، چه کسی را نزد آن ها فرستاد؟<br />
انگلستان برای خشنود ساختن قبایل عرب و استفاده از آنان برای حمله بر عثمانیان، رئیس دو خانوادۀ محتشم در عربستان یعنی &laquo;شریف حسین&raquo; و &laquo;ابن سعود&raquo; را که با هم سخت دشمنی داشتند، به بازی گرفت و نزد هر یک افسری از کارگزاران خود را گسیل داشت. &laquo;توماس ادوارد لارنس&raquo; را به اردوگاه &laquo;شریف حسین&raquo; و &laquo;ویلیام شکسپیر&raquo; (1915-1876 م) را به نزد سعودیها روانه کرد. پس از کشته شدن شکسپیر در جنگ میان ابن سعود و ابن رشید، &laquo;هاری سنت جان بریجر فیلبی&raquo; (1960-1885 م) را که تظاهر به اسلام کرده و خود را عبدالله نام نهاده بود، به آنجا فرستاد تا ابن سعود را بر عثمانیها و همپیمانانشان بشوراند.<br />
<br />
13- لارنس عربستان کیست؟<br />
افسر جاسوس انگلستان (1935-1888 م.) که با تحریک اعراب، جنگ&not;های متعددی بر علیه عثمانی به راه انداخت.<br />
او طی جنگ جهانی اول به عنوان رایزن نظامی انگلستان برای رهبران عرب حجاز کار می&zwnj;کرد. حجاز در آن زمان تحت تسلط ترک&zwnj;های عثماني بود. عثماني در جنگ جهانی اول متحد آلمان بود و به همین دلیل دشمن انگلستان محسوب می&zwnj;شد.<br />
لارنس فرهنگ اعراب را مطالعه می&zwnj;کرد و نه تنها زبان عربی را به خوبی فرا گرفته بود ، بلکه لهجه&zwnj;های قبایل مختلف را هم آموخت. او از پوشیدن لباس عربی و زندگی مثل مردان قبایل بیابانی ابايي نداشت و به همین دلیل هم لقب لارنس عربستان به او داده شد.<br />
<br />
14- در 1928 م. در گردهمایی ریاض، علمای وهابی از &laquo;ابن سعود&raquo; چه تقاضایی کردند؟<br />
&laquo;ابن سعود&raquo; پايه گذار كشور پادشاهي عربستان سعودي، در سال&nbsp; 1928م در شهر ریاض گردهمایی&zwnj;هایی از رؤسا و علمای وهابیت برپا ساخت. اعضای این گردهمایی&zwnj;ها خواستار &laquo;کاهش مالیاتها&raquo; ، &laquo;به کار نبردن اتومبیل و تلگراف و دیگر ابزارهای نوین&raquo; و &laquo;اعلام جهاد در برابر عراق&raquo; شدند. &laquo;ابن سعود&raquo; با کاهش مالیات موافقت کرد و توانست از راه سخن گفتن و قانع کردن و پول پراکندن و بیم دادن، در میان مخالفان شکاف اندازد. لكن وهابيان تندرو بر مواضع خود پای فشردند و &laquo;ایستگاه رادیو مکه&raquo; را ویران کردند!<br />
<br />
15- وهابیون و آل سعود کجا را هنوز ویران نکرده اند؟<br />
تمامي اماكن ذكرشده در گزينه هاي اين سؤال توسط عمال وهابيون ويران شده است: خانه حضرت خدیجه (س) در مکه، خانه&not;ای که حضرت صدیقه طاهره (س) در آن به دنیا آمد در مکه، آرامگاه چهار امام معصوم شیعه در مدینه، آرامگاه دو امام معصوم شیعه در سامرای عراق، آرامگاه بزرگان و علمای اسلام در&nbsp; قبرستان بقیع، آرامگاه حمزه سیدالشهداء و شهیدان جنگ احد و آرامگاه شهیدان جنگ بدر <br />
<br />
16- آل سعود در صد سال گذشته به کدام شهر حمله نکرده و درآن قتل عام به راه نیانداخته است؟<br />
جواب درست &laquo;تل آويو&raquo; است. در حقيقت آل&zwnj;سعود در طول تاريخ علاقه&zwnj;اي به كشتن غيرمسلمانان از خود نشان نداده است!<br />
جنگ&zwnj;هايي که وهابيان در نجد و خارج از نجد (همچون حجاز و يمن و شام و عراق) مي&zwnj;کردند، جاذبه&zwnj;اي دل&zwnj;فريب داشت: ثروت هر شهري که با قهر و غلبه بر آن دست مي&zwnj;يافتند، بر مهاجمين حلال بود، اگر مي&zwnj;توانستند آن را جزو متصرفات و املاک خود قرار مي&zwnj;دادند و در غير اين صورت به غنايمي که به دست&zwnj; آورده &zwnj;بودند، اکتفا مي&zwnj;کردند. <br />
در سال 1215 هجری قمری، پانزده هزار نفر از وهابیون برای پاک کردن شهر کربلا از آنچه &laquo;نمادهای شرک&raquo; می نامیدند به شهر کربلا حمله و خزینه و حرم امام حسین عليه السلام را به کلی تخریب کردند.<br />
ممکن است تصور شود که وهابيان تنها بلاد شيعه&zwnj;نشين را مورد تاخت و تاز خود قرار مي&zwnj;دادند. ولي اين تصور به هيچ&zwnj;وجه درست نيست و بايد گفت کليه&zwnj;ي مناطق مسلمان&zwnj;نشين حجاز و عراق و شام، آماج حملات آنها قرار داشت. وهابيان پس از قتل عام طائف، نامه&zwnj;اي به علماي مکه نوشته و آنان را به آيين خويش دعوت کردند. مردم مکه سخت در وحشت و اضطراب افتادند، چندان که گويي قيامت برپا شده است. علما اطراف منبر (در مسجد&zwnj;الحرام) جمع شدند و اعلام جنگ كردند. به همين سبب كه نيز مكه مورد تاخت و تاز وهابيون قرار گرفت.<br />
همچنين در سال هاي اوليه پيدايش وهابيت، آل سعود 3790 نمازگزار را در مساجد قریه &laquo;شعیبه&raquo; درشب 27 ماه مبارک رمضان به قتل رسانیدند. 410 نفر از مسلمانان عشیره آل اسلم از قبیله &laquo;شمر&raquo; را که در منطقه &laquo;حبیده&raquo; نزدیک &laquo;حائل&raquo; واقع است ذبح کردند. 513 نفر از اهل قبیله &laquo;عتره&raquo; را در واقعه&not;ای به نام &laquo;مذبحه بیضاء شیل&raquo; کشتند. 15 هزار نفر را در قتلگاه &laquo;طائف&raquo; و &laquo;حویه&raquo; که بیشترشان کودکان و زنان بودند به قتل رساندند. 7 هزار عرب مسلمان از بنی مالک را در وادی بنی مالک در طائف مقتول ساخته و 70 قریه از قراء آن را به دلیل آن که شیخ آنان &laquo;عبدالله بن فاضل&raquo; از شهر دفاع کرده و در برابر عمال آل سعود مقاومت نموده ویران کردند.<br />
<br />
17- خادم الحرمین الشریفین چه نمی کند؟<br />
&laquo;حمایت از اسراییل&raquo;، &laquo;شرب خمر&raquo;، &laquo;چاپ قرآن&raquo;، &laquo;اقامه نماز جماعت&raquo; و &laquo;شیعه کشی در یمن&raquo; همگي از پادشاهان عربستان سعودي مشاهده شده است!<br />
<br />
18- مقابله ی وهابیون با نظام شیعی جمهوری اسلامی ایران در چه فازی قرار دارد؟<br />
هر چهار گزينه صحيح است:<br />
* فعالیت فرهنگی: نشر عقايد وهابيت در مناطق مرزي شرق كشور، مقابله با نشر مذهب تشيع در كشورهاي منطقه<br />
* فعالیت اقتصادی: كمك&zwnj;هاي مالي به گسترش وهابيت در ايران و همچنين شركت در بعضي تحريم&zwnj;هاي جهاني بر عليه جمهوري اسلامي<br />
* فعالیت سیاسی: دامن زده به پروژه &laquo;ايران هراسي&raquo; در منطقه، هم&zwnj;نوايي با آمريكا در تبليغات ضد جمهوري اسلامي ايران<br />
* فعالیت نظامی: حمايت مالي از حكومت بعث عراق در جنگ با ايران، حمايت و تجهيز گروه هاي تروريستي همچون &laquo;سپاه شيطان&raquo; ريگي<br />
<br />
19- در واقعه ی جمعه ی سیاه (1366 ه.ش.) چرا آل سعود 400 نفر از حاجیان ایرانی و غیرایرانی را در مکه کشت؟<br />
اولين بهانه&zwnj;هاي واهي &laquo;ملك فهد&raquo; ملعون براي اين قتل عام چيزي شبيه &laquo;اقدام ایرانی ها براي دزديدن کعبه و بردن آن به قم&raquo;!! بود. اما همه مي&zwnj;دانستند كه مراسم برائت از مشركين و شعار دادن بر عليه آمريكا و اسراييل و هم نوايي ساير مسلمانان با ايراني&zwnj;ها به مذاق آل&zwnj;سعود خوش نيامده است و مي خواهد زهرچشمي اساسي از ايران بگيرد. هر چند كه حضرت امام خميني در پيام خود به اين مراسم، قبل از وقوع اين حادثه آن را پيش بيني كرده بودند. <br />
البته در آخر &laquo;ملك فهد&raquo; ملعون مجبور شد اعلام كند كه از اين حادثه خبر نداشته و اشتباهی شده است!<br />
<br />
20- جمله ی معروف &laquo;المال لنا و العیال لکم&raquo; از چه کسی و خطاب به چه کسی است؟<br />
نقل شده است كه &laquo;ملک فهد&raquo; به &laquo;صدام یزید&raquo; هنگام حمله به جمهوری اسلامی ایران اين جمله را گفته است: &laquo;پول از ما و ارتش از شما&raquo; يعني ما از شما در جنگ عليه ايران حمايت مالي مي&zwnj;كنيم. البته او در عمل هم به اين وعده&zwnj;ي خود عمل كرد.<br />
<br />
21- علمای وهابی حکم تکفیر کدام یک را صادر نکرده اند؟<br />
از آن&zwnj;جايي كه در ميان گزينه&zwnj;ها تنها &laquo;سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب الله لبنان&raquo; شيعه است، طبيعي است كه دشمني وهابيون با او اثبات شده باشد. حقيقت اين است كه آل&zwnj;سعود و وهابيون در جنگ تموز2006 (33روزه) علاوه بر تقبيح حركت حزب&zwnj;الله لبنان، از كشورهاي اسلامي خواستند كه از كمك به حزب&zwnj;الله خودداري كنند.<br />
هر چند كه هيچ سخن و پيامي در باره&zwnj;ي جنايتكاران و خيانت&zwnj;پيشگاني چون: &laquo;صدام یزید، دیکتاتور سرنگون شده ی عراق&raquo;، &laquo;عبدالمالک ریگی، رییس گروهک سپاه شیطان&raquo; &laquo;حسنی مبارک، رییس جمهور مادام العمر مصر&raquo;، &laquo;معمر قذافی، پادشاه مجنون لیبی و رباینده امام موسی صدر&raquo; از آن ها شنيده نشده است.<br />
<br />
22- آیا کشورهای شیخ نشین حوزه خلیج فارس وهابی اند؟<br />
اين كشورها ملغمه&zwnj;اي از تمامي مذاهب اسلامي از تشيع تا وهابيت را در بر مي&zwnj;گيرند. اما آن چه وجه مشترك آن هاست، توجه به امور بازرگاني و نفتي و همچنين پيروي از كشورهاي غربي در مدل زندگي&nbsp; رفتار و موضع گيري هاي سياسي است. تقريباً مذهب هيچ جايگاهي در ساختار حكومتي، سياسي و زندگي آن ها ندارد.<br />
<br />
23- کدام کشور در جنگ با اقلیت شیعیان یمن شرکت نکرد؟<br />
علاوه بر حكومت مركزي &laquo;یمن&raquo;، كشورهاي &laquo;اردن&raquo;، &laquo;آمریکا&raquo; و &laquo;عربستان سعودي&raquo; نيز براي سركوب شيعيان يمن به اعزام نيروهاي نظامي اقدام كردند.<br />
<br />
24- وهابیون در کدام کشور عملیات تروریستی انجام نداده اند؟<br />
&laquo;اسراییل&raquo; امن ترين كشور از لحاظ انجام عمليات هاي تروريستي وهابيون است و تا به حال اقدام قابل ذكري در آن جا انجام نداده&zwnj;اند!!<br />
هر چند كه در كشورهاي اسلامي منطقه همچون &laquo;ایران&raquo;، &laquo;عراق&raquo;، &laquo;پاکستان&raquo;، &laquo;افغانستان&raquo; حتي &laquo;هندوستان&raquo; و &laquo;روسیه&raquo; هم اقدامات تروريستي وهابيون قابل ذكر و پرتعداد است.<br />
<br />
25- شاخه های نظامی وهابیون در کدام منطقه شیعه ی بیشتری کشته اند؟<br />
آمارهاي مختلفي از شهداي شيعيان در اقدامات تروريستي وهابيون در &laquo;صعده یمن&raquo;، &laquo;پل کاظمیه بغداد&raquo;، &laquo;پاراچنار پاکستان&raquo;، &laquo;مزار شریف افغانستان&raquo;، &laquo;بین الحرمین کربلای معلی&raquo; در دست است كه جمع بندي آن ها كار ساده&zwnj;اي نيست. <br />
<br />
26- در بیست سال اخیر آمریکا به کدام کشور لشکرکشی نکرده است؟<br />
پاسخ صحيح &laquo;عربستان سعودی&raquo; است كه آمريكا علاوه بر روابط دوستانه، پايگاه هاي نظامي فعالي هم در خاك اين كشور تأسيس كرده&zwnj;است.<br />
در عوض كشورهاي یمن، کویت، عراق، سومالی، پاکستان، افغانستان، یوگسلاوی و ... شاهد حضور خصمانه سربازان آمريكايي بوده&zwnj;اند.<br />
<br />
27- کدام شبکه ماهواره ای با دکتر عبدالمالک ریگی به عنوان رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران مصاحبه ی تلویزیونی انجام داده بود؟<br />
تلويزيون صداي آمريكا (وی او ای) اين مصاحبه را انجام داد. هر چند كه ساير شبكه&zwnj;هاي صهيونيستي همچون العربيه، بي&zwnj;بي&zwnj;سي و الجزيره اخبار مجاهدت&zwnj;هاي (!!) ريگي را پوشش مي&zwnj;دادند.<br />
<br />
28- در دنیای غرب چه کسی همتای اسامه بن لادن است؟<br />
* بیل گیتس: از لحاظ ثروت بي حساب<br />
* جرج بوش: از لحاظ قدرت سياسي و نفتي خاندانش در منطقه خاورميانه<br />
* شیمون پرز: از لحاظ جرم و جنايت و آدم كشي<br />
* استیون سیگال: از لحاظ اسطوره بودن در زمينه&zwnj;ي نظامي و قدرت (هاليوودي) جنگي و امنيتي<br />
<br />
29- عبدالمالک ریگی مسلمان بود؟<br />
از نظر خودشان او یک مجاهد شجاع و فداکار بود در مظلومیت برای آزادی مبارزه می کرد. شما هم كه اين&zwnj;طور فكر نمي&zwnj;كنيد از نظرآن&zwnj;ها رافضی، کافر و واجب القتل هستید. اگر سوال ديگري داشتيد از&nbsp; &laquo;بی بی سی&raquo; بي&zwnj;طرف بپرسيد.<br />
<br />
30- ریگی چرا آدم می کشت؟<br />
او پیروي واقعي محمدبن عبدالوهاب بود و از شيعيان خوشش نمي&zwnj;آمد! ريگي به بهانه علاقه به بلوچستان و آزادیخواهي، به فرمان آمريكا، قصابي مي&zwnj;كرد.<br />
<br />
31- ریگی کجا دستگیر شد؟<br />
او بعد از انجام جنايت&zwnj;هاي بي&zwnj;نظيري همچون حادثه &laquo;تاسوکی&raquo; و &laquo;شهادت سردار شوشتري و ده ها تن ديگر&raquo; در حالي كه از دبي به مقصد &laquo;ماناس&raquo; قرقيزستان براي ملاقات با فرستاده&zwnj;ي ويژه امريكا به منطقه &laquo;ریچارد هالبروک&raquo; مي&zwnj;رفت، روي هوا دستگير شد.<br />
<br />
32- چه کسی به بازماندگان حزب بعث در عراق کمک مالی می&zwnj;کند تا عملیات های خرابکارانه علیه دولت مردمی انجام دهند؟<br />
ارتباط مالي گسترده آل&zwnj;سعود و حزب بعث از زمان جنگ ايران تا كنون ادامه دارد و علاوه بر گروه هاي تروريستي القاعده و ... كه تحت حمايت مستقيم وهابيون هستند، بعثي&zwnj;ها نيز هنوز از الطاف مالي سعودي ها بهره &zwnj;مي&zwnj;برند.<br />
<br />
<br />
<div align="center">****<br />
<font color="#800000"><strong>دريافت فايل&zwnj;هاي صفحه&zwnj;آرايي شده</strong></font><br />
<br />
<a href="http://raavy.persiangig.com/document/Vahhabi/print%20ofoghi.pdf">بخش اول سؤالات</a><br />
<a href="http://raavy.persiangig.com/document/Vahhabi/print%20amodi.pdf">بخش دوم سؤالات</a><br />
<a href="http://raavy.persiangig.com/document/Vahhabi/print%20Pasokh%20amodi.pdf"> پاسخ&zwnj;هاي تشريحي</a><br />
<a href="http://raavy.persiangig.com/document/Vahhabi/print%20Tasvir.pdf"> تابلو-عكس هاي توضيحي</a><br />
</div>
<br />
</div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000319.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000319.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حسین غفاری</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 02 May 2010 10:15:25 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>درودنامه</title>
         <description><![CDATA[واحد طرح و ارزيابي شبكه محترم معارف، در نوشتار پيش&zwnj;رو ضمن برشمردن عناوين و عبارات احترام آميز براي پيشوايان و بزرگان دين، ترجمه و موارد كاربرد آن را نيز ياد آور شده است كه مطالعه و شنيدن آن را به دوستان عزيز توصيه مي كنم.]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000318.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000318.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 26 Apr 2010 13:00:41 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>نردبان کاربران رسانه‌های اجتماعی</title>
         <description><![CDATA[در رسانه&zwnj;های اجتماعی ما با انواع مختلفی از مخاطبان یا به&zwnj;عبارت بهتر کاربران مواجه هستیم که بر حسب سطح و نوع فعالیت&zwnj;شان دسته&zwnj;بندی شده&zwnj;اند.<br />
در این مدل کاربران اینترنتی در نردبانی با شش پله دسته&zwnj;بندی شده&zwnj;اند که بر اساس سطح فعالیت در رسانه&zwnj;های اجتماعی به&zwnj;دنبال یکدیگر قرار می&zwnj;گیرند. این شش پله از بالاترین سطح به&zwnj;ترتیب عبارتند از: تولیدکنندگان (Creators)، منتقدان (Critics)، گردآورندگان (Collectors)، پیوستگان (Joiners)، تماشاگران (Spectators) و غیرفعالان (Inactives).]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000317.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000317.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 19 Apr 2010 13:31:38 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آقا مرتضی! دستی برآر...</title>
         <description>راوی حسین ایمیل زده است که: 
&quot;سلام آقاي مجيد
از خارج كه برگشتي
از جهادي هم كه برگشتي
حالت هنوز جا نيومده؟
هفته ي ديگه سالگرد آوينيه
بنويس ديگه مرد حسابي!
ولو شده دو خط
بنويس سالگرد شهادت راوي اصلي را گرامي مي دارم
والسلام
اينقدر سخته؟&quot;
چه بگویم؟ آری برادر من از &quot;اینقدر&quot; هم سخت تر است. پنج سال است که از این قدر هم سخت تر است. یک سال است که تو می دانی نمیتوانم بنویسم. از چه بنویسم؟ از که؟ برای چه بنویسم؟ برای که؟ دستم که به سمت صفحه کلید می رود برای نوشتن راوی بی خود گریه ام می گیرد. &quot;قراری&quot; نداشتیم اما... قرار نبود این طوری شود. قراری نداشتیم اما... قرارمان &quot;این&quot; نبود! کو آن قرار بی قراری ها؟ تو بیا بگو چه کنم؟ تو صمد، تو حسین، تو هر کس که می توانی و باید مرا هدایت کنی. بیا و بگو. بگو کجای کار اشتباه بوده. آقا مرتضی شما هم بیکار ننشین برادر. ببخشید اصلاح می کنم: پدر! هرچه باشد نمیدانم چندمین سال شهادتت است و اگر بودی حالا هم سن پدر ما بودی. آقا مرتضی، سال همت مضاعف و کار مضاعف است... بیکار ننشین. قربان دستت؛ دستی برآر! دستی برآر و ما قبرستان نشینان عادات سخیف را از این منجلاب بیرون کش! دستی برآر...</description>
         <link>http://www.raavy.ir/weblog/majid_azizi/000316.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/weblog/majid_azizi/000316.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">مجید عزیزی</category>
        
        
         <pubDate>Fri, 09 Apr 2010 03:32:55 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>كتاب خاطرات مادر شهیدبلورچی</title>
         <description><![CDATA[لامعه لشکرلو در سن 18 سالگی با انتخاب مذهب شیعه از فرقه بهاییت کناره&zwnj;گیری کرد و به تربیت فرزند خود اهمیت بسیاری داد. تا جایی که پسرش، مهران (علی) بلورچی در عملیات کربلای 5 و منطقه شلمچه به شهادت رسید.<br />
کتاب &quot;محله&zwnj;های زندگی&quot; نوشته مریم برادران در قطع رقعی و 72 صفحه با شمارگان 2300 نسخه و بهای 8500 ریال توسط انتشارات روایت فتح منتشر شده است.]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000315.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000315.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Tue, 06 Apr 2010 08:25:50 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>سواد رسانه‌ای چیست؟</title>
         <description><![CDATA[دكتر يونس شكرخواه نيازي به معرفي ندارد.<br />
در اين مقاله ي كوتاه، دكتر شكرخواه رئوس مطالب مهمي راجع به تعريف سواد رسانه اي و لزوم يادگيري و فوايد بهره مندي از آن بيان مي كند كه دانستنش براي همه ي شمايي كه داريد اين وبلاگ را مي خوانيد واجب است!<br />
هر چند كه اين مقاله خيلي خلاصه نوشته شده، اما براي آشنايي با موضوع سواد رسانه اي بسيار مفيد خواهد بود، ان&zwnj;شاءالله.]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000314.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000314.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Sat, 27 Mar 2010 10:27:14 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>«سر رسید» داشتن</title>
         <description><![CDATA[<div align="justify">اوایل دهه&zwnj;ی هفتاد، تازه تازه داشت پای محصولات پر زرق و برق و غير ضروري به زندگی مردم باز مي&zwnj;شد. منظورم ماکروفر و بخارشوی و ... نیست. همین سر رسیدهای دفترچه&zwnj;ای که الان هزار مدلش در هر اتاقک روزنامه فروشی پیدا مي&zwnj;شود، آن موقع&zwnj;ها کم بود و اگر هم بود، خیلی ساده و بی&zwnj;کیفیت چاپ مي&zwnj;شد.<br />
نوروز یکی از آن سال&zwnj;ها، خاله جان که کارمندِ عالی رتبه&zwnj;ی بانک بودند و برای خودشان کیا و بیایی داشتند، دو تا سر رسید چاپ بانک با عکس&zwnj;های رنگی روی کاغذ گلاسه که هیچ جا پیدا نمي&zwnj;شد به عزیز هدیه دادند، که از آن میان یکی سهم من شد.<br />
یک دفترچه&zwnj;ی خوش&zwnj;دست با کاغذ&zwnj;های اعلا و جلد کالینگور قهوه&zwnj;ای که طلاکوب هم شده بود.<br />
به گمانم 1372 یا 73 بود. دقیقاً نمي&zwnj;دانستم باید با آن چه کنم. دلم نمي&zwnj;آمد چیزی تویش بنویسم. در عالم بچگی فکر مي&zwnj;کردم سر رسید یک کالای خیلی خاص و کمیاب است که باید در حفظ و نگهداری آن بکوشم. به نظرم حیف بود که چیزی توی آن تقویمِ مجلل و اشرافي بنویسم. همین طوری خالی و سفید نگه&zwnj;ش داشتم تا آخر سال.<br />
آخر سال که شد و خاله جان که سر رسید سالِ جدید را به من هدیه داد، تازه فهمیدم که سر رسید من چیز منحصر به فرد و عتیقه&zwnj;ای نبود و ظاهراً آدم بزرگ&zwnj;ها هر سال مي&zwnj;توانند یک سر رسید جدید چاپ کنند که از سر رسیدِ سالِ قبل خوشگل&zwnj;تر و نفیس&zwnj;تر باشد. اما هنوز مدتی زمان مي&zwnj;خواست تا بفهمم که سر رسید دقیقاً به چه دردی مي&zwnj;خورد.<br />
*<br />
سال اول دبیرستان، چند سالی از آشنایی من با پدیده&zwnj;ی سر رسید مي&zwnj;گذشت و ضمیر ناخودآگاهم در تلاش بود تا کاربردی برای این هدیه&zwnj;ی هر ساله بیابد تا سر رسیدها، هر سال در پیِ سال دیگر، سفید و خالی سپری نشوند. از آن سال سر رسید به دفترچه&zwnj;ی دایماً همراهِ من در کیفِ مدرسه تبدیل شد. هر شب که کتاب&zwnj;ها و دفترهای روز گذشته را در مي&zwnj;آوردم و کتاب&zwnj;ها و دفترهای روز بعد را در کیف مي&zwnj;چیدم، آن&zwnj;چه دست نخورده مي&zwnj;ماند، سر رسید بزرگ و قرمز رنگی بود که هر روز مي&zwnj;رفت و مي&zwnj;آمد.<br />
سال اول دبیرستان عادت کردم برنامه&zwnj;های روزانه، کتاب&zwnj;هایی که مي&zwnj;خوانم، جلسات هفتگی و اردوهایی که مي&zwnj;روم، همه را توی سر رسید بنویسم. خلاصه و تیتروار. این تلاشِ من گاهی منجر به یادداشت ابیات مفصلی از منطق الطیر و بوستان و ... مي&zwnj;شد و یا تک&zwnj;بیت&zwnj;ها و احادیثی که توی روزنامه، پشت بلیط اتوبوس و یا بالای تخته کلاس خوانده بودم.<br />
از سال 76 سنتِ نوپای &laquo;سر رسید نوشتن&raquo; با آیین نوظهور &laquo;سر رسید خواندن&raquo; در هم آمیخت! آن چه قبلاً نوشته بودم، فقط در فاصله&zwnj;ی سه&ndash;چهار ماه، آن&zwnj;قدر برایم جذاب بود که وقت زیادی برای خواندنِ چندین باره&zwnj;شان صرف مي&zwnj;کردم. همین لذتِ خواندن، انگیزه&zwnj;ای شد برای این که مفصل&zwnj;تر بنویسم. وقتی مداد به دست مي&zwnj;گرفتم تا بنویسم، مدام به لحظه&zwnj;ای فکر مي&zwnj;کردم که بعد از چند سال بر مي&zwnj;گردم و آن نوشته را مي&zwnj;خوانم.<br />
در آن سال&zwnj;ها، هرگز پای خواننده&zwnj;ی دیگری در میان نبود. اصلاً نوشته&zwnj;ها هیچ مخاطبی نداشت. خودم مي&zwnj;نوشتم و خودم مي&zwnj;خواندم. از 1375 تا امروز شاید به تعداد انگشتان دست هم کس دیگری نوشته&zwnj;هایم در سر رسیدها را نخوانده باشد.<br />
*<br />
هر سال سر رسیدهایی که حالا دیگر پدر به هدیه مي&zwnj;آورد رنگشان عوض مي&zwnj;شد:<br />
&nbsp;75: قرمز؛ 76: سرمه ای؛ 77: خاکستری؛ 78: آبی؛ 79: بنفش؛ 80: قهوه ای؛ ... <br />
و رویدادهای هر سال به نوعی متأثر از رنگ جلد سر رسیدها، در خاطرم مانده است. اتفاقات، رنگ گرفته است. رنگِ روحِ هر سالم را.<br />
رسم و سنت سر رسید نوشتن من، حتی از 1381 که وبلاگ مي&zwnj;نویسم، چندان تغییری نکرده است. گاهی کم و زیاد يا دیر و زود دارد، اما الحمدلله سوخت و سوز ندارد. تا همين امروز هم سر رسيدهايم را يكي يكي پر مي كنم و آخر سال زير كتابخانه مي&zwnj;چينم. حالا گاهي اوقات يادداشت&zwnj;هاي جلسات كاري، قرارهاي ملاقات، سرفصل سخنراني&zwnj;ها، خلاصه تصميمات و ... را هم در سر رسيدها مي&zwnj;نويسم. اما هنوز صفحات شخصي زيادي در هر سال وجود دارد.<br />
*<br />
وبلاگ نویسی، آن اوایل، برایم وحشتناک بود.<br />
هر چند كه ساختار رسانه&zwnj;ای وبلاگ شبیه سر رسید بود: روزانه و پشت سر هم؛ با قابلیت ورق زدن گذشته&zwnj;ها؛ روزهای آینده هم خالیِ خالی. جلد و رنگ وبلاگ هم مي&zwnj;توانست تغییر کند و رنگ و بوی روح آدم را بگیرد؛ اما برای من حضور مخاطب هراس&zwnj;انگیز بود. من هرگز پیش از آن برای دیگری سر رسید ننوشته بودم. مي&zwnj;ترسیدم از این که اگر کسی سر رسیدهای من را بخواند، چه فکری مي&zwnj;کند و چه نظری مي&zwnj;دهد؟<br />
سر رسیدهای من پر بود از اظهارنظر درباره ی دیگران؛ نقلِ رمزگونِ وقایع و رویدادها و تحلیلشان از نگاه خودم و برای خودم.<br />
آن روزها هنوز قبح وبلاگ نشکسته بود. هنوز محتوای فارسی در اینترنت آن قدر زیاد نشده بود که کسی وقت نکند شما را ببیند. هر چیزی که مي&zwnj;نوشتی بارها خوانده مي&zwnj;شد و از آن ناگوارتر، مي&zwnj;شد برایش کامنت گذاشت!<br />
هنوز رمزگذاری، انتشار نظرات بعد از تأیید و ... اختراع نشده بود و امکانات فنی وبلاگ&zwnj;نویسی نمي&zwnj;توانست حاشیه&zwnj;ی امنیت مناسبی برایتان ایجاد کند.<br />
طبیعتاً برای رهایی از تحملِ بارِ سنگینِ تحول، از سر رسید به وبلاگ، من به سمت استفاده از نام مستعار رفتم و کم کم کار به ایجاد شخصیت مجازی هم کشید!<br />
من نیاز به گذرِ زمان داشتم تا بتوانم شرایط و محیطی را که در آن رشد پیدا کرده بودم و به آن عادت داشتم و آن را دوست داشتم و حتی برایم مقدس بود تغییر بدهم.<br />
از 81 تا 85 وبلاگ نوشتن با نام مستعار را ادامه دادم تا یاد بگیرم که در دنیای سر رسیدهای آدم&zwnj;های دیگر چه مي&zwnj;گذرد. این دوران، رشد و خیر و برکت زیادی برای من داشت و از آن بسیار آموختم.<br />
*<br />
ورود به &laquo;راوی&raquo; و نوشتن در کنارِ مجیدِ عزیز از سال 85، نقطه عطفی در تاریخ سر رسیدنویسی من به شمار مي&zwnj;آید. <br />
من از شهریور 85 تصمیم گرفتم که با نامِ حقیقی خودم در دنیای شیشه&zwnj;ای سر رسید بنویسم. حالا من آماده شده بودم که حرف&zwnj;هایم را با امضای خودم در معرض دیدِ همه بگذارم. همگانی که از قبل من را مي&zwnj;شناختند و نوشته&zwnj;هایم در شناختشان اثر مي&zwnj;گذاشت و دیگرانی که مي&zwnj;توانستند از طریق این نوشته&zwnj;ها با من آشنا بشوند و از من شناخت پیدا کنند.<br />
&laquo;راوی&raquo; دریچه ی ورود من به هویت واقعی خودم در دنیای مجازی بود.<br />
اما در سه سال گذشته، بزرگی و اسم و رسمِ &laquo;راوی&raquo; اغلب مانع از آن شده است که حقیقتاً خودم باشم. <br />
&laquo;راوی حسین&raquo; معمولاً پیام&zwnj;برپاره&zwnj;وقتی است که برای شاگردانش و برای دوستانش اهمیت زیادی قایل است و با استخدام ادبیاتی جدی و تا حدودی متکلف، بدنبال اقناع و جذبِ آن&zwnj;هاست. راوی روایت مي&zwnj;کند از آن چه احساس مسئولیتش را تحریک مي&zwnj;کند. در حقیقت &laquo;راوی&raquo; حق ندارد خودش باشد. &laquo;راوی&raquo; باید چشم و گوش و زبانِ دیگران باشد و این البته اشتغال بسیار شریف و مغتنمی است.<br />
*<br />
صاد و القرآن ذی&zwnj;الذکر<br />
همه&zwnj;ی آن چه تا حالا به تفصیل شرح دادم از یک سو و دلایل دیگری که ذکر خواهم کرد از سوی دیگر، من را وا داشت تا پنجره&zwnj;ای دیگر بگشایم و سر رسید دیگری را افتتاح کنم. به نظرم <a href="http://www.1707.blogfa.com/">&laquo;صاد&raquo; </a>شروع يك مرحله&zwnj;ي جديد از پوست&zwnj;اندازي من در دنياي مجازي است. <br />
واضح است كه این به معنی هجرت یا کوچ از <a href="http://www.raavy.ir/">&laquo;راوی&raquo;</a> نیست. من فقط دفترچه یادداشت کوچکی تهیه کرده&zwnj;ام که گاه و بیگاه چیزهای خاصی را در آن یادداشت کنم. &laquo;راوی&raquo; همچنان محترم و منظم از سوی من و محترم و نامنظم از سوی مجید به کار خود ادامه خواهد داد ان شاءالله.<br />
*<br />
مبتلا شدن من به وبلاگ و معتاد شدن به نوشتن در فضای مجازی، کم كم داشت حس و حالِ دست به قلم بردن و سر رسید نوشتن را در من از بین مي&zwnj;برد.<br />
در این سال&zwnj;ها بارها آرزو کرده&zwnj;ام که کاش دفتر کوچکی مي&zwnj;داشتم و آن چه دیده&zwnj;ام، شنیده&zwnj;ام و یا اندیشیده&zwnj;ام در آن ثبت مي&zwnj;کردم. کاش بشود این دفترچه را بر اساس موضوع و تاریخ مرتب کرد و کاش صفحات آن هیچ وقت تمام نشود. کاش این دفترچه همیشه همراهم باشد و دیگران هم بتوانند به آن مراجعه کنند.<br />
بارها پیامک&zwnj;های قشنگی برایم رسیده است و یا پیامک&zwnj;های جالبی نوشته&zwnj;ام که هیچ کجا ثبت نشده و به وادی فراموشی رفته است. همین &laquo;روایت امروز&raquo;ها که بالای صفحه&zwnj;ی راوی نوشته مي&zwnj;شود، جایی برای انباشت و ذخیره ندارد.<br />
<a href="http://www.1707.blogfa.com/">&laquo;صاد&raquo;</a> را برای همین راه انداختم؛ برای ثبت خرده ریزهایی که از این طرف و آن طرف مي&zwnj;رسد و برای بایگانی فکرهای کوتاه و احساسات زودگذری که به نظرم مرورشان در آینده شیرین باشد.<br />
<a href="http://www.1707.blogfa.com/">&laquo;صاد&raquo;</a> را برای خودم مي&zwnj;نویسم. به دور از همه ی تعلقاتی که پیش از این داشته ام. سعی مي&zwnj;کنم رو دربایستی را نخست با خودم و سپس با دیگران کنار بگذارم و کمتر حاشیه بروم و فقط اصل مطلب را بگویم. بدون روده درازی، خلاصه و کوتاه. خیلی خیلی کوتاه.<br />
برای آشنایانم حتماً در <a href="http://www.1707.blogfa.com/">&laquo;صاد&raquo;</a> چیزهای جالبی هست و خواهد بود که شاید درباره&zwnj;ی خودشان باشد و ثبت لحظات کوتاهی که حضوراً و یا غیاباً با هم داشته&zwnj;ایم. برای دیگران هم شاید آیه&zwnj;ای و یا حدیثی و یا حکایتی ناب پیدا کنند و یادگاری داشته باشند.<br />
<a href="http://www.1707.blogfa.com/">&laquo;صاد&raquo;</a> سر رسید دیجیتالی من است و ان شاءالله خواهد بود. از ابتدای بهار واقعی، ربیع الاول 1431، در آن مي&zwnj;نویسم؛ تا وقتی خدا بخواهد.<br />
قدم رنجه بفرمایید.</div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000313.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000313.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حسین غفاری</category>
        
        
         <pubDate>Wed, 10 Mar 2010 08:36:29 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>تصاويري از تخريب مسجدالاقصي و بناي هيكل سليمان</title>
         <description><![CDATA[صهيونيستها در اجراي تصميم خود در مورد مسجدالاقصي بسيار جدي تر از آن هستند كه ما خيال مي كنيم.<br />
البته احتمال دارد قصد صهیونیستها از مانور دادن روی روزی مشخص برای تخریب مسجدالاقصی، سنجش میزان حساسیت و غیرت مسلمانان باشد، اما با تدارکاتی که آنها فراهم کرده اند، مشخص است که در تخریب مسجدالاقصی و بازسازی معبد سوم در محل این مسجد، در آینده ای نه چندان دور، مصمم هستند.]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000312.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000312.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 09:15:20 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>آمریکایی‌ها واژه &quot;تروریست&quot; را برای چه کسانی به کار می‌برند؟</title>
         <description><![CDATA[چند هفته پیش و در هجدهم فوریه سال جاری، &quot;جوزف استاک&quot; یک مهندس نرم&zwnj;افزار آمریکایی، با هواپیمای شخصی کوچک خود به ساختمان اداره&zwnj; مالیات آمریکا در منطقه &quot;اوستین&quot; ایالت تگزاس کوبید...<br />
البته به نظر خبرنگاران آمريكايي، تروریست بودن، به هویت بستگی شما دارد! این فرد، یک شهروند آمریکایی غیرمسلمان و بدون ریش بود که می&zwnj;توانست همسایه کناری ما باشد. تروریست&zwnj;ها ریش دارند، مسلمان هستند و در غارها زندگی می&zwnj;کنند!]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000311.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000311.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 08 Mar 2010 09:10:23 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>شکاف دیجیتالی بین والدین و کودکان باهوش سایبری</title>
         <description><![CDATA[امروزه کامپیوتر و اینترنت به بخشی مهمی از زندگی کودکان تبدیل شده&zwnj;است. اینترنت&zwnj; با ابعاد گسترده&zwnj;اش می تواند یک محیط&zwnj; آموزشی و اطلاع رسانی باشد، یا اینکه با استفاده نادرست، مکانی خطرناک و تهدید کننده برای کودکان باشد.<br />
در اين گزارش، آمار جالبي درباره&zwnj;ي اطلاع والدين امريكايي از اينترنت و&nbsp; نظارت بر كودكانشان ارايه شده است.<br />
اگر در آمريكا وضعيت اين&zwnj;گونه است، ما كجاييم؟]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/linkdump/000310.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/linkdump/000310.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">لینکدونی</category>
        
        
         <pubDate>Sun, 28 Feb 2010 15:10:56 +0330</pubDate>
      </item>
            <item>
         <title>قصه هاي پيام‌بران (3)</title>
         <description><![CDATA[<div align="justify">ته&zwnj;ديگِ&zwnj; دورانِ پيام&zwnj;بريِ سفلي، برايم همين ارتباطِ نيم&zwnj;بندِ الكترونيكي با برخي بچه&zwnj;ها مانده&zwnj;است كه آن هم يك&zwnj;خط&zwnj;درميان جريان دارد.<br />
همين&zwnj;طوري بي&zwnj;مقدمه، بعد از چند ماه، يكهو ايميل زده بود كه آقا چه نشسته&zwnj;اي كه: &laquo;خسته شدم از اين دين و مصّب و مي&zwnj;خواهم مسيحي شوم!&raquo;<br />
برايش نوشتم: &laquo;ثم ماذا؟&raquo; نگرفت و پس لازم دانستم شيرفهمش كنم.<br />
رفتم ديدنش. بي&zwnj;خبر قبلي و بي&zwnj;دعوت و تعارف. بجاي خرس پشمالو و شكلات، برايش يك انجيل عيسي مسيح گرفتم: ترجمه&zwnj;ي هزاره&zwnj;ي نو، مطبوعه&zwnj;ي 2007 ايلام پابليكِيشن، نافِ يونايتد كينگدام، نفيس!<br />
چنان ماتش برد كه گفتي اسرافيل در صور دميده باشد! دقايقي به حيرت و لبخند گذشت. سپس تبريكش گفتم تشرف به ترساكيشي را و در ادامه دو نكته&zwnj;ي كوچك را متذكر شدم:<br />
اول آن&zwnj;كه از اين پس حقِ دل&zwnj;بستن به قرآن را نداري. چون اگر كه قرآن را دوست بداري ناگزير از تبعيتِ آن خواهي شد و قرآن تو را كه امروز اهلِ كتابي، به آيين ديگري مي&zwnj;خواند.<br />
دوم آن&zwnj;كه ديگر اسم امام حسين عليه&zwnj;السلام را نياور كه او براي اصلاح در امتِ جدش به خون كشيده شد. او كشته شد تا آيين اسلام كه نسخ آيين مسيح است برجا بماند و امروز تو در مقابل اويي.<br />
*<br />
به گمانم كمي تند رفتم. <br />
بغضش تركيد و خلاص شد.<br />
*<br />
*<br />
<font color="#800000"><strong>نتيجه&zwnj;ها:</strong></font><br />
<font color="#800000">الف)</font> &laquo;نوجوان&raquo; دوست دارد ديده شود. &laquo;تيريپ&raquo; و &laquo;فشن&raquo; و &laquo;لات بازي&raquo; و &laquo;وبلاگ نويسي&raquo; ريشه&zwnj;اش همين است. بجاي سمپاشي شاخه&zwnj;ها، به فكر آبياري درست ريشه&zwnj;ها باشيم.<br />
<font color="#800000">ب)</font> خيلي خوب است اگر آدم بعضي وقت&zwnj;ها حرف هايش را براي يك كسي بنويسد. خدا را چه ديدي؟ از قديم گفته&zwnj;اند: &laquo;از اين ستون به آن ستون فرج است.&raquo;<br />
<font color="#800000">ج)</font> و همچنين فرمود: &laquo;تنها بنايي كه اگر بلرزد محكم&zwnj;تر مي&zwnj;شود، &zwnj;دل است.&raquo;<br />
<font color="#800000">د)</font> &laquo;لا اكراه في&zwnj;الدين، قد تبين الرشد من الغي&raquo; شما بگوييد مدرسه&zwnj;اي كه تربيت هدف&zwnj;مند و روش&zwnj;مند و كذلك&zwnj;اش به رشد منجر نشود، چه&zwnj;جور مدرسه&zwnj;اي است؟<br />
<br />
*<br />
<font color="#800000"><strong>پ.ن:</strong></font><br />
<font color="#800000"><strong>+ </strong></font>پيام&zwnj;بري هم عالمي دارد؛ پاره وقت و تمام وقت!<br />
<font color="#800000"><strong>++</strong></font> آقا مجيد في&zwnj;الحال تشريفشان را برده&zwnj;&zwnj;اند فرنگستان. اگر توفيق بازگشت به ميهن اسلامي نصيبشان شد،&zwnj; دعا بفرماييد توفيق زيارت دست&zwnj;خط شريفشان در راوي نصيب همه&zwnj;ي ما بشود.<br />
<strong><font color="#800000">+++</font></strong> بعد از مدتي مديد، ميزبان وب راوي تغيير كرد. بايد از <a href="http://www.negahenarm.com/">آقا روح&zwnj;الله</a> كه زحمت فني راوي را تا امروز كشيده&zwnj;اند تشكر ويژه&zwnj;اي بكنم. گفتم كه يادم نرود.<br />
<font color="#800000"><strong>++++ </strong></font>پيرانه سرم عشق جواني به سر افتاد...<br />
</div>]]></description>
         <link>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000309.php</link>
         <guid>http://www.raavy.ir/weblog/hossein_ghaffari/000309.php</guid>
                  <category domain="http://www.sixapart.com/ns/types#category">حسین غفاری</category>
        
        
         <pubDate>Mon, 22 Feb 2010 00:11:54 +0330</pubDate>
      </item>
      
   </channel>
</rss>
